میز بینالملل خبرگزاری دید: دیدار شی جینپینگ و دونالد ترامپ در پکن، با وجود اهمیت ژئوپلیتیکی و انتظار برای گشایش در بحرانهای جهانی، بهدلیل اختلافات بنیادین در چهار محور جنگ ایران، تایوان، تجارت و هوش مصنوعی، چشمانداز روشنی برای توافق راهبردی ندارد. بررسی روندها نشان میدهد شکاف میان دو قدرت آنقدر عمیق است که نشست پکن بیش از آنکه نقطهعطف باشد، به صحنهای برای مدیریت اختلافات و نمایش مواضع تبدیل خواهد شد.

نشست شی جینپینگ و دونالد ترامپ در پکن در شرایطی برگزار شد که جهان در یکی از پرتلاطمترین دورههای خود قرار دارد. این دیدار که قرار بود در ماه مارچ انجام شود، بهدلیل آغاز جنگ رمضان و حمله آمریکا و اسرائیل به ایران به تعویق افتاد. اکنون، با وجود وزن ژئوپلیتیکی دو کشور و سطح عالی گفتوگوها، نشانهها حاکی از آن است که این نشست برخلاف انتظار نخستین، دستاورد چشمگیری نخواهد داشت. شکاف عمیق در چهار حوزه اصلی، جنگ ایران، تایوان، تجارت و هوش مصنوعی، مانع شکلگیری توافقی راهبردی شده است.
۱) جنگ ایران؛ گرهی که واشنگتن بسته و باید خود باز کند
پس از پایان مرحله نخست جنگ رمضان، روشن شد که آمریکا و اسرائیل با شکست راهبردی مواجه شدهاند. انسداد تنگه هرمز، افزایش قیمت نفت و آشکار شدن کمبود مهمات راهبردی آمریکا، همگی در پکن با دقت رصد شده است. واشنگتن بارها از چین خواسته برای بازگشایی تنگه هرمز میانجیگری کند؛ زیرا میداند روابط تهران ـ پکن میتواند کلید حل بحران باشد. با این حال، چین این جنگ را محصول اقدام آمریکا و اسرائیل میداند و بر اساس تحلیل اندیشکدههای چینی، «کسی که گره را بسته، خود باید آن را باز کند.»
چین از جنگ آسیب دیده است؛ ۴۰ درصد نفت وارداتیاش از تنگه هرمز عبور میکند و انسداد آن صادرات فناوری و موترهای برقی چین به خلیج فارس را مختل کرده است. با وجود این، پکن حاضر نیست نقش پولیس جهانی را ایفا کند. سیاست خارجی چین بر «مداخله خلاقانه» استوار است؛ یعنی استفاده از اهرمهای اقتصادی و دیپلماتیک، نه فشار نظامی. ابتکار «یک توقف، دو مذاکره و سه تضمین» و پیشنهاد چهار مادهای شی برای صلح، نمونه همین رویکرد است.
چین آماده است روندهایی را که از قبل در مسیر توافق قرار دارند تسریع کند، اما تهران را به توافقی که با آن مخالف است مجبور نخواهد کرد. بنابراین، انتظار توافقی بزرگ درباره تنگه هرمز در نشست پکن واقعبینانه نیست. همانگونه که یان شوتونگ، پژوهشگر برجسته چینایی، گفته: «ایران فضای کلی نشست را شکل میدهد، اما بعید است دو رهبر درباره بحران هرمز به راهبردی هماهنگ برسند.»
۲) تایوان؛ خط سرخ پکن و نگرانی واشنگتن از معامله احتمالی
تایوان حساسترین محور اختلاف است. روزنامه خلق تایوان را «اولین خط سرخ» چین خوانده و پکن بارها از واشنگتن خواسته به اصل چین واحد پایبند بماند و در دیدار با ترامپ نیز شی جینپینگ هشدار داد که هرگونه «اشتباه» آمریکا در این پرونده، میتواند به «تقابل» میان دو کشور منجر شود.
برخی دیپلماتها نگراناند آمریکا در ازای کمک چین در بحران ایران، امتیازاتی درباره تایوان بدهد. تایوان نیز آشکارا اعلام کرده نمیخواهد «در مینوی گفتوگو» قرار گیرد.
