آزادی بیاناسلایدشوافغانستانتحلیلتحلیل و ترجمهحقوق بشرسیاست

از جایگزینی اصطلاحات تا بحث هویت فرهنگی؛ نگاهی به رویکرد زبانی طالبان

خبرگزاری دید: طالبان توضیح دقیقی درباره این‌که کدام واژه‌ها خارجی محسوب می‌شوند و بر چه اساسی باید جایگزین شوند، ارائه نکرده‌اند. در نتیجه، این احتمال وجود دارد که تفسیرهای سلیقه‌ای در سطوح مختلف اداری شکل بگیرد و در عمل، اجرای این سیاست با ناهماهنگی همراه شود. چنین وضعیتی می‌تواند نه‌تنها کارآمدی نظام اداری را کاهش دهد، بلکه موجب سردرگمی شهروندان نیز شود.

از جایگزینی اصطلاحات تا بحث هویت فرهنگی؛ نگاهی به رویکرد زبانی طالبان

تصمیم اخیر ملاهبت الله رهبر طالبان برای بررسی و جایگزینی اصطلاحات خارجی در ادارات دولتی، در ظاهر تلاشی برای بومی‌سازی زبان اداری و استفاده از واژگان اسلامی و افغانستانی است. بر اساس این فرمان، هیأتی از چند نهاد حکومتی مأمور شده تا اصطلاحات رایج در دستگاه‌های دولتی را بررسی کرده و برای آن‌ها معادل‌های مناسب پیشنهاد کند. این اقدام، از یک سو می‌تواند در راستای ساده‌سازی زبان اداری و نزدیک‌تر کردن آن به فهم عمومی تلقی شود، اما از سوی دیگر، پرسش‌های جدی درباره اهداف و پیامدهای آن مطرح می‌کند.

در بسیاری از کشورها، اصلاح و بومی‌سازی واژگان اداری امری طبیعی است و معمولاً با هدف تقویت هویت ملی و کاهش وابستگی زبانی به واژه‌های بیگانه انجام می‌شود. با این حال، مسئله زمانی حساس‌تر می‌شود که این تغییرات به حوزه‌های هویتی و زبانی گسترده‌تری سرایت کند. در افغانستان، زبان فارسی یکی از ارکان اصلی هویت فرهنگی و تاریخی مردم به شمار می‌رود و بخش بزرگی از جامعه با آن ارتباط مستقیم دارد. از این رو، هرگونه تغییر در سیاست‌های زبانی، به‌ویژه اگر با حذف یا تضعیف این زبان همراه باشد، می‌تواند واکنش‌های گسترده‌ای را به دنبال داشته باشد.

در سال‌های اخیر، گزارش‌ها و مشاهدات نشان می‌دهد که در برخی موارد، واژه‌های فارسی از تابلوهای رسمی و ساختارهای اداری حذف شده و یا جای خود را به اصطلاحات دیگر داده‌اند. نمونه‌هایی مانند حذف واژه دانشگاه و جایگزینی آن با اصطلاحات دیگر، این نگرانی را تقویت کرده که روندی از تغییر تدریجی در سیاست‌های زبانی در حال شکل‌گیری است. همین مسئله باعث شده تا برخی تحلیلگران از «فارسی‌زدایی» به‌عنوان یکی از دغدغه‌های مهم در فضای فرهنگی افغانستان یاد کنند.

از سوی دیگر، ابهام در تعریف اصطلاحات خارجی نیز یکی از چالش‌های اصلی این سیاست است. طالبان توضیح دقیقی درباره این‌که کدام واژه‌ها خارجی محسوب می‌شوند و بر چه اساسی باید جایگزین شوند، ارائه نکرده‌اند. در نتیجه، این احتمال وجود دارد که تفسیرهای سلیقه‌ای در سطوح مختلف اداری شکل بگیرد و در عمل، اجرای این سیاست با ناهماهنگی همراه شود. چنین وضعیتی می‌تواند نه‌تنها کارآمدی نظام اداری را کاهش دهد، بلکه موجب سردرگمی شهروندان نیز شود.

نکته مهم دیگر، تأثیر این سیاست‌ها بر تنوع زبانی افغانستان است. افغانستان کشوری چندزبانه است و زبان‌های مختلفی از جمله فارسی، پشتو و دیگر زبان‌های محلی در آن رایج است. این تنوع، بخشی از هویت فرهنگی و اجتماعی کشور محسوب می‌شود. بنابراین، هر سیاستی که به حذف یا تضعیف یکی از این زبان‌ها منجر شود، می‌تواند به تضعیف انسجام اجتماعی و افزایش شکاف‌های فرهنگی بینجامد.

از منظر تحلیلی، رویکرد زبانی طالبان را می‌توان در چارچوب تلاش برای بازتعریف هویت فرهنگی و ایجاد یک نظام زبانی همسو با ایدئولوژی این گروه بررسی کرد. تأکید بر استفاده از واژگان اسلامی و بومی، در واقع بازتابی از نگاه ایدئولوژیک طالبان به فرهنگ و زبان است. با این حال، چالش اصلی این است که این رویکرد تا چه اندازه با واقعیت‌های زبانی و اجتماعی افغانستان سازگار است.

در نهایت، به نظر می‌رسد که سیاست‌های زبانی طالبان در نقطه‌ای میان «اصلاح» و «حذف» قرار گرفته است. اگر این سیاست‌ها صرفاً به جایگزینی برخی اصطلاحات محدود بمانند و با حفظ زبان‌های رایج کشور همراه شوند، می‌توانند در جهت بهبود ارتباطات اداری مفید باشند. اما اگر این روند به حذف تدریجی زبان فارسی یا محدودسازی آن منجر شود، ممکن است پیامدهای فرهنگی و اجتماعی گسترده‌ای به همراه داشته باشد. افغانستان برای حفظ ثبات و همبستگی خود، بیش از هر چیز به سیاست‌هایی نیاز دارد که به تنوع زبانی احترام بگذارند و آن را به‌عنوان یک سرمایه فرهنگی تقویت کنند، نه این‌که آن را به حاشیه برانند.

نویسنده: سلیمان صابر- خبرگزاری دید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا