خبرگزاری دید: تحلیل تازه مرکز عربی واشنگتن دیسی نشان میدهد که صندوقهای ثروت ملی کشورهای خلیج فارس که سالها بهعنوان موتور تنوعبخشی اقتصادی و ابزار ثبات مالی این کشورها شناخته میشدند، اکنون در برابر پیامدهای جنگ با ایران در موقعیتی پیچیده و چندلایه قرار گرفتهاند. برآوردهای سازمان ملل از خسارات بالقوه تا سقف ۲۰۰ میلیارد دالر، دولتهای منطقه را با این پرسش روبهرو کرده که آیا این صندوقها میتوانند نقش یک سپر محافظتی را ایفا کنند یا خود به نقطهای از آسیبپذیری تبدیل شدهاند.

شش کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس در مجموع ۱۱ صندوق ثروت ملی با ارزشی نزدیک به ۶ تریلیون دالر را مدیریت میکنند. از این رقم حدود دو تریلیون دالر آن در بازارهای آمریکا سرمایهگذاری شده است. با وجود این حجم عظیم دارایی، تحلیلها نشان میدهد که این ثروت بیشتر برای «تحمل بحران» طراحی شده تا «تغییر مسیر آن». ساختار سرمایهگذاری این صندوقها که بخش قابل توجهی از آن در داراییهای غیرنقدشونده مانند زیرساختها، املاک و فناوری قرار دارد، امکان خروج سریع سرمایه را محدود میکند و فروش شتابزده میتواند زیانهای سنگینی به همراه داشته باشد. همین ویژگی سبب شده که دولتهای منطقه به جای برداشت گسترده از صندوقها، همچنان از ظرفیت استقراض بینالمللی خود استفاده کنند؛ ظرفیتی که با رتبههای اعتباری بالا، مانند رتبه AA ابوظبی، تقویت شده است.
در سطح داخلی، دولتهایی مانند قطر، امارات و عربستان اقداماتی فوری برای مهار شوکهای اقتصادی انجام دادهاند؛ از تعویق بازپرداخت وامها گرفته تا تخصیص بستههای حمایتی برای کسبوکارهای آسیبدیده. با وجود فضای پرتنش، نشانهای از خروج گسترده سرمایه از بازارهای جهانی دیده نمیشود و صندوقهای بزرگ همچنان قراردادهای جدید در حوزههای فناوری، املاک و هوش مصنوعی را دنبال میکنند.
اما چالش اصلی در جایی دیگر است: حملات موشکی و پهپادی به زیرساختهای حیاتی، از مجتمعهای صنعتی گرفته تا مراکز داده، تصویر منطقه را بهعنوان یک هاب امن جهانی مخدوش کرده است. خروج موقت کارکنان بانکهای بینالمللی و جابهجایی برخی شرکتهای فناوری به مناطق امنتر، نشان میدهد که مدل توسعه مبتنی بر جذب سرمایه و نیروی کار خارجی در معرض فشار قرار گرفته است. موفقیت صندوقها در ادغام با شبکههای مالی غرب، آنها را به هدفی بالقوه در معادلات منطقهای تبدیل کرده است.
در نهایت، این تحلیل تأکید کرده که توان این صندوقها در مدیریت شوکها قابل توجه است، اما نفوذ آنها برای تغییر محیط ژئوپلیتیکی که این شوکها را تولید میکند، محدود باقی مانده است.