ضربوشتم روحانی شیعه و پیام پنهان طالبان به اقلیتها
خبرگزاری دید: واقعه ضربوشتم یک روحانی برجسته شیعه (استاد حسینداد شریفی)، در دشتبرچی، فراتر از یک برخورد انضباطی ساده توسط ماموران محلی، نشانگر لایههای عمیقتری از سیاستهای حاکمیتی طالبان در قبال اقلیتهای مذهبی و قومی در افغانستان است.

این رخداد که به بهانه بستن نکاح یک زوج پیش از مراسم عروسی شکل گرفت، در حقیقت نمادی از فروپاشی استقلال فقهی و حقوقی جامعه تشیع در ساختار جدید قدرت است. پیام پنهان این حرکت به اقلیتها صریح و نگرانکننده است، در جغرافیای تحت حاکمیت فعلی، هیچ قرائت متفاوتی از شریعت، حتی اگر ریشه در سنتهای دیرینه مذهبی داشته باشد، مجاز شمرده نمیشود.
تا پیش از سقوط جمهوریت، «قانون احوال شخصیه شیعیان» به عنوان یک دستاورد حقوقی، به پیروان این مذهب اجازه میداد تا امور مدنی خود از جمله ازدواج، طلاق و میراث را بر اساس فقه جعفری مدیریت کنند. اما برخورد فیزیکی و تحقیرآمیز با یک عالم دین به دلیل اجرای یک مناسک شرعی، نشان میدهد که طالبان به طور غیررسمی اما عملی، این قانون را ملغی کرده و در پی تحمیل یکدستسازی فقهی هستند.
وقتی نکاحنامهای که توسط یک روحانی شیعه صادر شده، از سوی ماموران حوزه ۱۸ فاقد اعتبار تلقی میشود، در واقع اعتبار کل نظام معرفتی و حقوقی تشیع در افغانستان زیر سوال رفته است. این اقدام پیامی روشن به نخبگان مذهبی شیعه است که دوران استقلال مذهبی به پایان رسیده و از این پس، «محتسب» جایگزین «مجتهد» شده است.
از سوی دیگر، بازداشت زوجهای جوان در مکانهای عمومی مانند بازارها، آن هم به اتهام رابطه خارج از ازدواج در حالی که مدارک محرمیت در اختیار دارند، نشاندهنده تغییر ماهیت نظارتهای اجتماعی است. این برخوردها در مناطق خاصی مانند دشتبرچی، نوعی مهندسی رفتار اجتماعی را دنبال میکند. طالبان با هدف قرار دادن حساسترین لایههای زندگی خصوصی اقلیتها، یعنی پیوند زناشویی و جایگاه روحانیت، در صدد شکستن اقتدار معنوی جامعه هزاره و شیعه هستند. ضربوشتم یک روحانی در مقابل چشمان مردم، ابزاری برای ارعاب عمومی است تا این پیام مخابره شود که مقامات مذهبی این جامعه نیز در برابر قدرت اجرایی طالبان مصونیت ندارند.
این مسئله زمانی ابعاد نگرانکنندهتری پیدا میکند که در کنار گزارشهای دیگر مبنی بر اجبار دانشجویان به تغییر مناسک مذهبی در دانشگاهها قرار میگیرد. این روند، حکایت از یک استراتژی کلان برای حذف تکثر و جایگزینی آن با یک هویت واحد مذهبی-سیاسی دارد. طالبان با نادیده گرفتن واقعیتهای مذهبی افغانستان، در تلاش است تا قرائت خود از فقه حنفی را به تنها منبع قانونگذاری و قضاوت تبدیل کند. این رویکرد، نه تنها با ادعاهای دیپلماتیک آنها مبنی بر رعایت حقوق تمامی اقوام در تضاد است، بلکه شکافهای مذهبی و قومی را که در طول دههها به سمت همگرایی رفته بود، دوباره فعال میکند.
پیامدهای این سیاست برای آینده افغانستان بسیار سنگین خواهد بود. وقتی یک روحانی شیعه برای انجام وظیفه شرعی خود مجبور به سپردن تعهد اجباری میشود، در واقع نهاد روحانیت به حاشیه رانده شده و جامعه با نوعی خلأ رهبری مذهبی مواجه میگردد. این وضعیت میتواند منجر به سرخوردگی عمیق اجتماعی و احساس بیگانگی در میان اقلیتها شود. در درازمدت، این فشارها نه تنها باعث تمکین واقعی نمیشود، بلکه زیرپوست شهر را به فضایی برای انباشت خشم تبدیل میکند. جامعه جهانی و نهادهای حقوق بشری نیز با مشاهده این الگوهای رفتاری، به این نتیجه میرسند که تضمینهای طالبان برای تشکیل حکومت فراگیر، تنها پوششی برای اجرای یک دستور کار انحصارطلبانه است.
در نهایت، ضربوشتم آقای شریفی، تنها آسیب زدن به یک فرد نبود، بلکه تعرض به هویت مذهبی بخشی بزرگ از جمعیت افغانستان بود که نشان داد در سایه حاکمیت فعلی، مرز میان شریعت و سلیقه مامور، به شدت مبهم و خطرناک شده است. این واقعه زنگ خطری است برای پایان تساهل مذهبی در سرزمینی که قرنها مهد همزیستی پیروان مذاهب مختلف بوده است.
نویسنده: سلیمانصابر – خبرگزاری دید