مرگ تدریجی کتابخوانی در کابل زیر سایه فقر و محدودیت
خبرگزاری دید: تحولات سیاسی اخیر، بهطور مستقیم بر فضای فرهنگی و آموزشی کشور تأثیر گذاشته است. محدود شدن دسترسی به برخی منابع فکری، نظارت بر محتوای نشر و تغییر در ساختارهای آموزشی، باعث شده است که تنوع فکری کاهش یابد. در چنین شرایطی، کتابخوانی دیگر آن کارکرد سابق را ندارد، زیرا مخاطب احساس میکند با دایرهای محدود از انتخابها مواجه است. این محدودیت، بهمرور زمان، اشتیاق به جستوجوی فکری را تضعیف میکند.

آنچه امروز در کابل جریان دارد، صرفاً افت فروش کتاب یا کاهش مراجعه به کتابفروشیها نیست؛ بلکه نشانهای از یک دگرگونی عمیق در زیست فرهنگی جامعه افغانستان است. در شرایط کنونی، کتابخوانی بیش از هر زمان دیگری به حاشیه رانده شده و جای خود را به دغدغههای فوریتر داده است؛ دغدغههایی که با معیشت، بقا و سازگاری با وضعیت جدید گره خوردهاند.
در افغانستان امروز، اقتصاد شکننده و بیکاری گسترده، بسیاری از خانوادهها را وادار کرده است که اولویتهای خود را بازتعریف کنند. در چنین فضایی، کتاب دیگر در زمره نیازهای ضروری قرار نمیگیرد. حتی کسانی که به مطالعه علاقه دارند، اغلب توان مالی خرید کتاب را ندارند. از سوی دیگر، بخشی از جامعه که هنوز از توان اقتصادی برخوردار است، به دلایل مختلف، انگیزه پیشین برای مطالعه را از دست داده است. این شکاف میان «توان» و «تمایل» یکی از ویژگیهای بارز وضعیت کنونی است.
اما مسئله فقط اقتصاد نیست. تحولات سیاسی اخیر، بهطور مستقیم بر فضای فرهنگی و آموزشی کشور تأثیر گذاشته است. محدود شدن دسترسی به برخی منابع فکری، نظارت بر محتوای نشر و تغییر در ساختارهای آموزشی، باعث شده است که تنوع فکری کاهش یابد. در چنین شرایطی، کتابخوانی دیگر آن کارکرد سابق را ندارد، زیرا مخاطب احساس میکند با دایرهای محدود از انتخابها مواجه است. این محدودیت، بهمرور زمان، اشتیاق به جستوجوی فکری را تضعیف میکند.
یکی از تغییرات قابل توجه در این میان، کاهش حضور زنان در عرصههای فرهنگی است. در سالهای گذشته، زنان و دختران نقش فعالی در خرید و مطالعه کتاب داشتند و بخشی از پویایی فرهنگی شهرها را شکل میدادند. اما در شرایط فعلی، این حضور بهشدت کمرنگ شده است. این تغییر نهتنها بر بازار کتاب تأثیر گذاشته، بلکه بهطور کلی فضای فرهنگی را نیز محدودتر کرده است. حذف نیمی از جامعه از چرخه مصرف فرهنگی، به معنای کاهش جدی در تقاضا و تنوع است.
در کنار این عوامل، تغییر الگوی مصرف اطلاعات نیز به روند افول کتابخوانی دامن زده است. استفاده گسترده از موبال و شبکههای اجتماعی، شکل دسترسی به اطلاعات را تغییر داده است. بسیاری از افراد ترجیح میدهند بهجای مطالعه عمیق، به محتوای کوتاه و سریع بسنده کنند. در کشوری که فرصتها و فضاهای فرهنگی محدود شده، این تغییر الگو میتواند تأثیرات عمیقتری داشته باشد و فاصله جامعه با مطالعه جدی را بیشتر کند.
همچنین، سیاستهای سختگیرانه حکومت طالبان در حوزه نشر و کتاب، فضای فعالیت ناشران و کتابفروشان را تنگتر کرده است. جمعآوری برخی کتابها و محدودیت در عرضه آثار، نهتنها زیان اقتصادی به فعالان این حوزه وارد کرده، بلکه اعتماد مخاطبان را نیز کاهش داده است. وقتی خواننده مطمئن نباشد که به طیف گستردهای از آثار دسترسی دارد، انگیزه او برای پیگیری مطالعه کاهش مییابد.
در مجموع، آنچه در کابل و دیگر شهرهای افغانستان دیده میشود، نتیجه همزمان چندین بحران است: بحران اقتصادی، محدودیتهای فرهنگی، تغییرات اجتماعی و دگرگونی در شیوههای دسترسی به اطلاعات. این عوامل در کنار هم، کتابخوانی را از یک عادت روزمره به فعالیتی کمرنگ و حتی لوکس تبدیل کردهاند.
ادامه این روند میتواند پیامدهای بلندمدتی برای جامعه افغانستان داشته باشد. کاهش سطح مطالعه، بهمعنای کاهش توان تحلیل، افت کیفیت آموزش و محدود شدن افقهای فکری است. جامعهای که از کتاب فاصله میگیرد، بهتدریج از ابزارهای لازم برای درک پیچیدگیهای خود نیز محروم میشود.
در چنین شرایطی، احیای فرهنگ کتابخوانی بدون تغییر در بسترهای کلان، دشوار به نظر میرسد. تا زمانی که اقتصاد به ثبات نرسد، فضاهای فرهنگی گسترش نیابد و امکان دسترسی آزادتر به منابع فکری فراهم نشود، بعید است کتاب بتواند جایگاه پیشین خود را بازیابد. در غیر این صورت، آنچه امروز بهعنوان مرگ تدریجی کتابخوانی توصیف میشود، بهزودی به یک واقعیت تثبیتشده در جامعه افغانستان تبدیل خواهد شد.
نویسنده: احسانالله صمیم- خبرگزاری دید