آزادی بیاناجتماعاسلایدشوافغانستانتحلیلجوانانحقوق بشرزنانسیاست

بحران فهم فقهی در طالبان؛ تشدید سرکوب ایدئولوژیک علیه شیعیان

خبرگزاری دید: بازداشت دو جوان هزاره به اتهام «نامحرم بودن» و ضرب‌وشتم حجت‌الاسلام حسین‌داد شریفی، عالم برجسته و شناخته‌شده شیعه، بار دیگر توجه افکار عمومی را به نحوه برخورد طالبان با اقلیت‌های مذهبی جلب کرده است. این حادثه که توسط مأموران امر به معروف حوزه هجدهم رخ داده، نه‌تنها از نظر حقوقی و انسانی قابل نقد است، بلکه از منظر فقهی و ایدئولوژیک نیز پرسش‌های جدی درباره ماهیت و مشروعیت رفتار طالبان ایجاد می‌کند.

رویداد بازداشت دو جوان هزاره و ضرب‌وشتم یک عالم و استاد برجسته شیعه در کابل، بار دیگر ماهیت ایدئولوژیک و ساختار متصلب قدرت طالبان را آشکار کرد؛ ساختاری که نه بر فقه معتبر اسلامی استوار است و نه بر اصول حقوقی و اخلاقی یک حکومت مسوول، مردمی و پاسخگو. این حادثه تنها یک برخورد موردی نیست، بلکه بخشی از یک الگوی گسترده و ریشه‌دار است که از سال‌ها پیش در رفتار طالبان نسبت به اقلیت‌های مذهبی، به‌ویژه شیعیان هزاره، بروز و ظهور یافته و به موازات گذر زمان، ابعادی عمیق‌تر و ریشه‌های ناگسستنی‌تر می‌یابد.

در قلب این رفتارها، برداشت قشری، تک‌بعدی و غیرعلمی طالبان از دین قرار دارد؛ برداشتی که نه با فقه مذاهب اسلامی سازگار است و نه با سنت‌های معتبر علمای جهان اسلام. طالبان در عمل، «امر به معروف» را به ابزاری برای اعمال قدرت، تحقیر اجتماعی و کنترل ایدئولوژیک تبدیل کرده‌اند و به همین دلیل، نه‌تنها موجب تقویت و توسعه ارزش مقدس و آسمانی «معروف» در جامعه نمی‌شود، بلکه زمینه‌ساز نهادینگی ساختارمند ضدارزش «منکر» می‌شود.

این گروه با همان قرائت خودبنیاد و در اصل بی‌بنیاد از دین و تقلیل و تنزل آن به ساحت سنت‌های سخیف قبیله‌ای و باورهای بیابانی، در حالی به زعم خود امر به معروف و نهی از منکر می‌کنند که با ابتدایی‌ترین شروط و شرایط اجرای این اصل ارج‌مند و آسمانی دین رحمانی اسلام، آشنا نیستند. در فقه اسلامی، فریضه امر به معروف و نهی از منکر، مشروط به ده‌ها قاعده اخلاقی، فقهی و حقوقی است، از جمله منع ضرر، منع توهین، رعایت حرمت مؤمن و ضرورت علم و صلاحیت شرعی آمر به معروف و ناهی از منکر، اما هیچ‌یک از این شروط در رفتار مأموران طالبان رعایت نمی‌شود.

در پرونده ضرب‌وشتم استاد حسین‌داد شریفی و بازداشت زوج جوانی که بر مبنای دستور دین خدا با یکدیگر محرم شده‌اند، طالبان حتی به بدیهی‌ترین اصول فقهی درباره محرمیت نیز بی‌اعتنا بوده‌اند. در تمام مذاهب اسلامی، محرمیت میان زن و مرد با اجرای خطبه عقد ایجاد می‌شود، نه با برگزاری مراسم عروسی. برعکس، این سنت‌های سست و من‌درآوردی قبیله‌ای فاقد مبنا و معنای دینی و اسلامی است که برگزاری مراسم عروسی را موجب و مسبب محرمیت زن و مرد می‌داند و عملا در مقابل احکام دین خدا قرار می‌گیرد. بنابراین بازداشت زوجی که عقد شرعی‌شان جاری شده و ضرب‌وشتم عالمی که این عقد را خوانده است، نه‌تنها فاقد مبنای فقهی است، بلکه نشان‌دهنده جهل عمیق طالبان نسبت به همان دینی است که این گروه، ادعای اجرای آن را دارد. این رفتار، بیش از آن که ریشه در دین داشته باشد، محصول یک ذهنیت ایدئولوژیک بسته و قبیله‌ای است که دین را به ابزار کنترل اجتماعی تبدیل کرده است.

از منظر جامعه‌شناسی سیاسی، طالبان یک نظام ایدئولوژیک مبتنی بر انحصار حقیقت ایجاد کرده‌اند؛ نظامی که در آن هر قرائت متفاوت از دین، هر هویت مذهبی غیرهمسو و هر رفتار اجتماعی خارج از چارچوب قبیله‌ای، به تهدید وجودی برای حکومت بی‌وجودی تبدیل می‌شود که نه مشروعیت دارد و نه مشروعیت مردمی. ضرب‌وشتم یک عالم شیعه که خود نماینده یک سنت علمی ریشه‌دار و معتبر در جهان اسلام است، نشان می‌دهد طالبان نه‌تنها با اقلیت‌ها مشکل دارند، بلکه با هر نوع مرجعیت دینی مستقل نیز سر ستیز و ناسازگاری دارند.

از سوی دیگر، رفتار طالبان با شیعیان هزاره در چارچوب یک الگوی تبعیض ساختاری قابل تحلیل است. بازداشت‌های خودسرانه، توهین مذهبی، محدودیت‌های آموزشی و حملات هدفمند در سال‌های اخیر، همگی نشان می‌دهد که طالبان در عمل یک سیاست نانوشته «حاشیه‌سازی مذهبی» را دنبال می‌کنند. این سیاست، نه‌تنها امنیت اجتماعی را تضعیف می‌کند، بلکه شکاف‌های قومی و مذهبی را عمیق‌تر کرده و زمینه بی‌ثباتی بلندمدت را فراهم می‌سازد.

در نهایت، این رویداد نشان می‌دهد که ایدئولوژی طالبان نه توانایی اداره یک جامعه متنوع را دارد و نه ظرفیت فهم پیچیدگی‌های فقهی و اجتماعی را. تا زمانی که این گروه بر برداشت‌های قشری و خشونت‌محور خود پافشاری کند، نقض حقوق اقلیت‌ها، تضعیف مرجعیت دینی مستقل و گسترش بی‌اعتمادی اجتماعی ادامه خواهد یافت و افغانستان همچنان در چرخه‌ای از سرکوب، تبعیض و بی‌ثباتی گرفتار خواهد ماند.

نویسنده: محسن موحد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا