اسلایدشوتحلیلتروریسمجنگجهانسیاستنظامی

آیا ابرقدرت جهان در برابر اراده ملت ایران، زمین‌گیر شده است؟

خبرگزاری دید: داکتر عبداللطیف نظری، معاون مسلکی وزارت اقتصاد حکومت طالبان، در تحلیلی جامعه‎‌شناختی، تهدید ۴۸ساعته دونالد ترامپ برای بازگشایی تنگه استراتژیک هرمز را نشانه‌ای از «استیصال هژمونی آمریکا» و نقطه عطفی در گذار جهان به سوی چندجانبه‌گرایی دانسته است.

متن این تحلیل را با هم مرور می‌کنیم.

رئیس‌جمهور آمریکا به ایران ۴۸ ساعت مهلت داده تا تنگه هرمز را برای عبور نفتکش‌ها باز کند. ایران اما گفته است که جز دشمن، این تنگه برای دیگران باز است؛ به نظر می‌رسد این کنش آقای ترامپ نه از موضع قدرت، بلکه از روی استیصال است. آقای ترامپ تصور می‌کرد که نظام ایران بعد از دو روز جنگ سنگین پس از شهادت آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، سقوط می‌کند، اما برعکس این واقعه، سرآغاز دوره‌ای جدید، نه‌‌تنها در ایران که در منطقه و جهان شد؛ دوره‌ای که با فروپاشی هژمونی جهانی و نظمی که قرن‌ها خود را تثبیت‌شده می‌پنداشت آغاز شده و طلیعه پیروزی یک ملت مقاوم و مستقل را در برابر ابرقدرت جهان و همکاران غربی و منطقه‌ای شان نوید می‌دهد.

مهم‌ترین پیامد این ایستادگی، حرکت سریع و پرشتاب جهان به سمت چندجانبه‌گرایی و گذار مطلق و قاطع از نظم یک‌جانبه‌گرایی است. ایستادگی ملت ایران در برابر تهاجم سنگین آمریکا و اسراییل و هم‌پیمانان پیدا و پنهان آنان، نه‌فقط یک رویداد تاریخی برای ملت ایران، بلکه نقطه عطفی در روابط بین‌الملل است. ملت ایران بر خلاف قواعد مرسوم سیاست در خاورمیانه، نه‌تنها تسلیم نشد که با اتکا به هویت دینی و اراده جمعی ناشی از ایمان به وعده‌های الهی، نه تنها وضعیت سیاسی را در ایران دگرگون ساخت، بلکه فصلی جدید در کتاب تاریخ مقاومت جهان گشود.

ایالات متحده و اسراییل با تمام قوا به صحنه آمده‌اند و بعد از سال‌ها جنگ اقتصادی و شناختی، این بار با تمام ظرفیت خود و استفاده از تمام ابزارهای  سیاسی، اقتصادی، رسانه‌ای، شناختی و حتی با تمام قدرت نظامی به میدان آمده‌اند تا به زعم خودشان کار را تمام کنند، اما مردم ایران در میدان آزمون، نه‌تنها از منافع ملی ایران با شجاعت دفاع کرده، بلکه با دفاع و مقاومت و تهاجم بر پایگاه‌های آمریکا و مراکز نظامی اسراییل، جغرافیای قدرت در غرب آسیا را دگرگون ساخته است. از این رو، مهلت ۴۸ ساعته ترامپ به ایران درباره تنگه هرمز و تهدید به زدن زیرساخت‌های ایران که منفعت مردم عادی در آن نهفته است، در حقیقت اعتراف غیرمستقیم به شکست پروژه مهار ایران و ناتوانی در مقابله منطقی با این قدرت اثرگذار غرب آسیا است. این تصمیم ترامپ، بیشتر از آن که ضربه‌ای به ایران وارد کند، نشان از درماندگی و هراس ایالات متحده و اسراییل از قدرت بازدارندگی، توان دفاعی و نفوذ منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران دارد.

تهدید ترامپ درباره تخریب زیرساخت‌های انرژی ایران دارای پیامدهای راهبردی بوده، موجب بیداری بیشتر و انسجام عمیق‌تر ایرانیان خواهد شد. بنابراین، این تهدید، برای ایران یک فرصت استراتژیک ایجاد می‌کند که تحکیم بی‌سابقه انسجام داخلی و همبستگی ملی حول نهادهای دفاعی کشور، مهم‌ترین دستاورد آن است. جامعه‌شناسی سیاسی ایران نشان می‌دهد که از یک سو، هرچه تهدید بیشتر شود، انسجام و وحدت ملت ایران قوی‌تر می‌گردد و از سوی دیگر، بدون ایجاد تفرقه پایدار در جامعه ایران، هیچ فشار و تهدید خارجی به نتیجه راهبردی نخواهد رسید.

تاریخ سیاسی ایران ثابت کرده است که ملت ایران، تحت سخت‌ترین  تهدیدها و فشارها، نه‌تنها ضعیف نشده است که قوی‌تر، منسجم‌تر و مصمم‌تر ظاهر شده است. اکنون نیز این تهدید و تصمیم غیرعقلانی ترامپ، بهانه و فرصتی دیگر، برای تجلی عزم ملی و اثبات حقانیت راهی خواهد شد که ملت ایران برگزیده است؛ ملتی که در برابر زورگویی ایستاده و هزینه استقلال و عزت خود را با آغوش باز می‌پردازد.

به هر حال تصمیم ترامپ برای حمله به زیرساخت‌های انرژی و غیرنظامی ایران بعد از ختم مهلت ۴۸ ساعته، یک بدعت خطرناک در نظام بین‌الملل، زیر پا گذاشتن قواعد بین‌المللی و زنگ خطر برای نظم جهانی است. این رویکرد نشان می‌دهد که امریکا در برابر اراده ملت ایران زمین‌گیر شده است؛ زیرا این تصمیم ترامپ، فراتر از یک اشتباه سیاسی، یک خودکشی استراتژیک است. پیامدهای این تصمیم، ثبات کل منطقه را نشانه خواهد رفت؛ چرا که ایران از قبل اعلام کرده که واکنش دفاعی تهران، قاطع و ویرانگر و پشیمان‌کننده خواهد بود.

نویسنده: داکتر عبداللطیف نظری ـ معاون مسلکی وزارت اقتصاد حکومت طالبان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا