جهاد افغانستان؛ موجی که هر کس به اندازه اندیشهاش از آن بهره برد
خبرگزاری دید: جهاد افغانستان یکی از بزرگترین رویدادهای تاریخ معاصر جهان اسلام است؛ رویدادی که تنها یک نبرد نظامی نبود، بلکه آزمونی بزرگ برای ایمان، اندیشه، اخلاص، رهبری و آیندهنگری به شمار میرفت. این جهاد همچون موجی عظیم، میلیونها انسان را با انگیزهها، باورها و اهداف متفاوت در خود جای داد. هرکس به فراخور اندیشه، نیت و هدف خود وارد این میدان شد و در پایان نیز به همان اندازه از این حرکت عظیم بهره برد.

تاریخ ثابت کرده است که هیچ حرکت بزرگی تنها با پیروزی در میدان جنگ کامل نمیشود؛ بلکه ارزش واقعی آن هنگامی آشکار میگردد که بتواند پس از پیروزی، عدالت، امنیت، وحدت، قانون و نظام پایدار را نیز به ارمغان آورد. از همین رو، بررسی راهبردی جهاد افغانستان، تنها مطالعه یک جنگ نیست، بلکه بررسی رابطه میان ایمان، اندیشه، سیاست و دولتسازی است.
جهاد؛ موجی که همه را در خود جای داد
هر موج بزرگی، انسانهای مختلف را با خود همراه میسازد. برخی برای رسیدن به ساحل حقیقت وارد آن میشوند، برخی تنها تحت تأثیر احساسات حرکت میکنند و عدهای نیز از فرصت به وجود آمده برای دستیابی به منافع شخصی بهره میگیرند.
جهاد افغانستان نیز از این قاعده مستثنا نبود. در کنار مجاهدان مخلص و اندیشمند، افراد احساساتی و حتی فرصتطلب نیز حضور داشتند. اما تفاوت اصلی، پس از پیروزی آشکار شد؛ زیرا هر کس به اندازه اندیشه و نیت خود از این جهاد بهره برد.
مبارزان مکتبی؛ صاحبان اندیشه و رسالت
نخستین گروه، مبارزانی بودند که جهاد را یک مکتب میدانستند، نه صرفاً یک جنگ.
آنان دارای عقیده، هدف روشن، برنامه و بینش بودند. جهاد برای آنان وسیلهای جهت تحقق ارزشهای اسلامی، استقلال، عزت، عدالت و ساختن آینده افغانستان بود.
این گروه، در میدان نبرد با ایمان جنگیدند اکثریت آنها نقام رفیع شهادت نایل شدند و تعداد دیگری از آنها پس از پیروزی نیز تلاش کردند از آرمانهای خود پاسداری کنند. اگرچه همه آنان به اهداف مطلوب نرسیدند، اما ویژگی مشترکشان این بود که اصول را فدای منافع زودگذر نکردند.
چنین انسانهایی سرمایههای واقعی هر نهضت هستند؛ زیرا اندیشه، مسیر حرکت را تعیین میکند و مانع انحراف میشود.
مبارزان احساساتی؛ شجاعت بدون نقشه
دسته دوم، کسانی بودند که با انگیزههای عاطفی، غیرت دینی، قومی یا ملی وارد میدان شدند.
ایثار، شجاعت و فداکاری آنان قابل انکار نیست؛ اما احساس، هرچند نیروی حرکت ایجاد میکند، جایگزین اندیشه و برنامه نمیشود.
بسیاری از این افراد در میدان جنگ قهرمان بودند، اما پس از پیروزی، به دلیل نداشتن شناخت کافی از سیاست، مدیریت، اقتصاد و نظامسازی، نتوانستند در حفظ دستاوردهای جهاد نقش مؤثری ایفا کنند.
مع الاسف از مسیر و اهداف جهاد منحرف شدند گرفتار مرض ها و غرض های گردیدند
این تجربه نشان داد که برای پیروزی در جنگ، شجاعت کافی است؛ اما برای ساختن یک کشور، شجاعت باید با دانش، انگیزه و تدبیر و مدیریت همراه باشد.
مبارزان فرصتطلب؛ بهرهبرداران از موج جهاد
دسته سوم، کسانی بودند که جهاد را وسیلهای برای رسیدن به قدرت، ثروت، شهرت یا نفوذ شخصی قرار دادند.
آنان تا زمانی در کنار جهاد باقی ماندند که منافعشان تأمین میشد و هرگاه شرایط تغییر کرد، مسیر خود را نیز تغییر دادند
این گروه بیشترین آسیب را به آرمانهای جهاد وارد کردند؛ زیرا منافع شخصی را بر منافع ملی و اسلامی ترجیح دادند و زمینه اختلاف، رقابتهای ناسالم و تضعیف وحدت را فراهم ساختند و به اتحاد ها و ابتلاف نامفدس تن دادن
تاریخ ملتها نشان میدهد که شکست بسیاری از نهضتها نه از ناحیه دشمن خارجی، بلکه از درون و به سبب دنیاطلبی و اختلافات داخلی آغاز شده است.
