آزادی بیاناجتماعادبیاتاسلایدشوافغانستانتحلیلجهانحقوق بشرسیاستفرهنگ عامهکودکان

روز جهانی زبان مادری؛ آینده هویت زبانی افغانستان زیر سایه سیاست‌های حذف‌گرایانه طالبان

خبرگزاری دید: روز جهانی زبان مادری که هر سال در ۲۱ فبروری گرامی داشته می‌شود، یادآور این حقیقت است که زبان نه‌فقط ابزار ارتباط، بلکه حامل حافظه تاریخی، هویت جمعی و سرمایه فرهنگی ملت‌ها است. در افغانستان به‌عنوان کشوری با بیش از ۴۰ زبان و گویش، این روز معنایی دوچندان دارد؛ زیرا تنوع زبانی در کشور ما نه یک ویژگی حاشیه‌ای، بلکه بخشی از ساختار اجتماعی و تاریخی آن است. با این حال، تحولات سیاسی سال‌های اخیر و سیاست‌های زبانی ـ فرهنگی طالبان، نگرانی‌های جدی درباره آینده زبان‌های مادری در کشور ایجاد کرده است.

افغانستان از نظر زبانی یکی از متنوع‌ترین کشورهای منطقه است و طبق قانون اساسی دوره جمهوریت، پشتو و دری دو زبان رسمی‌اند، اما زبان‌های ازبیکی، ترکمنی، بلوچی، نورستانی، پشه‌ای، پامیری، ایماقی، قزاقی، قرغیزی و ده‌ها گویش محلی دیگر نیز در پهنه کشور حضور فعال دارند. این تنوع، محصول قرن‌ها تعامل فرهنگی، مهاجرت، تجارت و همزیستی اقوام مختلف است.

در قانون اساسی ۱۳۸۲، برای نخستین‌بار زبان‌های ازبیکی، ترکمنی، بلوچی، پشه‌ای، نورستانی و پامیری در مناطقی که گویشوران قابل ‌توجه دارند، به‌عنوان زبان‌های رسمی محلی به رسمیت شناخته شدند. این گام، هرچند ناکافی، اما نشانه‌ای از پذیرش تکثر و تنوع زبانی و واقعیت چندزبانی افغانستان بود.

با بازگشت طالبان به قدرت در سال ۱۴۰۰، به تبع فروپاشی ساختارهای سیاسی و فرهنگی و امنیتی و لغو قانون اساسی، سیاست‌های زبانی کشور نیز دچار تغییرات بنیادین شد. گزارش‌های متعدد از نهادهای آموزشی، رسانه‌ای و فرهنگی نشان می‌دهد که حکومت طالبان، در چارچوب راهبردی حذف‌گرایانه و تسطیح فرهنگی ـ زبانی کشور، به‌سوی یک‌زبانه‌سازی ساختارهای رسمی حرکت می‌کند؛ روندی که در تضاد عمیق با پیشینه فرهنگی ـ تاریخی و واقعیت اجتماعی افغانستان است.

بر پایه همین رویکرد فرهنگ‌ستیزانه، سهم زبان پشتو در کتاب‌های درسی مکاتب، افزایش یافته و در برخی ولایت‌ها، تدریس دری و زبان‌های محلی تا مرز حذف کامل، محدود شده است. در ادارات دولتی، مکاتبات رسمی عمدتاً به پشتو انجام می‌شود و کارمندان در برخی موارد برای استفاده از زبان مادری خود با تذکر یا فشار مواجه شده‌اند. رسانه‌ها نیز از محدودیت‌های مشابه خبر می‌دهند؛ از جمله الزام برخی رادیوها و تلویزیون‌های محلی به افزایش سهم برنامه‌های پشتوزبان.

این سیاست‌ها به باور کارشناسان زبان‌شناسی، نه‌تنها با اصول حقوق زبانی در تضاد است، بلکه خطر حذف تدریجی زبان‌های کوچک‌تر و کم‌گویشور را نیز افزایش می‌دهد.