ترامپ پیشتر گفته بود برای فروش سلاح به تایوان با شی مشورت کرده است؛ موضوعی که نگرانیها را تشدید کرده؛ زیرا میتواند یکی از «شش تضمین» آمریکا به تایوان را نقض کند. از سوی دیگر، لغزشهای زبانی ترامپ، مثلاً گفتن «ما با استقلال تایوان مخالفیم» بهجای «ما از استقلال حمایت نمیکنیم» میتواند پیامدهای راهبردی داشته باشد.
با وجود این، نه آمریکا قادر است از تایوان دست بکشد و نه چین تصور میکند وحدت از مسیر حمله نظامی ممکن باشد. مطالعات اندیشکدههای آمریکایی نشان میدهد جنگ بر سر تایوان برای هردو طرف پرهزینه و طولانی خواهد بود. چین نیز میداند وحدت نهایی «میوهای است که باید برسد تا خود بیفتد» و بر ترکیبی از فشار سخت و پیوندهای نرم اقتصادی و اجتماعی تکیه کرده است. بنابراین، در نشست پکن احتمال توافقی بزرگ درباره تایوان بسیار اندک است.
۳) تجارت و اقتصاد؛ رقابت سخت، اما امکان توافق محدود
در تماسهای اخیر دو رهبر، تمرکز آمریکا بر اقتصاد و تجارت بوده است. ترامپ از آغاز دوره دوم خود بهدنبال تشدید جنگ تجاری بوده، اما چین با استفاده از اهرمهایی مانند عناصر نادر خاکی، توانسته موازنه را تغییر دهد. پس از دورهای از تهدیدهای تعرفهای، دو طرف در اکتبر ۲۰۲۵ توافق کردند از تشدید تنشها خودداری کنند.
اکنون، بحران انرژی ناشی از جنگ ایران، تورم ۳.۸ درصدی آمریکا و فشار کشاورزان آمریکایی، موقعیت ترامپ را تضعیف کرده است. از سوی دیگر، مصرف بالای مهمات در جنگهای اوکراین و ایران وابستگی آمریکا به مواد معدنی تحت کنترل چین را افزایش داده است. در نتیجه، کفه ترازو در حوزه اقتصادی به نفع چین سنگینتر است.
با این حال، این حوزه محتملترین بخش برای اعلام «دستاورد» است. چین بهدنبال ثبات و کاهش جهشهای ناگهانی است و ترامپ نیز در آستانه انتخابات میاندورهای نیازمند موفقیتهای قابلنمایش است. بنابراین، احتمال توافقهای محدود، مانند خرید محصولات کشاورزی یا هواپیماهای بوئینگ، وجود دارد، اما «معامله بزرگ» بعید است.
۴) هوش مصنوعی؛ حوزهای برای همکاری محتاطانه
هوش مصنوعی یکی از معدود حوزههایی است که امکان همکاری واقعی میان دو قدرت در آن وجود دارد. وابستگی متقابل در زنجیره فناوری، از تراشههای پیشرفته تا مونتاژ سختافزار، دو طرف را ناگزیر به گفتوگو کرده است. حضور مدیران شرکتهای بزرگ فناوری در هیات آمریکایی نیز نشاندهنده اهمیت این محور است.
در سالهای گذشته، چین و آمریکا توافق کردند هوش مصنوعی به سیستم فرماندهی هستهای متصل نشود. اکنون با سرعت دوبرابری پیشرفت مدلهای هوش مصنوعی، نیاز به تنظیمگری مشترک بیشتر شده است. این حوزه میتواند یکی از معدود نقاط مثبت نشست پکن باشد، هرچند توافقات احتمالی نیز محدود و چارچوبی خواهد بود.
جمعبندی
نشست پکن، با وجود اهمیت تاریخی، بهدلیل اختلافات ساختاری در چهار محور اصلی، بعید است به توافقی راهبردی منجر شود. چین در موقعیت قدرت و آمریکا در وضعیت فشار قرار دارد. نتیجه محتمل، مجموعهای از توافقات سطحی و مدیریت اختلافات است؛ نه یک تحول بزرگ.
نویسنده: سید حسن موسوی ـ خبرگزاری دید