خبرگزاری دید: در ۲۳ جون، اتحادیه اروپا میزبان هیاتی پنجنفره از طالبان در شهر بروکسل بود تا درباره موضوع مهاجرت و بازگرداندن شهروندان افغانستانی که درخواست پناهندگیشان رد شدهاست، گفتوگو کند. این هیات به ریاست عبدالقهار بلخی، سخنگوی وزارت امور خارجه طالبان، برای نخستین بار، در نشستی که به میزبانی اتحادیه اروپا در خاک اروپا برگزار شد، شرکت کرد.

مقامهای اروپایی تاکید کردند که این دیدار بهمعنای بهرسمیتشناختن رسمی طالبان نیست.
با این حال، اهمیت این نشست بسیار فراتر از موضوع مهاجرت است. گفتوگوهای بروکسل نشان میدهد که اروپا احتمالاً در سالهای آینده چه رویکردی در قبال افغانستان در پیش خواهد گرفت و همچنین دشواری ایجاد توازن میان پایبندی به اصول سیاسی و ضرورتهای عملی را برجسته میسازد.
تعهدات دوحه و نگرانیهای حلنشده امنیتی
نشست بروکسل در حالی برگزار شد که توافقنامه دوحه در سال ۲۰۲۰ زمینه خروج نیروهای ایالات متحده و ناتو از افغانستان را فراهم کرده بود. در مقابل، طالبان تعهد سپردند که از استفاده از خاک افغانستان علیه کشورهای دیگر جلوگیری کنند، به گروههای تروریستی پناه ندهند و از روندی سیاسی برای شکلگیری آیندهای فراگیر و همهشمول در افغانستان حمایت کنند.
اکنون، نزدیک به شش سال پس از آن توافق، همچنان پرسشهای جدی درباره میزان عملیشدن این تعهدات وجود دارد.
برای سیاستگذاران غربی، دیگر مساله این نیست که آیا گفتوگو با طالبان ضروری است یا خیر؛ بلکه پرسش اصلی این است که چگونه میتوان با طالبان تعامل کرد، بدون آنکه انگیزه این گروه برای اجرای تعهدات امنیتی و رسیدگی به مسایل حلنشده کاهش یابد.
چرا اروپا درحال بازنگری سیاستش است؟
تصمیم اتحادیه اروپا برای میزبانی از نمایندگان طالبان، بازتابدهنده تغییرات سیاسی در داخل اروپا و نیز تحولات منطقهای پیرامون افغانستان است.
مهاجرت همچنان یکی از مهمترین موضوعات سیاسی در اروپا به شمار میرود. بر اساس آمار اتحادیه اروپا، از سال ۲۰۱۳ تا ۲۰۲۴ حدود یک میلیون شهروند افغانستان درخواست پناهندگی در کشورهای اروپایی ارائه کردهاند. هرچند افغانستانیها همچنان نسبت به بسیاری از ملیتهای دیگر از سطح بالاتری از حمایت برخوردارند، اما شماری از دولتهای اروپایی به دنبال سازوکارهای موثرتری برای بازگرداندن افرادی هستند که درخواست پناهندگیشان رد شده است.
از نگاه عملی، انجام چنین روندی بدون گفتوگو با مقامهایی که کنترل مرزها و ساختارهای اداری افغانستان را در اختیار دارند، بسیار دشوار است.
در همین حال، محیط جیوپولیتیکی پیرامون افغانستان نیز تغییرات چشمگیری را تجربه کردهاست. روسیه، چین، چندین کشور آسیای مرکزی و شماری از کشورهای حوزه خلیج، روابط و تماسهای خود را با حکومت طالبان گسترش دادهاند. هند نیز بهتدریج تعاملات دیپلماتیک خود را افزایش داده، در حالی که روابط میان پاکستان و حکومت طالبان بر سر اختلافات مربوط به ناامنیهای مرزی و فعالیت گروههای مسلح رو به تیرگی گذاشته است.
این تحولات، انزوای دیپلماتیک افغانستان را کاهش داده و اروپا را با دوراهی راهبردی روبهرو ساخته است: اگر قدرتهای منطقهای از هماکنون با کابل در تعامل هستند، آیا حفظ فاصله از طالبان موجب حفظ نفوذ اروپا خواهد شد یا فقط فرصت تاثیرگذاری را به دیگران واگذار میکند؟
حامیان گفتوگو معتقدند که تعامل محدود میتواند راهی برای رسیدگی به موضوعات مهاجرت، کمکهای بشردوستانه و نگرانیهای امنیتی باشد و همزمان کانالهای ارتباطی را حفظ کند.
در مقابل، منتقدان هشدار میدهند که گفتوگو بدون تعیین معیارهای روشن و قابل سنجش، این پیام را منتقل میکند که طالبان میتوانند بدون ایجاد تغییرات اساسی در سیاستهای خود، به مشروعیت بینالمللی دست یابند.
