خبرگزاری دید: رهبران سیاسی معمولاً در چارچوب مرزهای جغرافیایی کشورشان تعریف میشوند، اما برخی شخصیتها بهواسطه نفوذ دینی، فرهنگی و اجتماعی خود، در ذهن و زندگی گروههایی از مردم فراتر از مرزها نیز جای میگیرند؛ از جمله در میان بخشی از مهاجران افغانستانی در ایران که تجربه زیسته متفاوتی از سیاست و جامعه میزبان دارند.

رهبر شهید انقلاب اسلامی برای عمده مهاجران افغانستانی در ایران، تنها یک رهبر سیاسی در چارچوب نظام جمهوری اسلامی نبود، بلکه شخصیتی اثرگذار در شکلگیری برخی سیاستهای مرتبط با زندگی آنان نیز تلقی میشود.
در چهار دهه اخیر، حضور میلیونها مهاجر افغانستانی در ایران تجربهای پیچیده و چندلایه از زندگی، کار، تحصیل و تعامل اجتماعی را شکل داده است؛ تجربهای که در آن برخی تصمیمها و سیاستها به نقاط عطفی در حافظه جمعی این جامعه تبدیل شدهاند. در این میان، از جمله مهمترین مواردی که مورد توجه قرار گرفته، تأکید بر گسترش دسترسی کودکان مهاجر به آموزش بوده است؛ موضوعی که در روایت بخشی از مهاجران، اثر مستقیم و تعیینکنندهای بر مسیر زندگی نسل جدید آنان داشته است.
در نگاه این گروه، مساله آموزش و کرامت انسانی مهاجران همواره یکی از محورهای مورد تأکید در سخنان رهبر شهید انقلاب اسلامی بوده است؛ با این تأکید که با مهاجران افغانستانی باید فراتر از نگاه صرفاً امنیتی و با رویکردی انسانی برخورد شود و جایگاه کرامت انسانی آنان حفظ گردد.
در چنین چارچوبی، سیاستهای مرتبط با آموزش و حضور اجتماعی مهاجران، در ذهن بخشی از این جامعه بهعنوان نشانههایی از توجه به وضعیت آنان و تلاش برای کاهش شکافهای اجتماعی تعبیر شده است.
همچنین در مواضع مختلف، بر پیوندهای تاریخی، زبانی، دینی و فرهنگی میان دو ملت ایران و افغانستان تأکید شده و این ارتباط، فراتر از روابط صرفاً سیاسی دولتها توصیف شده است. همین نگاه، در میان بخش عمده مهاجران افغانستانی بهعنوان عامل شکلگیری نوعی حس نزدیکی فرهنگی و اجتماعی تعبیر میشود.
طبعا جامعه افغانستان یکدست نیست و دیدگاهها نسبت به ایران و سیاستهای آن کاملاً متنوع و گاه متضاد است. برخی این نگاه را مثبت ارزیابی میکنند و برخی دیگر نقدهای جدی نسبت به ساختارهای حقوقی و اجتماعی زندگی مهاجران دارند.
با این حال، آنچه قابل مشاهده است، این است که تجربه زیسته مهاجران افغانستانی در ایران، در کنار چالشها، حامل نقاطی بوده که در حافظه جمعی بخشی از آنان بهعنوان نشانههایی از توجه یا همپیوندی فرهنگی ثبت شده است.
در نهایت، این موضوع بیش از آن که صرفاً سیاسی باشد، به یک مساله اجتماعی و انسانی تبدیل میشود؛ مسالهای که در آن سیاست، مهاجرت، هویت و تجربه زیسته انسانها به هم گره خوردهاند.