اسلایدشوتروریسمجنگجهانسیاستگزارشنظامی

خطر لغزش آمریکا به جنگی متوسط با ایران؛ هشدار رابرت کاپلان درباره تکرار یک دام تاریخی

خبرگزاری دید: رابرت کاپلان، از شناخته‌شده‌ترین نویسندگان و تحلیل‌گران ژئوپولیتیک در جهان است؛ کسی که طی چهار دهه گذشته نقش مهمی در شکل‌دهی به فهم سیاست خارجی آمریکا، به‌ویژه در حوزه‌های خاورمیانه، بالکان، آفریقا و آسیا داشته است. او از معدود نویسندگانی است که هم در سطح دانشگاهی و هم در سطح سیاست‌گذاری تأثیرگذار بوده و نوشته‌هایش بارها مورد استناد دولت‌مردان، ارتش و اندیشکده‌های آمریکایی قرار گرفته است.

رابرت کاپلان در تحلیلی تازه، با تکیه بر مفهوم «جنگ‌های متوسط» که نخستین‌بار توسط تاریخ‌نگار نظامی جیمز استوکس‌بری مطرح شد، هشدار داده که ایالات متحده در دوران دونالد ترامپ در آستانه گرفتار شدن در همان دامی قرار دارد که پیش‌تر جنگ‌های ویتنام، عراق و افغانستان را رقم زد. استوکس‌بری معتقد بود دموکراسی‌ها در جنگ‌های کوچک و جنگ‌های بسیار بزرگ عملکرد خوبی دارند، اما در جنگ‌های متوسط، جنگ‌هایی که «بعضی می‌روند و بعضی در خانه می‌مانند» با مشکلات جدی روبه‌رو می‌شوند. کاپلان با نقل این جمله از متن اصلی تأکید کرده که: «جنگ‌های متوسط آن‌قدر بزرگ هستند که ویرانی و خونریزی عظیمی ایجاد کنند، اما آن‌قدر کوچک‌اند که کل جبهه داخلی جامعه را درگیر نکنند.»

به باور او، جنگ‌های متوسط معمولاً از سوءبرداشت درباره ماهیت واقعی کشوری آغاز می‌شوند که قرار است هدف مداخله باشد. این جنگ‌ها نه از ابتدا طراحی‌شده‌اند و نه اهداف روشن و قابل اندازه‌گیری دارند. در نتیجه، رهبران سیاسی وارد روندی می‌شوند که به‌تدریج از کنترل خارج می‌شود.

کاپلان یادآور شده که جنگ‌های افغانستان، عراق، کوریا و ویتنام، با وجود تلفات گسترده، در مقایسه با جنگ‌های جهانی، «متوسط» محسوب می‌شوند؛ جنگ‌هایی که نه کوچک بودند و نه آن‌قدر بزرگ که جامعه آمریکا را یکپارچه بسیج کنند.

کاپلان هشدار داده که تنش‌های رو به افزایش میان دولت ترامپ و ایران می‌تواند به‌سرعت به چنین جنگی تبدیل شود. اگر ایران تسلیم فشارهای آمریکا نشود و حملات هوایی آمریکا و اسرائیل به بی‌ثباتی داخلی و منطقه‌ای منجر شود، واشنگتن ممکن است ناخواسته وارد چرخه‌ای شود که پایان آن نامعلوم است. او نوشته است: «فاصله میان سرنگون کردن یک نظم موجود و ایجاد نظمی تازه و انعطاف‌پذیرتر، می‌تواند بسیار زیاد باشد.» این جمله نشان می‌دهد که کاپلان نگران خلأ قدرت و هرج‌ومرجی است که پس از هرگونه اقدام نظامی علیه ایران ممکن است شکل بگیرد.

کاپلان سپس بحث را به سطحی کلان‌تر برده و استدلال کرده که ایالات متحده عملاً مانند یک امپراتوری عمل می‌کند؛ امپراتوری‌ای که ناگزیر در مناطقی درگیر می‌شود که شاید برای منافع حیاتی‌اش ضروری نباشند. او گفته است تکرار جنگ‌های متوسط بازتابی از همین وضعیت امپریالیستی است و اگر رهبران آمریکا احتیاط نکنند، این جنگ‌ها می‌توانند به تضعیف و حتی افول قدرت آمریکا منجر شوند.

در بخش «محاسبات اشتباه خطرناک» کاپلان توضیح داده که تصمیم‌گیری درباره جنگ همیشه در فضایی از عدم ‌قطعیت انجام می‌شود. او با نقل قولی از کلاوزویتس یادآور شده: «سه‌چهارم چیزهایی که جنگ بر آن‌ها استوار است، در غباری از عدم ‌قطعیت پنهان شده‌اند.» به همین دلیل، رؤسای ‌جمهور اغلب مجبورند با اطلاعات ناقص تصمیم بگیرند و همین امر احتمال خطای محاسباتی را افزایش می‌دهد. نمونه‌های تاریخی مانند عراق ۲۰۰۳ نشان داد که اقدام شتاب‌زده چگونه می‌تواند به جنگی متوسط و فرسایشی تبدیل شود.

کاپلان سپس به مقایسه‌ای مهم می‌پردازد: جنگ احتمالی در اقیانوس آرام غربی (میان چین و تایوان) از نظر پیامدهای اقتصادی و ژئوپولیتیکی، بسیار خطرناک‌تر از جنگ‌های خاورمیانه خواهد بود. او هشدار داده که جنگ در این منطقه می‌تواند زنجیره‌های تأمین جهانی، بازارهای مالی و صنایع حیاتی مانند نیمه‌رساناها را نابود کند. با این حال، برنامه‌ریزی نظامی در پکن و واشنگتن ادامه دارد و همین امر احتمال وقوع درگیری را افزایش می‌دهد.

در ادامه، کاپلان به خطرات درگیری با کوریای شمالی، کارتل‌های مواد مخدر مکزیک، ونزویلا و حتی نیجریه اشاره کرده و توضیح داده که هر یک از این بحران‌ها می‌تواند به جنگی متوسط تبدیل شود؛ جنگی که آغاز آن آسان اما پایان آن بسیار دشوار است.

او سپس به یکی از عوامل مهم تشدید جنگ‌ها پرداخته: «افتخار کاذب» یا واکنش احساسی به جریحه‌دار شدن حیثیت ملی. نمونه فلوجه در سال ۲۰۰۴ نشان می‌دهد که چگونه تصمیم‌گیری احساسی می‌تواند یک عملیات محدود را به نبردی خونین تبدیل کند. کاپلان تأکید کرده که قدرت‌های بزرگ باید بیش از دیگران خویشتن‌داری داشته باشند؛ زیرا هر واکنش شتاب‌زده می‌تواند به مارپیچی از تشدید منجر شود.

در پایان، کاپلان یادآور شده که ایالات متحده برای جلوگیری از تکرار جنگ‌های متوسط، باید به اصولی مانند «دکترین پاول» بازگردد: ورود به جنگ تنها زمانی که هدف روشن، حمایت عمومی، نیروی قاطع و راهبرد خروج مشخص وجود داشته باشد. او هشدار داده که اگر آمریکا نتواند از این نوع جنگ‌ها دوری کند، شکاف میان افکار عمومی و نخبگان حاکم، عمیق‌تر خواهد شد؛ شکافی که می‌تواند به فرسایش تدریجی ساختار سیاسی آمریکا منجر شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا