خبرگزاری دید: همزمان با برگزاری این نشست در نیویورک، در ایران مراسم تشییع پیکر ۱۶۵ کودک دانشآموز مینابی برگزار میشد؛ کودکانی که در حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی به شهادت رسیدند. تابوتهای کوچک این کودکان، تصویری تکاندهنده از واقعیتی بود که در برخی از مناطق جهان از جمله فلسطین جریان دارد؛ کودکانی که قربانی حملات وحشیانه آمریکا و رژیم صهیونیستی شدند.

در نظام بینالملل معاصر، مفاهیمی مانند «حقوق بشر»، «حمایت از کودکان» و «صلح جهانی» به عنوان ارزشهایی جهانی معرفی میشوند؛ ارزشهایی که قرار است فراتر از رقابتهای سیاسی و منافع قدرتها مورد احترام قرار گیرند. با این حال، تجربه سالهای گذشته نشان داده است که این مفاهیم در بسیاری از موارد نه به عنوان اصولی ثابت و اخلاقی، بلکه به عنوان ابزارهایی برای پیشبرد اهداف سیاسی مورد استفاده قرار میگیرند. نشست اخیر شورای امنیت سازمان ملل با موضوع «کودکان، فناوری و آموزش در مناطق درگیری» بار دیگر این تناقض آشکار را در برابر افکار عمومی جهان قرار داد.
ریاست این نشست توسط ملانیا ترامپ، بانوی اول ایالات متحده، از سوی رسانههای غربی به عنوان رویدادی «بیسابقه» معرفی شد؛ رویدادی که ظاهراً قرار بود پیام توجه به کودکان و اهمیت آموزش در تحقق صلح پایدار را به جهان منتقل کند. در سخنان مطرحشده در این نشست نیز بر همین مفاهیم تأکید شد و نمایندگان آمریکا از حمایت کشورشان از کودکان در سراسر جهان سخن گفتند. در ظاهر، چنین مواضعی میتواند نشانهای از تعهد اخلاقی به ارزشهای انسانی تلقی شود. اما هنگامی که این سخنان در کنار واقعیتهای میدانی قرار میگیرد، تصویر دیگری شکل میگیرد؛ تصویری که برای بسیاری از ناظران یادآور همان استانداردهای دوگانهای است که سالهاست در سیاست جهانی به ویژه آمریکا مورد انتقاد قرار دارد.
همزمان با برگزاری این نشست در نیویورک، در ایران مراسم تشییع پیکر ۱۶۵ کودک دانشآموز مینابی برگزار میشد؛ کودکانی که در حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی به شهادت رسیدند. تابوتهای کوچک این کودکان، تصویری تکاندهنده از واقعیتی بود که در برخی از مناطق جهان از جمله فلسطین جریان دارد؛ کودکانی که قربانی حملات وحشیانه آمریکا و رژیم صهیونیستی شدند.
همین همزمانی، پرسشی بنیادین را در برابر افکار عمومی جهان قرار میدهد. چگونه ممکن است کشوری که در بالاترین تریبون بینالمللی از حمایت از کودکان سخن میگوید، در همان زمان اقداماتی برای کشتن کودکان در نقطهای دیگر از جهان انجام میدهد؟ این پرسش صرفاً یک تناقض مقطعی نیست؛ بلکه به مسئلهای عمیقتر در ساختار سیاست جهانی استکبار و استانداردهای دوگانه در گفتمان حقوق بشری غرب باز میگردد.
در سالهای اخیر، بسیاری از تحلیلگران تأکید کردهاند که حقوق بشر در سیاست خارجی قدرتهای غربی به مفهومی گزینشی تبدیل شده است. در مواردی که نقض حقوق بشر به رقبای سیاسی نسبت داده میشود، واکنشها سریع، گسترده و همراه با فشارهای دیپلماتیک و اقتصادی است. اما در شرایطی که همان مسائل با منافع راهبردی غرب یا متحدانش در ارتباط باشد، همان حساسیت اخلاقی به شکل محسوسی کمرنگ با بی رنگ میشود. این رویکرد باعث شده است که مفهوم حقوق بشر در نگاه بسیاری از ملتها، به جای یک اصل جهانی، به ابزاری سیاسی برای اعمال فشار و مشروعیتبخشی به سیاستهای خاص تبدیل شود.
شورای امنیت سازمان ملل که قرار است مهمترین نهاد بینالمللی برای حفظ صلح و امنیت جهانی باشد، در چنین شرایطی به صحنهای برای نمایش همین تناقضها تبدیل میشود. استفاده از این تریبون برای طرح شعارهای اخلاقی در حالی که سیاستهای عملی برخی قدرتهای بزرگ از جمله آمریکا و رژیم صهیونیستی با همان اصول در تضاد است، به تدریج اعتبار این نهاد و مفاهیم انسانی مورد دفاع آن را زیر سؤال میبرد.
در این میان، نام کودکان میناب یادآور واقعیتی است که هیچ سخنرانی دیپلماتیکی نمیتواند آن را پنهان کند. این کودکان نه بازیگران سیاست بودند و نه بخشی از رقابتهای ژئوپلیتیکی قدرتها. آنها دانشآموزانی بودند که زندگی و آیندهشان قربانی خشونت وحشیانه شد. همین واقعیت ساده، شکاف میان ادعاهای مطرح شده در تریبونهای بینالمللی و واقعیتهای تلخ جهان را به شکلی عریان نشان میدهد.
افکار عمومی جهانی امروز بیش از هر زمان دیگری نسبت به این تناقضها حساس شده است. در عصر ارتباطات، فاصله میان سخن و عمل به سرعت آشکار میشود و روایتهای رسمی به سادگی گذشته پذیرفته نمیشوند. هنگامی که از حقوق کودکان سخن گفته میشود، انتظار طبیعی این است که این حقوق برای همه کودکان جهان، فارغ از ملیت و جغرافیا، به یک اندازه محترم شمرده شود.
در غیر این صورت، نشستهایی که با هدف دفاع از ارزشهای انسانی برگزار میشوند، ممکن است در نگاه بسیاری از مردم جهان نه به عنوان تلاشهایی واقعی برای حمایت از کودکان، بلکه به عنوان صحنهای از همان «سیرک حقوق بشر» تلقی شوند؛ نمایشی که در آن واژههای زیبا درباره صلح و انسانیت بر زبان جاری میشود، اما در جایی دیگر از جهان، تابوتهای کوچک کودکان حقیقتی متفاوت را فریاد میزنند.