قرآن؛ معیار سنجش استقامت
قرآن کریم این حقیقت را قرنها پیش بیان کرده است: وَمِنَ النَّاسِ مَن يَعْبُدُ اللَّهَ عَلَىٰ حَرْفٍ ۖ فَإِنْ أَصَابَهُ خَيْرٌ اطْمَأَنَّ بِهِ ۖ وَإِنْ أَصَابَتْهُ فِتْنَةٌ انقَلَبَ عَلَىٰ وَجْهِهِ ۚ خَسِرَ الدُّنْيَا وَالْآخِرَةَ ۚ ذَٰلِكَ هُوَ الْخُسْرَانُ الْمُبِينُ
«و از میان مردم کسانی هستند که خدا را بر لبه ایمان عبادت میکنند؛ اگر خیری به آنان برسد، آرام میگیرند، و اگر آزمایشی به آنان برسد، روی برمیگردانند. آنان دنیا و آخرت را از دست دادهاند و این همان زیان آشکار است.»
مفسران گفتهاند منظور از «عَلَىٰ حَرْفٍ» ایمان سست، متزلزل و وابسته به منفعت است؛ ایمانی که در آسایش پابرجاست، اما در سختی فرو میریزد. این آیه یک اصل همیشگی را بیان میکند: استقامت، معیار صداقت ایمان است.
جهاد و آزمون پس از پیروزی
بسیار تصور میکنند پایان جنگ، پایان امتحان است؛ در حالی که از نگاه قرآن، پیروزی آغاز آزمون بزرگتر است.
در میدان جنگ، دشمن آشکار است؛ اما پس از پیروزی، دشمنان پنهانتری مانند غرور، اختلاف، دنیاطلبی، انحصار قدرت، فساد و تعصب ظهور میکنند.
اگر جامعهای نتواند این آزمون را با موفقیت پشت سر بگذارد، ممکن است دستاوردهای نظامی خود را در عرصه سیاست از دست بدهد. از همین رو گفتهاند: پیروزی در جنگ هنر مجاهدان است؛ اما حفظ پیروزی هنر اندیشمندان و دولتسازان است.
چرا در جنگ پیروز شدیم اما در سیاست با چالش روبهرو شدیم؟
پیروزی در نبرد، نتیجه ایمان، اخلاص، وحدت، ایثار و فداکاری مردم بود، اما سیاست و نظامسازی قواعد دیگری دارد. برای موفقیت در آن، وجود نهادهای پایدار، قانونمداری، مدیریت، تحمل اختلافنظر، شایستهسالاری، برنامهریزی بلندمدت و ترجیح منافع ملی بر منافع شخصی ضروری است.
هرگاه احساس بر عقل، تعصب بر عدالت و منفعت فردی بر مصلحت عمومی غلبه کند، جامعه با بحران روبهرو میشود؛ هرچند در میدان جنگ پیروز شده باشد.
این یک قاعده تاریخی است که پیروزی نظامی بدون پیروزی در عرصه اندیشه و مدیریت، دوام نخواهد داشت.
درسهای راهبردی برای آینده
تجربه جهاد افغانستان چند درس ماندگار برای نسلهای آینده دارد:
هر نهضت پیش از سلاح، به اندیشه وانگیزه نیاز دارد.
ایمان بدون بصیرت، در برابر حوادث آسیبپذیر است.
احساس، آغاز حرکت است؛ اما اندیشه، ضامن تداوم آن است.
دولتسازی ادامه طبیعی جهاد است، نه مرحلهای جدا از آن.
وحدت، عدالت و قانون، مهمترین ضامن حفظ دستاوردهای هر پیروزیاند.
هرگاه منافع شخصی جای آرمانهای الهی را بگیرد، شکست از درون آغاز میشود.
استقامت بر اصول، بزرگترین سرمایه رهبران و ملتهاست.
جان کلام
جهاد افغانستان موجی عظیم بود که انسانهای گوناگون را با خود همراه ساخت؛ اما سرانجام، هر کس به اندازه اندیشه، اخلاص و هدف خود از آن بهره برد. کسانی که با عقیده، بصیرت و برنامه وارد میدان شدند، میراث فکری و معنوی بر جای گذاشتند. آنان که تنها بر احساس تکیه داشتند، در دوران پس از پیروزی با دشواریهای فراوان روبهرو شدند. و کسانی که جهاد را نردبان منافع شخصی ساختند، نه تنها به آرمانهای جهاد وفادار نماندند، بلکه در بسیاری موارد زمینه تضعیف آن را فراهم کردند.
بنابراین، بزرگترین درس جهاد افغانستان این است که پیروزی حقیقی تنها شکست دادن دشمن نیست؛ بلکه حفظ ارزشها، ساختن نظام عادلانه، پاسداری از وحدت اسلامی و ملی و تربیت نسلی است که ایمان را با علم، جهاد را با حکمت، و قدرت را با عدالت همراه سازد. تنها در چنین صورتی است که یک پیروزی نظامی به یک پیروزی تاریخی و تمدنی تبدیل خواهد شد.
نویسنده: عبدالرؤوف توانا – خبرگزاری دید