در ادبیات حقوق بشر، زبان مادری بخشی از حقوق فرهنگی و هویتی افراد جوامع انسانی است. یونسکو تأکید می‌کند که آموزش ابتدایی باید به زبان مادری کودک باشد؛ زیرا این امر هم به یادگیری بهتر کمک می‌کند و هم مانع از فرسایش زبان می‌شود، اما در افغانستان، زبان مادری اغلب به موضوعی سیاسی تبدیل شده است؛ به‌گونه‌ای که حتی پیش از طالبان، تکنوکرات‌های از غرب‌برگشته بر سر قدرت، به‌یژه با زبان فارسی، مواجهه‌ای خصمانه و براندازانه داشتند. در این خصوص موضع‌گیری‌های وزارت اطلاعات و فرهنگ در برابر اصطلاحاتی مانند «دانشگاه و دانشکده» و درگیری‌های طولانی و نفسگیر نمایندگان مجلس بر سر کلمه «افغان» در شناسنامه‌های الکترونیک، نمونه‌های تاریخی نشان‌دهنده ضدیت آشتی‌ناپذیر حاکمان و نخبگان سیاسی با زبان دری یا فارسی در افغانستان است.

اکنون اما که طالبان با هویت و ماهیت شناخته‌شده خود بر سر کار است، در برخی مناطق، خانواده‌ها نگران‌اند که فرزندان شان در آینده‌ای نه چندان دور، در مکتب اجازه استفاده از زبان مادری خود را نداشته باشند. در مناطق ازبیک‌نشین و ترکمن‌نشین، معلمان زبان مادری به دلیل کمبود منابع یا فشار اداری کنار گذاشته شده‌اند. در بدخشان و نورستان، گویش‌های محلی که پیش از این در مکاتب ابتدایی تدریس می‌شد، اکنون جای خود را به برنامه‌های یک‌دست‌شده داده‌اند.

این روند، به گفته پژوهشگران، می‌تواند به خاموشی زبانی بینجامد؛ پدیده‌ای که در آن نسل‌های جوان به‌تدریج توانایی صحبت‌کردن به زبان مادری خود را از دست می‌دهند.

حذف یا تضعیف زبان‌های مادری، پیامدهایی فراتر از حوزه زبان دارد. زبان، حامل ادبیات شفاهی، موسیقی محلی، ضرب‌المثل‌ها، روایت‌های تاریخی و جهان‌بینی هر جامعه است. وقتی زبان تضعیف می‌شود، بخش بزرگی از فرهنگ نیز در معرض نابودی قرار می‌گیرد.

در افغانستان، بسیاری از زبان‌های محلی فاقد نظام نوشتاری معیار یا منابع آموزشی کافی‌اند. اگر سیاست‌های حمایتی وجود نداشته باشد، این زبان‌ها ممکن است در چند دهه آینده با خطر انقراض روبه‌رو شوند.

در این میان، روز جهانی زبان مادری فرصتی است تا افغانستان به جای حرکت به‌سوی یک‌زبانه‌سازی، به واقعیت چندزبانی خود احترام بگذارد. تجربه کشورهای چندقومیتی نشان می‌دهد که تنوع زبانی نه تهدید، بلکه سرمایه‌ای برای انسجام اجتماعی است. سیاست‌های زبانی فراگیر می‌تواند به کاهش تنش‌های قومی، افزایش مشارکت اجتماعی و تقویت اعتماد میان حکومت و شهروندان کمک کند.

در نهایت، حفاظت از زبان مادری در افغانستان تنها یک ضرورت فرهنگی نیست، بلکه بخشی از مسیر رسیدن به جامعه‌ای عادلانه‌تر و متوازن‌تر است. آینده این زبان‌ها، آینده هویت جمعی افغانستان است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا