خبرگزاری دید: در پی تشدید و تداوم جنگ ایران ـ آمریکا ـ اسرائیل، بازار املاک دبی که سالها بهعنوان یکی از مهمترین مقاصد سرمایههای سرگردان و خارجی در منطقه شناخته میشد، این روزها نشانههای آشکاری از فرسایش و بیثباتی را بروز داده و ۱۵ درصد ریزش داشته است.

ریزش ۱۵ درصدی در تنها پنج روز، صرفاً یک نوسان مقطعی نیست، بلکه میتواند نشانهای از خروج تدریجی سرمایه، کاهش اعتماد به پایداری مدل اقتصادی مبتنی بر جذب سرمایه خارجی و حساسیت شدید این بازار به تحولات ژئوپلیتیک و مالی جهانی باشد. وقتی ستون فقرات اقتصادهای منطقهایِ وابسته به سرمایه خارجی چنین لرزشی را تجربه میکند، باید آن را بهمثابه علامتی از شکنندگی ساختاری و نه فقط یک «اصلاح قیمت» ساده خواند.
در سوی دیگر، بحران انرژی در اروپا و بهویژه بریتانیا، لایه دیگری از این معادله قدرت را آشکار میکند. جهش ۷۰ درصدی قیمت عمدهفروشی گاز تنها در یک هفته، در کنار این واقعیت که ذخایر گاز بریتانیا فقط برای حدود ۱۲ روز مصرف کفایت میکند، نشان میدهد که غرب در حوزهای که سالها آن را ابزار فشار بر دیگران میپنداشت، اکنون خود به نقطه آسیبپذیر تبدیل شده است.
وقتی نفت نیز در از به مرز ۱۲۰ دالر قرار میگیرد، معنایش برای اقتصادهای درگیر در جنگ تحریمی و انرژی، چیزی فراتر از یک عدد نمادین است: این سطح قیمت، فشار تورمی، نارضایتی اجتماعی و هزینههای سیاسی را برای دولتهای غربی تشدید میکند.
در چنین چارچوبی، جنگ دیگر فقط در میدان نظامی تعریف نمیشود؛ میدان اصلی، اقتصاد و تابآوری اجتماعی است. بیثباتی بازار املاک در دبی، فرار سرمایه در کشورهای همسو با جبهه غربی ـ عبری ـ عربی و بحران فزاینده انرژی در اروپا و آمریکا، همگی به یک پرسش واحد ختم میشوند: کدام جبهه توان تحمل طولانیمدت این جنگ فرسایشی را دارد؟ اگر مقاومت مردمی و انسجام داخلی در جبهه مقابل، تداوم یابد، صدای «شکسته شدن استخوانها» نه یک شعار احساسی، بلکه نتیجه منطقی تلاقی سه روند خواهد بود: فرسایش اقتصادی، بحران انرژی و کاهش مشروعیت سیاسی در اردوگاه غرب و متحدان منطقهایاش.
واحد بین الملل – خبرگزاری دید