میز بینالملل خبرگزاری دید: سایمون تیسدال، تحلیلگر ارشد theguardian.com در تحلیلی نوشته که پنج سال پس از خروج پرهرجومرج نیروهای امریکایی از کابل، در نگاه افکار عمومی جهان بهعنوان شکست آشکار یک قدرت بزرگ ثبت شده است. به باور او، حمله و اشغال افغانستان با حمایت ناتو که پس از حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر آغاز شد، امروز به نماد مداخلهجویی شتابزده و دولتسازی ناکام غربیها بدل شده است.

تیسدال تأکید کرده که این جنگ، جان بیش از دو هزار و چهارصد سرباز امریکایی، چهارصد و پنجاه نیروی بریتانیایی و دهها هزار غیرنظامی افغانستان را گرفت، بیآن که دستاوردی پایدار بر جای بگذارد. او افغانستان را نمونهای روشن از هزینههای سنگین و بینتیجه جنگهای بیپایان میداند؛ تجربهای که باید برای سیاستمداران و فرماندهان نظامی درس عبرت باشد، اما همچنان در تصمیمگیریهای امروز نادیده گرفته میشود.
این روزنامهنگار و تحلیلگر ارشد امور بینالملل تأکید کرده که اگرچه القاعده پراکنده شد، طالبان در سال ۲۰۲۱ بار دیگر قدرت را در کابل به دست گرفتند، اما افغانستان به نماد «جنگ بیپایان» تبدیل شد؛ اصطلاحی که نخستین بار در دوران ویتنام برای توصیف درگیریهای بیپایان امریکا به کار رفت. او یادآور شده که این تجربه تلخ، بهجای آن که سیاستمداران و جنرالها را از ورود شتابزده به جنگهای بیهدف بازدارد، بار دیگر در عراق تکرار شد؛ کشوری که امریکا و بریتانیا در سال ۲۰۰۳ به آن حمله کردند و پس از سالها خسارت و کمترین دستاورد، در ۲۰۱۱ عقب نشستند.
به گفته تیسدال، امروز همان الگوی فاجعهبار در ایران در حال تکرار است. جنگی که دونالد ترامپ آن را «گشتوگذار کوچک» خوانده بود، اکنون وارد ششمین ماه خود شده و بهسرعت در حال تشدید است؛ جنگی که بوی یک درگیری بیپایان دیگر را میدهد.
تیسدال با اشاره به دیدگاه کارتر مالکاسیان، استاد کالج ملی جنگ بریتانیا، گفته که فرض اساسی برای نگه داشتن نیروها در افغانستان، یعنی جلوگیری از تبدیل شدن آن به پناهگاه تروریزم بینالمللی، از اساس ایراد مهلک داشت. مالکاسیان یادآور شده که در پنج سال گذشته حتی یک اقدام تروریستی علیه امریکا از سوی گروهی مستقر در افغانستان رخ نداده است. واشنگتن حدود یک تریلیون دالر هزینه کرد و بیش از ۷۷۵ هزار نیروی نظامی را به افغانستان فرستاد؛ همه برای تهدیدی که بیشازحد بزرگنمایی شده بود.
تیسدال هشدار داده که بزرگترین خطر امروز نه بازگشت پناهگاههای تروریستی، بلکه فراموشی دستهجمعی هزینههای انسانی، مالی و ژئوپلیتیک جنگهای بیپایان است. او نوشته که: «ترسهای لحظهای نباید حافظه تاریخی از این هزینهها را محو کند.»
در ادامه، تیسدال به اشغال عراق اشاره کرده که بر پایه ادعاهای بیاساس پیش رفت. جورج بوش در سال ۲۰۰۲ مدعی شد رژیم صدام حسین ذخایر سلاحهای کشتارجمعی دارد و به دنبال بمب هستهای است؛ ادعایی که دروغ از آب درآمد. دیک چنی نیز عراق را به حمایت از القاعده متهم کرد؛ اتهامی که هیچگاه ثابت نشد. شورشهای متعاقب اشغال عراق، بخشی از جنگ بیپایان بزرگتر یعنی «جنگ جهانی علیه تروریزم» شد. بر اساس گزارش پروژه «هزینههای جنگ» دانشگاه براون، بین سالهای ۲۰۰۱ تا ۲۰۲۳ حدود ۹۴۰ هزار نفر در خشونتهای مستقیم پس از ۱۱ سپتامبر در عراق، افغانستان، سوریه، یمن و پاکستان کشته شدند و تا ۳.۸ میلیون نفر نیز بهطور غیرمستقیم جان باختند.
تیسدال خاطرنشان کرده که جنگها اغلب با انگیزههای پنهان آغاز میشوند؛ از منافع تجاری گرفته تا هژمونی سیاسی. او با اشاره به نمونه تاریخی جنگ تروآ گفته است که این جنگ بیش از آن که بر سر ربوده شدن هلن باشد، بر سر تجارت آزاد بود. به همین ترتیب، جنگهای امریکا نیز اغلب با شعارهایی چون «حمایت از دموکراسی» یا «جلوگیری از گسترش کمونیزم» آغاز شدند، اما در عمل به دنبال تثبیت سلطه جهانی بودند.
تیسدال در جمعبندی تحلیل خود نوشته که «ناامنی» و ترس، مخرج مشترک تصمیمات جنگی امریکا است. او تأکید کرده که ترامپ و بنیامین نتانیاهو با اغراق درباره تهدید ایران، همان الگوی عراق ۲۰۰۳ را بازتولید کردهاند؛ در حالیکه ایران فاقد سلاح هستهای است و مدرک قطعی برای تلاش اخیر آن وجود ندارد. این پارادوکس تکراری، تصویری از قدرتمندترین کشور جهان است که بار دیگر با سایهها میجنگد.
به باور تیسدال، پنج سال پس از خروج امریکا از افغانستان، درس اصلی همچنان پابرجا است: جنگهای بیپایان نه امنیت میآورند و نه ثبات؛ تنها میراثی از ویرانی، هزینههای سنگین و خاطرهای تلخ برای نسلها باقی میگذارند.