اسلایدشوتحلیلتحلیل و ترجمهجهانسیاست

نفیر عام و رستاخیز امت اسلامی

خبرگزاری دید: امت اسلامی که در تاریخ، حامل یک هویت واحد و قدرت‌ساز بود، امروز در میان مرزهای مصنوعی، منافع محدود و قرائت‌های متفرق، دچار پراکندگی و بی‌وزنی شده است. این وضعیت، نتیجه فاصله‌گرفتن از مبانی اصیل و جایگزینی آن با وابستگی و انفعال است.

نفیر عام و رستاخیز امت اسلامی

آیا این واقعیت تلخ، جز یک هشدار بیدارباش برای امت اسلامی است؛ آن‌گاه که بخشی از رهبران کشورهای اسلامی در کنار دشمنان و طواغیت زمان، در مسیر تجاوز به سرزمین‌های اسلامی قرار می‌گیرند و نهادی چون سازمان همکاری اسلامی در برابر تجاوزهای آشکار آمریکا و اسرائیل سکوت اختیار می‌کند، اما بمباران پایگاه‌های آمریکا را محکوم کرده و به قدرتی چون دونالد ترامپ باج داده می‌شود؟ این رخدادها نه صرفاً نشانه یک اختلال سیاسی، بلکه بیانگر یک بحران عمیق در اراده، هویت و شعور راهبردی امت اسلامی است؛ بحرانی که امت را در آستانه یک انتخاب تاریخی قرار داده است.

بحران عمیق‌تر از سیاست؛ فروپاشی درک امت
آنچه امروز در جهان اسلام مشاهده می‌شود، صرفاً مجموعه‌ای از ناکامی‌های سیاسی یا شکست‌های مقطعی نیست، بلکه نشانه یک گسست بنیادین در فهم «امت» به‌عنوان یک حقیقت زنده است. امت اسلامی که در تاریخ، حامل یک هویت واحد و قدرت‌ساز بود، امروز در میان مرزهای مصنوعی، منافع محدود و قرائت‌های متفرق، دچار پراکندگی و بی‌وزنی شده است. این وضعیت، نتیجه فاصله‌گرفتن از مبانی اصیل و جایگزینی آن با وابستگی و انفعال است.

دوگانگی میان ملت‌ها و حاکمیت‌ها
یکی از مهم‌ترین واقعیت‌های راهبردی امروز، جدایی آشکار میان ملت‌های مسلمان و بخشی از حاکمیت‌های همسو با طاغوت است. تصمیم‌هایی که در سطح قدرت اتخاذ می‌شود، الزاماً بازتاب اراده امت نیست. این شکاف، اگرچه نشانه بحران است، اما در عین حال می‌تواند نقطه آغاز بیداری باشد؛ زیرا ظرفیت اصلی تحول، نه در ساختارهای فرسوده، بلکه در وجدان بیدار ملت‌ها نهفته است.

نفیر عام؛ از یک حکم فقهی تا یک ضرورت تمدنی
در چنین شرایطی، نفیر عام در دفاع از اسلام، دیگر صرفاً یک حکم فقهی محدود نیست، بلکه به یک ضرورت تمدنی و راهبردی تبدیل شده است. این نفیر، فراخوانی برای بازگشت به مسوولیت تاریخی، بسیج ظرفیت‌های انسانی و بازسازی قدرت جمعی امت است. امت اسلامی باید از حالت تماشاگر خارج شود، آزادی خویش را از یوغ مزدوران غرب بازستاند و موضع خود را در تقابل جبهه حق و باطل به‌صورت شفاف و قاطع تعریف کند؛ زیرا سکوت امروز، به معنای پذیرش تدریجی زوال است.

جنگ بقا؛ عبور از وضعیت به نقطه سرنوشت
تحولات جاری، بیانگر آن است که جهان اسلام وارد مرحله‌ای فراتر از بحران‌های معمول شده و اکنون درگیر یک «جنگ بقا» است؛ جنگی که در آن، نه‌تنها جغرافیا، بلکه هویت، مقدسات و آینده امت هدف قرار گرفته است. وضعیت حرمین شریفین، شرایط بیت‌المقدس و استمرار تجاوز به سرزمین‌های اسلامی، همگی نشانه‌های یک پروژه هدفمند برای تضعیف و در نهایت، فروپاشی قدرت اسلامی‌اند. در چنین شرایطی، تأخیر در واکنش، به معنای از دست دادن فرصت تاریخی برای تغییر مسیر است.

ضرورت رستاخیز عظیم؛ بازسازی اراده و قدرت
در برابر این وضعیت، تنها گزینه پیش‌روی امت اسلامی، شکل‌گیری یک «رستاخیز عظیم» است؛ رستاخیزی که از سطح احساسات عبور کرده و به یک حرکت آگاهانه، سازمان‌یافته و چندلایه تبدیل شود. این رستاخیز، نیازمند بازسازی اراده جمعی، احیای روحیه عزت، تقویت همبستگی میان ملت‌ها و ایجاد سازوکارهای عملی برای مقابله با تجاوز و خیانت است. بدون چنین تحول بنیادینی، هرگونه واکنش، مقطعی و بی‌اثر خواهد بود.

جان کلام
جهان اسلام امروز در یک پیچ تاریخی تعیین‌کننده قرار دارد؛ جنگ جاری با آمریکا، جنگ میان یک کشور و یک مذهب نیست، بلکه تقابل تمام‌عیار جبهه کفر با کلیت امت اسلامی است. بنابراین همه امت در پیشگاه خداوند مسوول‌اند تا در سمت درست تاریخ قرار گیرند و خویش را از ذلت دنیوی و محکومیت اخروی نجات دهند. در این میان، دردآور آن است که شماری از رهبران کشورهای اسلامی در چنین شرایطی در اوج ضعف و ذلت به سر می‌برند و نمونه‌ آشکار آن تحقیر ابن سلمان از جانب ترامپ، این واقعیت را تأیید می‌کند.
امروز سران کشورهای عربی و اسلامی باید در کنار جبهه‌الاقصی قرار گیرند و نگذارند تجربه تلخ جنگ جهانی اول تکرار شود. اکنون امت اسلامی در برابر یک انتخاب سرنوشت‌ساز ایستاده است: یا مسیر بیداری، وحدت و استقلال را برگزیده و با یک رستاخیز عظیم، جایگاه تمدنی خویش را احیا می‌کند، یا در چرخه سکوت، تفرقه و وابستگی باقی مانده و هزینه‌های سنگین‌تری خواهد پرداخت.
آنچه آینده را رقم می‌زند، نه صرفاً قدرت‌های بیرونی، بلکه میزان آمادگی امت برای بازگشت به خویشتن، بازسازی اراده و ایستادگی در جبهه حق است؛ از این‌رو، رستاخیز امت اسلامی دیگر یک شعار نیست، بلکه یک ضرورت تاریخی و واجب همگانی است؛ ضرورتی برای بقا، عزت و بازگشت به نقش‌آفرینی در معادلات جهانی.

نویسنده: عبدالرؤوف توانا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا