خبرگزاری دید: تشدید تنشها در خاورمیانه، اختلال در مسیرهای سنتی ترانزیت و افزایش رقابت قدرتهای بزرگ، آسیای مرکزی را به یکی از مهمترین کانونهای ژئوپلیتیکی جهان تبدیل کرده است. در چنین شرایطی، آمریکا با تمرکز بر سرمایهگذاری، توسعه کریدورها و راهگذرهای تجاری و تأمین مواد معدنی راهبردی، تلاش دارد نفوذ خود را در منطقهای افزایش دهد که سالها در حوزه نفوذ روسیه و چین قرار داشت.

بحرانهای پیدرپی در خاورمیانه و فشارهای اقتصادی بر روسیه، معادلات ژئوپلیتیکی اوراسیا را دستخوش تغییر کرده است. در این میان، آسیای مرکزی بیش از هر زمان دیگری به عنوان حلقه اتصال شرق و غرب و شاهراهی برای تجارت، انرژی و انتقال مواد معدنی حیاتی مورد توجه قدرتهای جهانی قرار گرفته است.
بر اساس تحلیل منتشرشده از سوی پورتال «کاسپین وستنیک» واشنگتن در سالهای اخیر راهبرد خود را از تعامل دوجانبه با کشورهای منطقه، به سمت نگاه منطقهای و یکپارچه تغییر داده است. آمریکا اکنون آسیای مرکزی را بازاری ۸۰ میلیونی میبیند که میتواند هم فرصتهای اقتصادی بزرگی برای شرکتهای غربی فراهم کند و هم بخشی از وابستگی راهبردی غرب به چین را کاهش دهد.
در همین زمینه، فرمتهای همکاری «C5+1» و «B5+1» به ابزارهای اصلی سیاست آمریکا در منطقه تبدیل شدهاند؛ سازوکارهایی که هدف آنها گسترش همکاریهای اقتصادی، تجاری و سرمایهگذاری میان واشنگتن و پنج جمهوری آسیای مرکزی است.
راهگذر ترانسکاسپین؛ شریان حیاتی جدید
یکی از مهمترین پیامدهای بحرانهای اخیر، افزایش اهمیت «کریدور ترانسکاسپین» یا «راهگذر میانی» است. این مسیر که آسیای مرکزی را از طریق دریای خزر به قفقاز و اروپا متصل میکند، در شرایطی اهمیت یافته که مسیرهای سنتی عبوری از ایران و روسیه با چالشهای امنیتی و سیاسی مواجه شدهاند.
کارشناسان معتقدند بسته شدن یا ناامن شدن مسیرهای جنوبی، بهویژه در صورت تشدید تنشها در خلیج فارس، میتواند کشورهای محصور در خشکی آسیای مرکزی را بیش از گذشته به این کریدور وابسته کند. از همین رو آمریکا و متحدان غربی آن سرمایهگذاری در این مسیر را بخشی از راهبرد بلندمدت خود برای حفظ دسترسی به بازارهای آسیایی و منابع معدنی منطقه میدانند.
رقابت بر سر مواد معدنی راهبردی
پشت پرده تحرکات اقتصادی آمریکا، رقابتی بزرگتر نیز جریان دارد؛ رقابت برای کنترل زنجیره تأمین مواد معدنی حیاتی. منابع غنی لیتیوم، عناصر نادر خاکی و سایر مواد مورد نیاز صنایع پیشرفته و انرژیهای پاک، آسیای مرکزی را به نقطهای جذاب برای سرمایهگذاران غربی تبدیل کرده است.
واشنگتن امیدوار است با توسعه سرمایهگذاری در بخش معدن، فناوری و کشاورزی مدرن، وابستگی صنایع غربی به چین را کاهش دهد. این در حالی است که پکن نیز با بهرهگیری از طرحهای زیرساختی و سرمایهگذاریهای کلان، همچنان بازیگر اصلی اقتصادی منطقه به شمار میرود.
موازنهگری آسیای مرکزی
با وجود افزایش حضور آمریکا، کشورهای آسیای مرکزی تمایلی به ورود به ائتلافهای امنیتی جدید ندارند. رهبران منطقه تلاش میکنند با حفظ توازن میان روسیه، چین و غرب، از رقابت قدرتهای بزرگ برای جذب سرمایه و فناوری بهره ببرند، بدون آن که وارد رویاروییهای ژئوپلیتیکی شوند.
این سیاست موازنهگرایانه به آنها امکان میدهد ضمن کاهش وابستگی سنتی به مسکو و پکن، از فرصتهای اقتصادی ناشی از حضور غرب نیز بهرهمند شوند.
چشمانداز آینده
به نظر میرسد در کوتاهمدت، سرمایهگذاریهای غرب در حوزه معدن، فناوری اطلاعات و زیرساختهای ترانزیتی منطقه ادامه یابد، اما موفقیت این راهبرد به متغیرهای متعددی از جمله ثبات خاورمیانه، وضعیت افغانستان و روابط روسیه و چین با کشورهای منطقه بستگی دارد.
در نهایت، آسیای مرکزی دیگر تنها یک منطقه حاشیهای در معادلات جهانی نیست، بلکه به صحنهای تعیینکننده برای رقابت قدرتهای بزرگ تبدیل شده است؛ رقابتی که نتیجه آن میتواند آینده تجارت، انرژی و توازن قدرت در سراسر اوراسیا را تحت تأثیر قرار دهد.