رسانههای افغانستان؛ بازی در زمین مینگذاری شده استخبارات طالبان
خبرگزاری دید: یورش اخیر نیروهای استخبارات طالبان به دفتر «موبیگروپ» و بازداشت زنجیرهای خبرنگاران طلوعنیوز و خبرگزاری پیگرد، پرده از واقعیت هولناکی برداشت که زیر پوست رسانههای کابل در جریان است. این حادثه به وضوح نشان داد که فضای کار رسانهای در افغانستان تحت حاکمیت فعلی، نه یک محیط حرفهای برای اطلاعرسانی، بلکه زمین مینگذاری شدهای است که در آن حتی حرکت روی خطوط تعیینشده توسط مقامات نیز تضمینی برای امنیت جانی و حرفهای نیست. در سالهای اخیر، برخی رسانههای بزرگ داخلی تلاش کردند با نوعی نرمش سیاسی و انطباق حداکثری با محدودیتهای وضع شده، بقای خود را در قلب پایتخت تضمین کنند.

اظهارات برخی مسئولان رسانهای در نشستهای ارگ مبنی بر وجود آزادی نسبی، اوج این تلاش برای همزیستی و تعامل بود. اما محاصره ششساعته دفتر موبیگروپ توسط بیش از ۵۰ نیروی مسلح استخبارات و بدرفتاری فیزیکی با کارمندان، ثابت کرد که در تفکر امنیتی حاکم، هیچ رسانهای «خودی» محسوب نمیشود. طالبان با این اقدام پیام صریحی به جامعه رسانهای مخابره کردند و آن این است که حتی اگر مطابق میل ما عمل کنید، باز هم تحت نظارت مستقیم و مستحق مجازات هستید. بازداشت منصور نیازی، عمران دانش و جاوید نیازی، در کنار یورش به یکی از نمادینترین ساختمانهای رسانهای کابل، تیر خلاصی به این توهم بود که اطاعت میتواند مایه مصونیت باشد.
یکی از ابعاد نگرانکننده و پیچیده این موج جدید سرکوب، ورود استخبارات به لایههای شخصی و دیجیتال زندگی خبرنگاران است. کنترل حساب کاربری «اکس» منصور نیازی پس از بازداشت و انتشار پیامهای جعلی با این مضمون که «من در خانه هستم»، نشاندهنده تغییر تاکتیک از سانسور فیزیکی به «جعل حقیقت» در فضای مجازی است.
این نوع تروریسم دیجیتال، نه تنها خانواده و همکاران خبرنگار را دچار سردرگمی و ناامیدی میکند، بلکه هدف بزرگتری را دنبال میکند و آن بیاعتبار کردن اخبار مربوط به سرکوب در سطح بینالمللی است.
وقتی یک رسانه معتبر مجبور میشود تحت فشار نیروهای مسلح مستقر در راهروهایش، واژه «بازداشت» را به «توقیف» تغییر دهد و ساعتها سکوت خبری مطلق پیشه کند، یعنی استقلال تحریریهای در کابل به طور کامل فروپاشیده است.
آمارهای منتشر شده از سوی سازمانهای حامی رسانه نیز این ادعا را با قدرت پشتیبانی میکنند. سقوط ۵۳ پلهای افغانستان در شاخص جهانی آزادی مطبوعات و قرار گرفتن در رتبه ۱۷۵ از میان ۱۸۰ کشور، تنها یک عدد آماری نیست؛ این رقم حاصل زندانی شدن حدود ۴۰۰ خبرنگار و فعال رسانهای در طول پنج سال گذشته است. طبق گزارشهای موجود، طالبان به طور میانگین در هر ماه دستکم ۶ خبرنگار را بازداشت میکنند. این وضعیت نشان میدهد که بازداشت رسانهای به یک «رویه اداری» و تکراری برای کنترل افکار عمومی تبدیل شده است.
خلأ یک قانون شفاف و تدوینشده برای فعالیت رسانهها، سرنوشت خبرنگاران را به سلیقه مأموران استخبارات گره زده است. بازداشتهای اخیر که بدون ارائه هیچ اتهام رسمی و در مکانهای نامعلوم صورت گرفته، مصداق بارز «ناپدیدسازی» کوتاه مدت است تا اراده خبرنگاران برای پیگیری حقیقت در هم شکسته شود.
محاصره موبیگروپ و رفتار خشونتآمیز با کارمندان زن و مرد در جریان بازرسیها، نشان داد که هدف نهایی، رسیدن به سانسور مطلق است. وقتی گوشیهای موبایل تمام کارکنان جمعآوری میشود و آنها ساعتها در وضعیت «تحت نظر» قرار میگیرند، عملاً آن رسانه به یک شعبه از دستگاه تبلیغاتی حاکمیت تبدیل میشود که حتی در انتخاب کلمات خود نیز اختیاری ندارد.
در این میان، درخواست سازمانهایی مانند «نی در تبعید» و «امسو» از نهادهای بینالمللی نظیر سازمان ملل و اتحادیه اروپا برای مداخله فوری، نشاندهنده بنبست کاملی است که رسانههای داخلی در آن گرفتار شدهاند. واقعیت این است که جامعه رسانهای افغانستان اکنون با سختترین آزمون خود روبروست.
هرگونه تعامل سیاسی با طالبان از سوی جامعه جهانی بدون در نظر گرفتن فشار واقعی و عملی برای حفاظت از جان خبرنگاران، تنها به جسورتر شدن دستگاههای امنیتی این گروه در سرکوب صداهای باقیمانده منجر خواهد شد. رسانههای افغانستان در زمین مینگذاری شدهای قدم میزنند که هر ثانیه ممکن است آخرین صدای آزادی بیان در آن با یک یورش نظامی یا یک توییت اجباری برای همیشه خاموش شود.
نویسنده: احسانالله صمیم – خبرگزاری دید