میز بینالملل خبرگزاری دید: با شهادت رهبر انقلاب اسلامی، آیتالله العظمی خامنهای (ره) در تجاوز مشترک آمریکا ـ اسرائیل به ایران و انتخاب فرزند ایشان، آیتالله مجتبی خامنهای، از سوی مجلس خبرگان رهبری بهعنوان سومین رهبر انقلاب اسلامی، نگاهها در داخل و خارج از کشور به نخستین پیام ایشان دوخته شده بود؛ پیامی که قرار بود در یکی از حساسترین مقاطع تاریخ معاصر منطقه صادر شود و سرنوشت راهبردی ایران در میانه جنگ تحمیلی دشمنان بینالمللی و منطقهای ایران را مشخص کند.

سرانجام شب گذشته این پیام منتشر شد و نشان داد که پیام راهبردی رهبر جدید، فراتر از یک بیانیه تشریفاتی، بهمثابه اعلام یک دکترین تازه برای عبور از بحران و بازتعریف موازنه قدرت در منطقه است؛ دکترینی که سطح درگیری را از یک مواجهه نظامی محدود، به یک بحران راهبردی برای ایالات متحده و رژیم صهیونیستی ارتقا میدهد.
در این پیام تاریخی، نقش مردم بهعنوان ستون اصلی اقتدار کشور برجسته شده است. آیتالله سید مجتبی خامنهای، با اشاره به روزهایی که ایران بدون رهبر بود، تصریح کرد که این مردم بودند که با بصیرت و حضور خود، کشور را رهبری کردند. این نگاه، مردم را از جایگاه «پیروان منفعل» به «بازیگران فعال» در معادلات بزرگ و تاریخی ایران ارتقا میدهد و نشان میدهد که در منظومه فکری انقلاب اسلامی و رهبر جدید آن، قدرت واقعی در میدان حضور مردم شکل میگیرد. استفاده از آیه مبارکه «ما ننسخ من آیة…» که زینتبخش آغازین پیام ایشان است نیز در همین چارچوب معنا پیدا میکند؛ آنچنان که خود نیز تصریح کرد که اگر نعمت رهبری شهید از ملت ایران گرفته شد، نعمت حضور عمّارگونه آنان بهعنوان نعمتی جایگزین، به آنان اعطا شد.
اما نقطه عطف پیام، جایی است که رهبر جدید انقلاب اسلامی، با صراحت، سطح درگیری را از میدان نظامی به میدان راهبردی منتقل میکند. او با تفکیک میان دولتهای منطقه و پایگاههای آمریکا، یک ابتکار عمل مهم را مطرح ساخت: ایران با دولتهای منطقه و همسایگان پانزدهگانه خود خصومتی ندارد، اما پایگاههای آمریکا، بهعنوان ابزار و زمینه تجاوز، برای جمهوری اسلامی ایران هدف مشروع هستند. این تفکیک، کشورهای منطقه را در برابر یک انتخاب تاریخی قرار میدهد: آنان یا باید منافع ملی خود را برگزینند و یا هزینه میزبانی از آمریکا را بپردازند. این همان نکتهای است که باید آن را «تغییر معادله جنگ» نامید؛ زیرا با این رویکرد، آمریکا از یک بازیگر مسلط، به یک بازیگر آسیبپذیر، منزوی و غیرقابل اعتماد برای متحدان منطقهای خود تبدیل میشود.
تأکید رهبر جدید انقلاب اسلامی بر ادامه محدودیت در تنگه هرمز نیز نشان میدهد که ایران در پی تبدیل کردن جنگ از یک نزاع منطقهای، به یک چالش اقتصادی جهانی برای غرب است. تنگه هرمز، شاهرگ انرژی جهان است و هرگونه محدودیت در آن، نهتنها آمریکا، بلکه کل اقتصاد غرب را تحت فشار قرار میدهد. این پیام، بهویژه خطاب به کشورهای میزبان پایگاههای آمریکا، حامل این معنا است که پذیرش پایگاههای آمریکایی، متضمن پذیرش تبعات جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران است و نمیتوان از زیر بار هزینههای سیاسی، امنیتی و اقتصادی آن، شانه خالی کرد.
