آزادی بیاناسلایدشوافغانستانتحلیلتحلیل و ترجمهحقوق بشرسیاستمذهبیمنطقه

پرچم‌های برافراشته در قلب‌ها؛ جایی که محدودیت به آن راه ندارد

خبرگزاری دید: مراسم عزاداری روز عاشورا در ولایت‌های مختلف افغانستان، از پایتخت گرفته تا هرات و قندهار، یک بار دیگر پرده از تقابل ریشه‌دار میان اصالت یک مکتب معنوی و رویکردهای انقباضی سیاسی برداشت. گزارش‌های منتشرشده از فضای شدیداً امنیتی کابل، قطع گسترده و زودهنگام خدمات مخابراتی، جمع‌آوری نمادها و پرچم‌های عاشورایی از مساجد و تکیه‌خانه‌ها، و حتی بازداشت برخی از متولیان مذهبی توسط نیروهای طالبان، نشان‌دهنده تکرار سیستمی سیاست محدودسازی است؛ رفتاری که برخلاف توافقات مکتوب کمیته موظف امارتی محرم و تعهدات اولیه مقامات محلی به وقوع پیوست و عمق شکاف میان وعده‌های حاکمیت و رفتارهای میدانی‌شان را عیان کرد.

پرچم‌های برافراشته در قلب‌ها؛ جایی که محدودیت به آن راه ندارد

این برخورد حذفی و امنیتی با مناسک مذهبی شیعیان افغانستان، فراتر از یک اقدام پیشگیرانه ساده، بازتاب‌دهنده هراس ساختاری از ظرفیت‌های اجتماعی، بسیج‌کننده و آگاهی‌بخش مکتب عاشوراست. نگاه طالبان به مقوله امنیت، نگاهی سخت‌افزاری، بدبینانه و مبتنی بر انسداد مطلق است؛ به‌طوری که قطع ارتباطات مخابراتی شهروندان در روز عاشورا، بیش از آنکه سپر حفاظتی در برابر تروریسم باشد، ابزاری برای مهار روایت‌گری میدانی، کنترل فضای مجازی و سانسور محدودیت‌های اعمال‌شده ارزیابی می‌شود. جمع‌آوری پرچم‌ها و پارچه‌نوشته‌های سیاه از چهره شهر، تلاشی ناپایدار برای نامرئی جلوه دادن نیمی از بدنه مذهبی و فرهنگی کشور است؛ غافل از اینکه نمادها تنها ویترین یک باور هستند، نه تمامیت آن، و تقلیل دادن یک مکتب معرفتی به پارچه‌های فیزیکی و سپس تلاش برای برچیدن آن‌ها، سطحی‌ترین مواجهه با یک کلان‌روایت تاریخی است.

با این حال، جغرافیای حضور عزاداران در تکیه‌خانه‌های کابل، منطقه جبرئیل هرات و مسجد جامع فاطمیه در قندهار که مرکز ثقل قدرت و هدایت طالبان به شمار می‌رود، پیام روشنی به ساختار حاکم مخابره کرد. پویایی و زنده بودن این مراسم مذهبی در متن چنین خفقانی، نشان‌دهنده یک تاب‌آوری هوشمندانه و مدنی است؛ چرا که مردم با حضور منسجم و بی‌باکانه خود ثابت کردند هدف محرم و حقیقت نهضت حسینی، فراتر از بیرق‌های روی دیوارهاست. این حرکت، جریانی معرفتی است که در عمق جان و قلب‌های شهروندان ریشه دوانده و هیچ فرمان، بیانیه یا نیروی نظامی توان رسوخ به این قلمرو باطنی و برچیدن آن را ندارد.

از سوی دیگر، سکوت مطلق مقامات و سخنگویان طالبان در قبال این روز بزرگ تاریخ اسلام، در حالی که تریبون‌های بین‌المللی و چهره‌های سیاسی پیام‌های صریحی با محوریت بیداری، عدالت و وحدت صادر کردند، نشان از نوعی بحران هویت سیاسی-مذهبی در ساختار امارت دارد. حکومت فعلی با نادیده انگاشتن عاشورا، عملاً فرصت بزرگ تحکیم همگرایی ملی و مذهبی را به حاشیه راند، در حالی که عاشورا در تاریخ افغانستان همواره ریسمان پیوند میان شیعه و اهل سنت و نماد ارادت جمعی به اهل‌بیت بوده است؛ اما تقلیل آن به یک دغدغه فرعی یا تهدید امنیتی از سوی حاکمیت، عمق شکاف میان دولت-ملت را در افغانستان امروز آشکارتر می‌سازد.

طالبان باید درک کنند که اعمال فیلتر بر مناسک اعتقادی و استفاده از زور، هرگز به معنای مهار وجدان بیدار جامعه نیست. همان‌گونه که در پیام‌های رهبران سیاسی انعکاس یافت، عاشورا درس ایستادگی در برابر کج‌روی، سرکوب و بی‌عدالتی است؛ بنابراین هرچه دایره ممنوعیت‌های سخت‌گیرانه بر حریم باورهای مردم تنگ‌تر شود، جوهره اصلی عاشورا یعنی اصلاح‌گری و بیداری وجدان‌ها در برابر ستم در میان توده‌ها عمیق‌تر و عینی‌تر درک می‌شود. پرچم‌های عاشورا شاید تحت اجبار نظامی از دیوارهای شهر برچیده شوند، اما در قلب‌هایی که به آزادی و کرامت انسانی ایمان دارند، منقوش و برافراشته باقی خواهند ماند؛ جایی که هیچ محدودیت و اراده مستبدی را به آن راه نیست.

نویسنده:
سید باقر واعظی – خبرگزاری دید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا