پاکستان و معادله بیثباتی افغانستان؛ از عملیات پنهان تا تهدید آشکار
خبرگزاری دید: عملیاتهای پنهان پاکستان در افغانستان سالها شامل حمایت از گروههای مسلح، تقویت شبکههای اطلاعاتی و نفوذ سیاسی در سطوح مختلف حکومتی بوده است. این فعالیتها معمولاً زیر سایه فعالیتهای دیپلماتیک و رسمی اسلامآباد انجام میشوند، بهگونهای که نفوذ خارجی به شکل آشکار قابل شناسایی نباشد.

افغانستان طی دهههای گذشته همواره با موجی از بحرانهای داخلی و مداخلات خارجی روبهرو بوده است، اما یکی از مؤثرترین و پایدارترین عوامل بیثباتی در این کشور، نقش مستقیم و غیرمستقیم پاکستان بوده است. سیاستهای اسلامآباد در قبال افغانستان طی سالها، از شکل رسمی و آشکار نظامی تا عملیاتهای پنهان نیابتی و اطلاعاتی، پیامدهای گستردهای بر امنیت، ثبات و حاکمیت ملی این کشور داشته است.
پاکستان به دلایل ژئوپلیتیک و امنیتی، همواره تلاش کرده تا نفوذ خود را در افغانستان حفظ کند. از یک سو، نگرانی از اتحاد اقوام پشتون دو سوی خط دیورند و از سوی دیگر رقابتهای منطقهای با هند، اسلامآباد را به اتخاذ رویکردهای پیچیده و چندلایه واداشته است. طی دهههای اخیر، این کشور با استفاده از گروههای نیابتی، از طالبان سابق گرفته تا شبکههای شبهنظامی دیگر، به یک جنگ نیابتی در افغانستان متوسل شده است. این استراتژی نه تنها باعث تداوم بیثباتی در مناطق مرزی و کل کشور شده، بلکه بسیاری از تلاشهای افغانستان برای ایجاد حکومتهای مقتدر و مستقر را ناکام گذاشته است.
عملیاتهای پنهان پاکستان در افغانستان سالها شامل حمایت از گروههای مسلح، تقویت شبکههای اطلاعاتی و نفوذ سیاسی در سطوح مختلف حکومتی بوده است. این فعالیتها معمولاً زیر سایه فعالیتهای دیپلماتیک و رسمی اسلامآباد انجام میشوند، بهگونهای که نفوذ خارجی به شکل آشکار قابل شناسایی نباشد. به این ترتیب، پاکستان توانسته از شکافها و اختلافات قومی و سیاسی افغانستان برای پیشبرد منافع خود بهره ببرد و همزمان بحران و ناپایداری در کشور همسایه را تقویت کند.
از سوی دیگر، پیامدهای این سیاستها به سطح ملی افغانستان محدود نمانده و اثرات منطقهای و بینالمللی نیز داشته است. بیثباتی مداوم افغانستان باعث محدود شدن سرمایهگذاری، ضعف زیرساختها و گسترش بحرانهای انسانی شده و از سوی دیگر، تهدیدهای امنیتی به کشورهای همسایه و حتی فراتر از آن گسترش یافته است. مداخلات مستقیم و غیرمستقیم پاکستان نه تنها مانع توسعه و ثبات داخلی شده، بلکه معادلات امنیتی و سیاسی در جنوب و جنوب غرب آسیا را نیز پیچیدهتر کرده است.
با این وجود، تاریخ و تجربه افغانستان نشان داده است که افغانها در برابر تهدیدهای خارجی میتوانند متحد شوند. شکستهای مکرر پروژههای نیابتی و تلاشهای ناکام برای تسلط بر افغانستان، نشاندهنده مقاومت تاریخی ملت این کشور است. با وجود فشارهای خارجی و پیچیدگیهای امنیتی، وحدت ملی و اجماع برای دفاع از استقلال و تمامیت ارضی، تنها راه مقابله با سیاستهای بیثباتکننده اسلامآباد است.
بنابراین تحلیل نقش پاکستان در بیثباتی افغانستان، بیش از هر چیز یک پیام سیاسی و راهبردی به افغانها دارد و آن این است که اختلافات داخلی، چه قومی و چه سیاسی، نباید بر مساله دفاع از خاک، حاکمیت ملی و استقلال کشور غلبه کند. تجربه تاریخی و بحرانهای کنونی نشان میدهد که پاکستان و سایر بازیگران خارجی معمولاً از شکافها و اختلافات داخلی افغانستان برای پیشبرد اهداف خود بهره میبرند. شکلگیری یک اجماع ملی، اعم از طالبان و مخالفان، پشتون و غیرپشتون، تنها راهی است که میتواند مشروعیت و قدرت ملی افغانستان را تقویت کرده و مانع از ادامه چرخه مداخلات خارجی شود.
در نهایت، مداخلات پاکستان در افغانستان یک واقعیت است که قابل انکار نیست، اما پیام این تجربه تاریخی برای افغانها روشن است، اتحاد، همبستگی و دفاع از استقلال و حاکمیت ملی، ستون اصلی مقاومت در برابر بیثباتیهای ناشی از سیاستهای خارجی است. افغانها با درس گرفتن از گذشته میتوانند مسیر توسعه، امنیت و ثبات را با حضور فعال در صحنه داخلی و کاهش وابستگی به مداخلات خارجی، پیش ببرند و همچنان نشان دهند که هیچ قدرت خارجی، حتی با عملیاتهای پنهان و آشکار، توان غلبه بر اراده یک ملت متحد را ندارد.
نویسنده: سید باقر واعظی – خبرگزاری دید