در ادامه، نخستین پیام راهبردی آیتالله سید مجتبی خامنهای با قدردانی از رزمندگان و جبهه مقاومت، عمق راهبردی ایران را در غرب آسیا بازتعریف کرد. در این پیام تاریخی، یمن، حزبالله و مقاومت عراق، نه صرفاً متحدان منطقهای، بلکه «بهترین دوستان» ایران معرفی شدند؛ دوستانی که همراهی آنان با جمهوری اسلامی، مسیر مقابله با صهیونیزم را کوتاهتر و آسیبپذیری رژیم صهیونیستی را بیشتر و عمیقتر میکند. این رویکرد، جبهه مقاومت را از یک مجموعه پراکنده، به یک شبکه منسجم و متصل به یکدیگر تبدیل میکند؛ شبکهای که توانایی تغییر موازنه در چندین جبهه را دارد و آمریکا و اسرائیل را درگیر یک جنگ فرسایشی چندلایه میسازد.
بخش مهم دیگر نخستین پیام سومین رهبر انقلاب اسلامی، دارای بار انتقامی قاطع است و عملاً ستون دوم دکترین تازهای است که در این پیام، ترسیم شده است؛ دکترینی که «امنیت ملی» را نه صرفاً در سطح حفاظت از ساختار سیاسی، بلکه در سطح صیانت از تکتک شهروندان تعریف میکند. تأکید بر این که «هر شهید یک پرونده مستقل انتقام است» پیام روشنی برای بازیگران منطقهای و فرامنطقهای دارد: دامنه پاسخ ایران محدود به ترور رهبر شهید انقلاب اسلامی نیست و هر اقدام علیه مردم، بهویژه کودکان، میتواند ماشه یک واکنش گستردهتر را بفشارد. اشاره مستقیم به حادثه مکتب میناب نیز این پیام را از سطح یک تهدید کلی، به سطح یک پرونده مشخص و قابل پیگیری ارتقا میدهد.
این بخش از پیام نشان میدهد که رهبر جدید انقلاب اسلامی، بازدارندگی را از طریق «نامتقارنسازی هزینهها» بازتعریف میکند؛ یعنی هر ضربه به ایران، نه در همان سطح، بلکه در سطحی بالاتر و با حساسیت ویژه نسبت به اهداف غیرنظامی پاسخ داده خواهد شد.
در بخش پایانی پیام، رهبر جدید انقلاب خطاب به کشورهای منطقه هشدار داد که دوران دوگانهزیستی، یعنی دوستی با ایران و میزبانی از آمریکا، به پایان رسیده است. این کشورها باید تکلیف خود را با متجاوزین به خاک ایران با هرچه زودتر تعطیل کردن پایگاههای آمریکا مشخص کنند. مبنای این هشدار، نه تهدید و یا تمایل ایران به زورگویی و استعمارگری، بلکه برآمده از واقعگرایی میدانی و عملیاتی است؛ زیرا تجربه جنگ اخیر نشان داده که آمریکا نهتنها امنیتی برای منطقه ایجاد نکرده، بلکه خود عامل اصلی بیثباتی است.
در مجموع، پیام رهبر جدید انقلاب اسلامی، یک رهنمود راهبردی است که مسیر آینده جنگ و نظم منطقهای را با قاطعیت و بدون هیچگونه ابهامی، ترسیم میکند. این پیام، مردم را در جایگاه بازیگران اصلی قرار میدهد، جبهه مقاومت را به عمق راهبردی ایران تبدیل میکند، آمریکا را از یک قدرت مسلط به یک قدرت آسیبپذیر بدل میسازد و کشورهای منطقه را در برابر یک انتخاب تاریخی قرار میدهد. به همین دلیل است که این پیام، نقطه عطفی در معادله جنگ دانسته میشود و میتواند با تغییر بنیادین مسیر درگیری، موازنه قدرت را به سود ایران و جبهه مقاومت بازآرایی کند.
نویسنده: راحل موسوی