خبرگزاری دید: اندیشکده The Atlantic در تحلیلی از رابرت کاگان گفته که ایالات متحده در جنگ اخیر با ایران وارد مرحلهای از شکست شده که نه قابل جبران است و نه قابل پنهانسازی. وی تاکید کرده که کنترل ایران بر تنگه هرمز، ناکامی راهبردی آمریکا و تغییر موازنه قدرت در خلیج فارس پیامدهایی دارد که جایگاه جهانی واشنگتن را بهطور بنیادین تضعیف میکند. این تحلیل تأکید کرده که حتی ادامه فشار نظامی یا اقتصادی نیز راه خروج کمهزینهای برای آمریکا باقی نگذاشته است.

اندیشکده The Atlantic در تحلیلی از رابرت کاگان، نویسنده و نظریهپرداز برجسته سیاست خارجی آمریکا، وضعیت کنونی واشنگتن در تقابل با ایران را «بنبست استراتژیک» توصیف کرده است؛ بنبستی که به باور او، ماهیتی متفاوت از شکستهای پیشین آمریکا دارد و پیامدهای آن نه قابل جبران است و نه قابل نادیده گرفتن. این تحلیل تأکید کرده که شکست فعلی آمریکا در خلیج فارس، برخلاف ویتنام، افغانستان یا حتی عراق، مستقیماً جایگاه جهانی واشنگتن را هدف قرار داده و موازنه قدرت منطقهای را دگرگون کرده است.
بهنوشته کاگان، ایالات متحده و اسرائیل طی ۳۷ روز حملات گسترده، بخشهایی از رهبری و توان نظامی ایران را هدف قرار دادند، اما نتوانستند نظام را ساقط کنند یا امتیازی بگیرند. اکنون دولت آمریکا امید بسته است که محاصره بنادر ایران کاری را انجام دهد که قدرت نظامی نتوانست، اما نویسنده تأکید کرده حکومتی که پنج هفته حملات بیوقفه را تاب آورده، بعید است در برابر فشار اقتصادی تسلیم شود. او یادآور شده که تهران در گذشته نیز هزینههای سنگین داخلی را برای حفظ موقعیت خود پذیرفته است.
تحلیل The Atlantic گفته که ادامه حملات نظامی نیز راه حل نیست؛ زیرا دور تازهای از بمباران همان نتایج قبلی را تکرار خواهد کرد و ایران را به تلافی گسترده علیه زیرساختهای انرژی منطقه سوق میدهد؛ اقدامی که میتواند تولید نفت و گاز خلیج فارس را برای سالها مختل کند. کاگان نقطه عطف را حمله اسرائیل به میدان گازی پارس جنوبی و پاسخ ایران علیه تأسیسات «رأسلفان» قطر دانسته؛ حملهای که ترامپ را وادار به توقف عملیات و پذیرش آتشبس کرد، بدون آن که ایران امتیازی بدهد.
به باور نویسنده، حتی تهدید ترامپ به «نابودی تمدن ایران» نیز فاقد کارایی است؛ زیرا ایران پیش از هرگونه سقوط احتمالی قادر است موجی از حملات موشکی و پهپادی انجام دهد که پیامدهای اقتصادی و انرژی جهانی آن برای آمریکا و متحدانش فاجعهبار خواهد بود. از این رو، کاگان نتیجه گرفته که «اعلام پیروزی و ترک صحنه» اکنون به گزینهای جدی در کاخ سفید تبدیل شده است.
تحلیل تأکید کرده که شکست آمریکا پیامدهای بلندمدتی دارد: ایران کنترل تنگه هرمز را حفظ خواهد کرد و بازگشت به وضعیت پیشین ممکن نیست. حتی میانهروهای ایرانی نیز بهگفته کاگان، نمیتوانند به توافقی با ترامپ اعتماد کنند؛ زیرا تجربه ترور رهبران ایران در میانه مذاکرات نشان داد که واشنگتن قابل اعتماد نیست. در چنین شرایطی، ایران نهتنها میتواند عبور کشتیها را مدیریت و برای آن عوارض مطالبه کند، بلکه قادر است تردد کشورهایی را که با آن روابط تیره دارند محدود سازد.
این تحلیل، کنترل ایران بر تنگه هرمز را «اهرم فشاری بزرگتر از برنامه هستهای» توصیف کرده است؛ اهرمی که میتواند کشورها را به لغو تحریمها و عادیسازی روابط با تهران وادار کند. در نتیجه، اسرائیل منزویتر خواهد شد و کشورهای عربی خلیج فارس نیز بهدلیل فروپاشی چتر امنیتی آمریکا ناگزیر به سازش با ایران میشوند.
کاگان هشدار داده که شکست آمریکا در خلیج فارس پیامدهای جهانی دارد: کاهش ذخایر تسلیحاتی آمریکا در یک جنگ کوتاه، تردیدهایی درباره توان واشنگتن برای ورود به درگیریهای بزرگتر ایجاد میکند و ممکن است محاسبات چین و روسیه را در شرق آسیا و اروپا تغییر دهد. او نتیجه گرفته که این شکست نهتنها محتمل، بلکه در حال تحقق است و جهان باید خود را با واقعیت جدید قدرت ایران و عقبنشینی آمریکا تطبیق دهد.