خبرگزاری دید: با انتخاب آیتالله سید مجتبی خامنهای، فرزند رهبر شهید انقلاب اسلامی، به عنوان رهبر جدید جمهوری اسلامی ایران، این کشور وارد مرحلهای تازه، حساس و سرنوشتساز شد؛ مرحلهای که بدون شک نقطه عطفی در تاریخ سیاسی و امنیتی ایران و منطقه است. این انتخاب، افزون بر آنکه نشاندهنده بلوغ، خردمندی و مسوولیتپذیری شورای خبرگان رهبری است، بیانگر اشراف این نهاد بر شرایط پیچیده میدانی و درک عمیق آن از موقعیت تاریخی ایران در یکی از پرتنشترین مقاطع معاصر این کشور نیز هست.

در زمانی که جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران اسلامی با شدت و گسترهای بیسابقه جریان دارد و افکار عمومی جهان با دقتی کمنظیر تحولات تهران پس از شهادت رهبر انقلاب اسلامی را دنبال میکرد، شورای خبرگان رهبری تصمیمی اتخاذ کرد که یکی از اقدامات راهبردی و تعیینکننده این نهاد استراتژیک در ساختار نظام جمهوری اسلامی ایران است. جهانیان با یک چشم میدان جنگ و تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل را رصد میکردند و با چشمی دیگر، روند جانشینی یکی از اثرگذارترین رهبران سیاسی و فکری جهان اسلام را. در چنین شرایطی، انتخاب فردی که از نظر بسیاری از تحلیلگران، پیوندی عمیق با میراث فکری و راهبردی رهبر شهید دارد، حامل پیامهای متعدد داخلی و خارجی است.
آیتالله سید مجتبی خامنهای، نهتنها ادامهدهنده مسیر پدر شهید خود و پاسدار اصول و معیارهای بنیادین انقلاب اسلامی و مکتب و مرام امام خمینی (ره) است، بلکه به دلیل جوانی، شناخت دقیق از سازوکارهای قدرت در ایران و جهان و تسلط بر جریانها و شریانهای اصلی سیاست منطقهای، میتواند با سرعت و قدرتی بیشتر، کشتی انقلاب اسلامی را در میان طوفانهای سهمگین منطقهای هدایت کند و انتخاب او، ظرفیت خلق شگفتیهای مدیریتی و راهبردی تازهای را در ساختار سیاسی جمهوری اسلامی فراهم میآورد.
این انتخاب، برخلاف میل قدرتهای استکباری و بهویژه آمریکا و اسرائیل، معادلات میدانی منطقه را در معرض دگرگونیهای عمیق قرار خواهد داد؛ زیرا بدون شک، پر شدن خلأ رهبری و بازگشت انسجام فرماندهی کل قوا، مسیر تحولات را بهگونهای رقم خواهد زد که دستاوردهای جدیدی برای مردم ایران و جبهه مقاومت به همراه داشته باشد. در شرایطی که دشمنان جمهوری اسلامی با عبور از همه موازین حقوق بینالملل و با اقدام به ترور رهبر انقلاب اسلامی، گمان میکردند ساختار سیاسی ایران را دچار فروپاشی یا سردرگمی خواهند کرد، مقاومت نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ـ بهویژه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ـ تمامی محاسبات آنان را برهم زد.
سپاه پاسداران، بهعنوان یکی از یادگارهای راهبردی رهبر شهید انقلاب اسلامی، با ایستادگی و واکنش سریع و منسجم خود، اجازه نداد طرحهای شوم و شیطانی آمریکا و اسرائیل برای بیثباتسازی ایران به نتیجه برسد و دشمنان جمهوری اسلامی، نهتنها در دستیابی به اهداف خود ناکام ماندند، بلکه اکنون با ساختاری منسجمتر و رهبری تازهنفستر مواجهاند.
با انتخاب آیتالله سید مجتبی خامنهای، بهعنوان رهبر جدید انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی وارد مرحلهای از ثبات، انسجام و قدرتافزایی مضاعف خواهد و این انتخاب، نهتنها خلأ رهبری را به بهترین شکل قابل تصور پر کرده، بلکه میتواند در کوتاهترین زمان ممکن معادلات میدان را تغییر خواهد داد و مسیر پیروزیهای تازهای را برای ایران و جبهه مقاومت هموار خواهد ساخت. در چنین چشماندازی، استواری نظام سیاسی برآمده از انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ و استمرار آرمانهای بنیانگذار فقید آن، با قدرتی چندبرابر دنبال خواهد شد.
باید توجه داشت که انتقال رهبری در هر نظام سیاسی، همواره لحظهای تعیینکننده و سرنوشتساز به شمار میرود. این لحظه، نهتنها آزمونی برای انسجام درونی ساختار سیاسی است، بلکه پیامدهای گستردهای در سطح منطقهای و بینالمللی دارد. هنگامی که چنین انتقالی در میانه یک بحران امنیتی یا جنگ خارجی رخ دهد، اهمیت آن چند برابر میشود و نگاه بازیگران جهانی و منطقهای با حساسیتی بیسابقه به آن دوخته میشود. در چنین شرایطی، نحوه مدیریت انتقال قدرت، سرعت تصمیمگیری نهادهای مسوول و توانایی نظام سیاسی در حفظ پیوستگی فرماندهی، تعیینکننده مسیر آینده کشور و تأثیر آن بر محیط پیرامونی خواهد بود.
در بسیاری از کشورها، انتقال رهبری در شرایط عادی نیز میتواند موجب تزلزل موقت در ساختار تصمیمگیری شود، اما هنگامی که این انتقال در دل یک جنگ یا فشار خارجی رخ میدهد، بهطور طبیعی انتظار میرود که دشمنان خارجی تلاش کنند از خلأ احتمالی قدرت بهرهبرداری کنند. با این حال، تجربه نشان داده است که برخی نظامهای سیاسی، بهویژه آنهایی که دارای نهادهای تثبیتشده و ساختارهای امنیتی منسجم هستند، میتوانند این لحظه را نهتنها بدون تزلزل، بلکه به فرصتی برای بازسازی قدرت و بازتعریف معادلات منطقهای تبدیل کنند.
در چنین بستری، انتخاب سریع و قاطع رهبر جدید توسط نهادهای قانونی، پیام مهمی به بازیگران خارجی مخابره میکند: این که ساختار سیاسی کشور، حتی در سختترین شرایط، از توانایی فوقالعاده برای تصمیمگیری راهبردی برخوردار است و اجازه نمیدهد خلأ قدرت به نقطه آسیبپذیری نظام تبدیل شود. این پیام، بهویژه در شرایطی که کشور با حملات خارجی یا فشارهای امنیتی مواجه است، نقش بازدارندهای ایفا میکند و نشان میدهد که انسجام درونی، فراتر از محاسبات دشمنان، همچنان پابرجا است؛ همان چیزی که پس از شهادت حضرت آیتالله العظمی خامنهای، رهبر شهید انقلاب اسلامی، با انتخاب آیتالله سید مجتبی خامنهای در ایران اسلامی اتفاق افتاد و نشان داد که ساختارهای بنیادین این نظام، بسیار نیرومندتر از آن است که قدرتهای مستکبر و پوشالی غربی، خیال فروپاشی آن را در سر میپرورند.