نشست بروکسل نشان داد که این بحث اکنون به یکی از محورهای اصلی سیاستگذاری اروپا تبدیل شده است. مقامهای اروپایی همچنان تاکید میکنند که گفتوگوهای فنی به معنای شناسایی سیاسی طالبان نیست؛ اما مشخص نیست که این تفکیک در درازمدت تا چه اندازه قابل حفظ باشد.
فراتر از مهاجرت؛ آینده تعامل غرب با طالبان
پیامدهای نشست بروکسل تنها به مساله مهاجرت محدود نمیشود.
از زمان بازگشت طالبان به قدرت، محدودیتهای گستردهای علیه زنان و دختران در افغانستان اعمال شده است. بیش از ۲٫۲ میلیون دختر افغانستانی همچنان از آموزش متوسطه و تحصیلات عالی محروماند. زنان با محدودیتهای شدید در زمینه اشتغال، حضور اجتماعی و آزادی رفتوآمد روبهرو هستند.
سازمانهای حقوق بشری، شماری از حقوقدانان و چندین دولت، این سیاستها را بهعنوان نمونههایی از «آزار و اذیت جنسیتی» یا «آپارتاید جنسیتی» توصیف میکنند.
همین محدودیتها یکی از مهمترین موانع بر سر راه عادیسازی روابط طالبان با جامعه جهانی و بهرسمیتشناختهشدن حکومت آنان به شمار میرود.
از دید دولتهای غربی، این چالشها از یکدیگر جدا نیستند. بحران انسانی، سرکوب سیاسی، افزایش مهاجرت و تهدیدهای ناشی از افراطگرایی، همگی به هم پیوند خوردهاند و پیشرفت در هر یک از این حوزهها تا حد زیادی به وضعیت حوزههای دیگر وابسته است.
هرچند نشست بروکسل به ابتکار اروپا برگزار شد، اما پیامدهای آن فراتر از قاره اروپا خواهد بود. ایالات متحده و دیگر شرکای غربی همچنان منافعی جدی در جلوگیری از تبدیلشدن افغانستان به پایگاه تروریزم فراملی، حفظ ثبات منطقه و اعمال فشار بر گروههای افراطی دارند.
نحوه تعامل دولتهای اروپایی با طالبان میتواند بر سیاست کلی غرب در قبال افغانستان تاثیر بگذارد؛ آن هم در شرایطی که پس از خروج نیروهای خارجی، هنوز چارچوب روشنی برای سیاست غرب در قبال افغانستان شکل نگرفته است.
آغاز مرحلهای تازه
اهمیت نشست بروکسل بیش از آنکه به نتایج فوری آن مربوط باشد، در سابقهای است که ایجاد کرده است. برای نخستین بار پس از بازگشت طالبان به قدرت، مقامهای اروپایی از نمایندگان طالبان در خاک اروپا میزبانی کردند؛ اقدامی که نشاندهنده تمایل اروپا به تعامل محدود، در کنار ادامه خودداری از شناسایی رسمی طالبان است.
با این حال، گفتوگوهای بروکسل هیچیک از چالشهای اساسی افغانستان را حل نکرده است. پرسشهایی درباره مبارزه با تروریزم، تشکیل حکومت فراگیر، حقوق زنان و مشروعیت بینالمللی طالبان همچنان بدون پاسخ باقی ماندهاند.
آنچه این نشست نشان داد، ورود سیاست اروپا در قبال افغانستان به مرحلهای تازه است؛ مرحلهای که در آن، تعامل عملگرایانه بهتدریج در کنار احتیاط سیاسی قرار گرفته است.
اینکه اروپا بتواند این توازن را حفظ کند یا نه، هنوز روشن نیست. اگر تماسهای آینده به همکاری موثر در زمینه مهاجرت، امنیت و کمکهای بشردوستانه منجر شود و همزمان فشار بر طالبان برای اصلاح سیاستهایشان حفظ گردد، بروکسل ممکن است به الگویی برای تعامل گستردهتر کشورهای غربی با طالبان تبدیل شود.
اما اگر چنین نشود، منتقدان خواهند گفت که اروپا گام دیگری به سوی عادیسازی روابط با طالبان برداشته، بیآنکه تغییر معناداری در رفتار این گروه به دست آورده باشد.
نتیجه این روند تنها بر سیاست مهاجرت تاثیر نخواهد گذاشت؛ بلکه مشخص خواهد کرد که دولتهای غربی در سالهای آینده چگونه با حاکمان کنونی افغانستان برخورد خواهند کرد و آیا گفتوگو میتواند به ابزاری برای اعمال نفوذ تبدیل شود یا صرفاً به هدفی در خود بدل خواهد شد.
ترجمه و تلخیص: سیدطاهر مجاب – خبرگزاری دید
نویسنده: صائمه افضل
منبع: کاونتر پونچ – Counter Punch