اسلایدشوافغانستانتحلیلتحلیل و ترجمهجنگسیاستمنطقه

حمله نظامی پاکستان به افغانستان؛ بحران راهبردی و بن‌بست سیاست امنیتی اسلام‌آباد

خبرگزاری دید: حمله اخیر بیش از آن که یک اقدام دفاعی باشد، تلاشی برای اعمال فشار سیاسی بر حکومت طالبان در افغانستان است؛ فشاری که هدف آن وادار کردن کابل به همکاری امنیتی گسترده‌تر و پذیرش خواسته‌های راهبردی پاکستان است.

حمله نظامی پاکستان به افغانستان؛ بحران راهبردی و بن‌بست سیاست امنیتی اسلام‌آباد

رژیم اسلام‌آباد بار دیگر برای فرافکنی بحران‌های داخلی و ناتوانی امنیتی خود به اهرم فشار نظامی علیه افغانستان متوسل شد و اهدافی را در ولایت‌های شرقی کشور، هدف حمله قرار داد که به گفته حکومت طالبان به کشته و زخمی شدن ده‌ها غیرنظامی منجر شده است.

واقعیت این است که این حملات صرفاً یک عملیات مرزی محدود نبود، بلکه نشانه‌ای آشکار از تشدید بحران راهبردی میان دو کشور و شکست الگوی سنتی امنیتی اسلام‌آباد است. این اقدام که با واکنش تند افکار عمومی افغانستان و نگرانی بازیگران منطقه‌ای همراه شد، پرسش‌های مهمی درباره اهداف واقعی پاکستان، پیامدهای ژئوپولیتیک آن و آینده روابط کابل ـ اسلام‌آباد ایجاد کرده است.

پاکستان ادعا می‌کند که هدف این حملات، مقابله با گروه‌های مسلحی است که از خاک افغانستان علیه نیروهای پاکستانی عملیات انجام می‌دهند، اما این روایت رسمی، در صورت اثبات همکاری و همدستی طالبان افغانستان با طالبان پاکستان، تنها بخشی از واقعیت را بازتاب می‌دهد. در سال‌های اخیر، اسلام‌آباد با افزایش حملات تحریک طالبان پاکستان (TTP) مواجه شده و دولت پاکستان بارها کابل را متهم کرده که با این گروه همکاری می‌کند یا در مهار آن ناکام بوده است؛ ادعایی که همواره از سوی حکومت طالبان، رد و تکذیب و حمل بر ناتوانی امنیتی رژیم اسلام‌آباد شده است.

با این حال، تحلیلگران معتقدند که حمله اخیر بیش از آن که یک اقدام دفاعی باشد، تلاشی برای اعمال فشار سیاسی بر حکومت طالبان در افغانستان است؛ فشاری که هدف آن وادار کردن کابل به همکاری امنیتی گسترده‌تر و پذیرش خواسته‌های راهبردی پاکستان است. این الگو پیش‌تر نیز در روابط دو کشور دیده شده، اما تفاوت امروز در این است که حکومت طالبان، حاضر نیست به‌سادگی در برابر فشارهای اسلام‌آباد عقب‌نشینی کند.

اهمیت این رویارویی زمانی برجسته می‌شود که موقعیت مهم ژئوپولیتیکی افغانستان و پاکستان مورد توجه قرار گیرد. این دو در یکی از حساس‌ترین مناطق ژئوپولیتیک جهان قرار دارند؛ منطقه‌ای که رقابت قدرت‌های بزرگ، حضور بازیگران غیردولتی و شکنندگی ساختارهای سیاسی، هرگونه تنش را به بحران گسترده تبدیل می‌کند. به همین دلیل است که حمله اخیر پاکستان، نه‌تنها امنیت مرزی را تضعیف می‌کند، بلکه می‌تواند پیامدهای ناگزیر زیر را به همراه داشته باشد: افزایش بی‌اعتمادی میان کابل و اسلام‌آباد و دشوارتر شدن هرگونه همکاری امنیتی، تقویت گروه‌های افراطی که از شکاف میان دو کشور بهره‌برداری می‌کنند، افزایش نقش بازیگران خارجی که به‌دنبال نفوذ بیشتر در افغانستان و پاکستان هستند، تشدید بحران انسانی در مناطق مرزی که سال‌ها است قربانی درگیری‌های دو طرف‌اند.

در چنین شرایطی، هرگونه اقدام نظامی یک‌جانبه، به‌جای ایجاد امنیت، به چرخه جدیدی از بازتولید خشونت و بی‌ثباتی دامن می‌زند.

پاکستان طی دو دهه گذشته همواره تلاش کرده با استفاده از ابزار نظامی و فشار امنیتی، رفتار کابل را تغییر دهد، اما تجربه نشان داده که این رویکرد نه‌تنها نتیجه‌بخش نبوده، بلکه به افزایش خصومت و کاهش نفوذ اسلام‌آباد در افغانستان منجر شده است. حکومت طالبان نیز برخلاف تصور برخی محافل پاکستانی، بازیگری مطیع و وابسته نیست، بلکه اکنون خود را یک دولت مستقل می‌داند و هرگونه فشار خارجی را تهدیدی علیه مشروعیت‌ خویش تلقی می‌کند.

از این منظر، حمله اخیر را می‌توان تداوم یک اشتباه راهبردی دانست؛ اشتباهی که نه امنیت پاکستان را افزایش می‌دهد و نه حکومت طالبان را به همکاری بیشتر ترغیب و وادار می‌کند. آنچنان که واکنش کابل به این حمله، نشان‌دهنده تغییر مهمی در رویکرد طالبان است. آنها تلاش کردند با استفاده از ابزارهای دیپلماتیک و رسانه‌ای، پاکستان را در موضع پاسخ‌گویی قرار دهند و حمایت افکار عمومی داخلی را جلب کنند. این تغییر، پیام روشنی دارد: افغانستان دیگر نمی‌خواهد همچنان میدان رقابت امنیتی پاکستان باشد و دقیقا همین امر است که اسلام‌آباد را به‌رغم سه دهه حمایت از طالبان افغانستان، در موقعیت شکست استراتژیک قرار می‌دهد.

در نتیجه حمله نظامی اخیر پاکستان، بیش از آن که نشانه قدرت باشد، نشانه بن‌بست راهبردی است. اسلام‌آباد باید بپذیرد که امنیت پایدار در مرزهای شرقی تنها از مسیر گفت‌وگو، همکاری و احترام متقابل حاصل می‌شود، نه از طریق حملات هوایی و فشار نظامی. ادامه این مسیر، تنها به تشدید بی‌ثباتی، افزایش هزینه‌های امنیتی و کاهش نفوذ منطقه‌ای پاکستان منجر خواهد شد.

اگر دو کشور نتوانند چارچوبی مشترک برای مدیریت تهدیدات مرزی ایجاد کنند، منطقه شاهد دور جدیدی از تنش‌های فرسایشی خواهد شد؛ تنش‌هایی که بیش از همه، مردم بی‌دفاع مناطق مرزی بهای آن را می‌پردازند.

نویسنده: محسن موحد – خبرگزاری دید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا