خبرگزاری دید: نکته قابل توجه در نشست ارومچی، سطح پایین هیئتهای مذاکرهکننده بود؛ موضوعی که بهخوبی نشان میدهد طرفین از ابتدا نیز انتظار دستاوردی جدی نداشتهاند. در غیاب تصمیمگیران اصلی، این گفتوگوها بیشتر به نوعی «مدیریت بحران» شباهت داشت تا تلاشی برای حل ریشهای اختلافات. این وضعیت، در کنار تجربه شکستخورده مذاکرات پیشین در کشورهای منطقه، نشان میدهد که اراده سیاسی لازم برای مصالحه هنوز شکل نگرفته است.

نشست اخیر هیئتهای پاکستان و طالبان در ارومچی چین، اگرچه در ظاهر تلاشی برای کاهش تنشهای فزاینده میان دو طرف بود، اما در عمل نشان داد که شکافهای عمیق امنیتی همچنان مانع هرگونه پیشرفت معنادار در روابط کابل–اسلامآباد است.
این گفتوگوها که با تمرکز بر آتشبس، کاهش درگیریهای مرزی و بازگشایی گذرگاههای تجاری برگزار شد، بیش از آنکه به توافقی ملموس منجر شود، بازتابدهنده تداوم بیاعتمادی و اختلافات ساختاری میان طرفین بود.
ریشه اصلی این بنبست را باید در مسئله «تحریک طالبان پاکستان» (تیتیپی) جستوجو کرد؛ موضوعی که سالهاست به یکی از اصلیترین محورهای اختلاف میان دو طرف تبدیل شده است. اسلامآباد معتقد است که اعضای این گروه در خاک افغانستان پناهگاه دارند و از آنجا علیه امنیت پاکستان اقدام میکنند. در مقابل، طالبان افغان همواره این اتهام را رد کرده و آن را مسئلهای داخلی برای پاکستان دانستهاند. این دوگانگی در روایت، عملاً امکان شکلگیری هرگونه چارچوب مشترک امنیتی را از بین برده و مذاکرات را به سطحی از تبادل مواضع تقلیل داده است.
نکته قابل توجه در نشست ارومچی، سطح پایین هیئتهای مذاکرهکننده بود؛ موضوعی که بهخوبی نشان میدهد طرفین از ابتدا نیز انتظار دستاوردی جدی نداشتهاند. در غیاب تصمیمگیران اصلی، این گفتوگوها بیشتر به نوعی «مدیریت بحران» شباهت داشت تا تلاشی برای حل ریشهای اختلافات. این وضعیت، در کنار تجربه شکستخورده مذاکرات پیشین در کشورهای منطقه، نشان میدهد که اراده سیاسی لازم برای مصالحه هنوز شکل نگرفته است.
با این حال، نقش چین در این میان قابل تأمل است. پکن که منافع اقتصادی و امنیتی قابلتوجهی در ثبات افغانستان و منطقه دارد، تلاش کرده است با تمرکز بر موضوعاتی مانند بازگشایی مسیرهای تجاری و اعتمادسازی، زمینهای برای کاهش تنش فراهم کند. اما چین نیز با محدودیتهایی مواجه است؛ از جمله نگرانیهای امنیتی خود درباره فعالیت گروههای افراطی در افغانستان، که باعث میشود رویکردش بیش از آنکه میانجیگرانه باشد، مبتنی بر مدیریت ریسک باشد.
در این میان، تأکید بر همکاری اقتصادی و بازگشایی گذرگاهها، هرچند میتواند بهعنوان یک مشوق برای کاهش تنش عمل کند، اما بهتنهایی قادر به حل اختلافات امنیتی نیست. تجربه روابط پرتنش پاکستان و طالبان نشان داده است که بدون توافقی روشن و قابل راستیآزمایی درباره مسائل امنیتی، هرگونه پیشرفت اقتصادی نیز شکننده و موقتی خواهد بود. حتی اگر دو طرف به سازوکارهایی برای نظارت بر فعالیت گروههای مسلح توافق کنند، مسئله اصلی یعنی اعتماد متقابل همچنان یک چالش جدی باقی خواهد ماند.
از سوی دیگر، نشانههایی از انعطاف محدود در مواضع طالبان دیده میشود؛ از جمله ابراز تمایل به بررسی سازوکارهای راستیآزمایی. با این حال، این تمایل هنوز به تعهدات عملی و قابل سنجش تبدیل نشده و در نبود فشارهای مؤثر یا مشوقهای قوی، بعید است به تغییر رفتار بنیادین منجر شود.
در مجموع، مذاکرات ارومچی را باید نه یک شکست کامل، بلکه نشانهای از وضعیت پیچیده و چندلایه روابط پاکستان و طالبان دانست. گفتوگوها ادامه خواهند یافت و احتمالاً بر موضوعات کمهزینهتر مانند تجارت و مدیریت مرز متمرکز خواهند شد، اما تا زمانی که اختلافات امنیتی بهویژه در مورد تیتیپی حل نشود، چشمانداز دستیابی به توافقی پایدار همچنان دور از دسترس خواهد بود.
نویسنده: سید باقر واعظی – خبرگزاری دید