چرا طالبان از آزادی رسانهها میترسد؟
خبرگزاری دید: گزارشهای تازهٔ سازمان گزارشگران بدون مرز نشان میدهد که افغانستان تحت کنترل طالبان، حالا بیشتر از هر زمان دیگری به یک زندان بزرگ برای اطلاعات تبدیل شده است. طالبان با تصویب قوانین جدید کیفری، هر نوع انتقاد از رهبران خود را جرم دانسته و برای آن مجازاتهایی سنگین مانند زندان و شلاق تعیین کرده است.

وقتی به این مسیر نگاه میکنیم، میبینیم که توصیهها و دستورالعملهای سادهٔ روزهای اول، امروز جای خود را به قوانین رسمی و سختگیرانه دادهاند. این روند به روشنی ثابت میکند که برخورد طالبان با خبرنگاران و رسانهها یک اتفاق تصادفی یا از روی عصبانیت مقطعی نیست، بلکه کاملاً ناشی از یک ترس عمیق و بنیادین در ساختار قدرت آنهاست. اما پرسش اصلی این است که چرا گروهی که قدرت را کاملاً با زور نظامی به دست گرفته و تمام مخالفان مسلح را سرکوب کرده، هنوز از چند سطر نوشته یا یک گزارش خبری ساده تا این اندازه هراس دارد؟
پاسخ اول در ترس آنها از رو شدن واقعیتهای روی زمین نهفته است. طالبان میخواهد جامعه فقط و فقط یک روایت را بشنود و آن هم روایتی است که خودشان از موفقیت، امنیت و رفاه تعریف میکنند. وقتی یک رسانهٔ مستقل از فقر کمرشکن مردم، بیکاری گستردهٔ جوانان، محرومیت دختران و زنان از درس و کار، یا نارضایتیهای روزمرهٔ شهروندان گزارش تهیه میکند، تمام ادعاهای طالبان دربارهٔ حکمرانی خوب زیر سوال میرود. آنها خیلی خوب میدانند که آگاهی مردم، بزرگترین خطری است که میتواند اطاعت بیچونوچرا را از بین ببرد. بنابراین با خاموش کردن صدای رسانهها، میخواهند جلوی فکر کردن، مقایسه کردن و آگاه شدن جامعه را بگیرند تا کسی نتواند عملکردشان را به چالش بکشد.
پاسخٔ دوم و بسیار مهم، به فضای درون خود طالبان مربوط میشود. بر خلاف تصاویری که آنها در تبلیغات خود از اتحاد، همبستگی و یکدست بودن نشان میدهند، در درون این گروه اختلافات، دیدگاههای متفاوت و رقابتهای جدی میان جناحهای مختلف وجود دارد. جریان آزاد اخبار و حضور خبرنگاران کنجکاو میتواند این پرده را کنار بزند و اخبارِ مربوط به این اختلافنظرها، درگیریهای مدیریتی و تسویهحسابهای پنهانی پشت صحنه را به گوش مردم و رسانههای جهان برساند. طالبان برای اینکه ظاهر متحد و شکستناپذیر خود را حفظ کند، ترجیح میدهد هیچ خبرنگاری اجازهٔ سرک کشیدن به امور داخلیشان را نداشته باشد و هیچ خبر متفاوتی از درون تشکیلاتشان به بیرون درز نکند.
از طرف دیگر، رسانهها مانند یک دوربین ثبتکننده و دقیق عمل میکنند که تمام رفتارهای یک حکومت را در تاریخ ضبط و ثبت میکند. اخبار مربوط به بازداشتهای خودسرانه، مجازاتهای صحرایی، شلاق زدنها و نقض گستردهٔ حقوق بشر، اسناد زنده و معتبری هستند که سازمانهای بینالمللی و دادگاههای جهانی بر اساس آنها رفتار طالبان را قضاوت میکنند.
طالبان به خوبی درک کرده است که انتشار و ماندگاری این گزارشها مانع بزرگ و همیشگی برای به رسمیت شناخته شدن آنها در سطح بینالمللی است؛ پس با ایجاد ترس، سانسور شدید و تعقیب خبرنگاران، تلاش میکند هیچ سندی از رفتارهای نامناسبش باقی نماند و حافظهٔ تاریخی جامعه را پاک کند.
مردم افغانستان بیست سال با رسانههای آزاد، تکثر صداها و فضای باز خبری زندگی کردهاند و به آگاهی و دانستن عادت دارند. طالبان برای اینکه بتواند چنین جامعهای را کاملاً زیر کنترل و تسلط خود درآورد، چارهای جز این نمیبیند که همهٔ چراغهای اطلاعرسانی را یکییکی خاموش کند تا جامعه در تاریکی مطلق خبری بماند. اما این حجم از برخورد سخت، زندان و مجازات روزنامهنگاران، به هیچ وجه نشاندهندهٔ قدرت و اقتدار طالبان نیست، بلکه دقیقاً نشاندهندهٔ ضعف، شکنندگی و بیاعتمادی آنها به پایههای حکومتشان است.
حکومتی که واقعاً میان مردم محبوبیت، کارآمدی و مشروعیت داشته باشد، هرگز از نقد، شفافیت و گزارشهای خبری نمیترسد. طالبان رسانهٔ آزاد را نه یک شغل اطلاعرسانی، بلکه خطری بزرگ و وجودی برای بقای قدرت خود میداند؛ خطری که حتا با اسلحه و زور هم نتوانسته آن را برای همیشه خاموش کند.
نویسنده: سید باقر واعظی – خبرگزاری دید