نگاهی از کابل به دیپلماسی کشاورزی ایران
خبرگزاری دید: وقتی اخبار و آمارهای رسمی اقتصاد افغانستان را مرور میکنیم، یک رقم بیش از همه جلب توجه میکند: سهم ۳۵ درصدی کشاورزی و مالداری در تولید ناخالص داخلی افغانستان. این عدد برای ما مردم کشورمان فقط یک گزارش آماری نیست، بلکه نبض واقعی زندگی، نان شب و سرنوشت میلیونها خانوادهای است که روی این خاک زحمت میکشند.

از سوی دیگر، سفر غلامرضا نوری قزلجه وزیر جهاد کشاورزی ایران به کابل و حضور پررنگ ۵۲ شرکت ایرانی در نخستین نمایشگاه بینالمللی زراعت و مالداری کابل، نشان میدهد که همسایهٔ غربی ما نیز به خوبی اهمیت و وزن این بخش را در آیندهٔ اقتصاد افغانستان درک کرده است. اما این پیوند اقتصادی و اتکای سنگین سرزمین ما به زراعت، چه پیامدهایی برای اقتصاد ایران دارد و چگونه میتواند به یک همکاری برد-برد تبدیل شود؟
واقعیت این است که زمینهای کشاورزی افغانستان با وجود تمام ظرفیت و برکتشان، هنوز از کمبود امکانات مدرن، ابزارهای مکانیزه و دانش روز رنج میبرند. بخش زیادی از زحمتکشترین کشاورزان ما همچنان با روشهای سنتی به تولید مشغولاند که این امر موجب افت بازدهی و تلفات زیاد محصولات میشود. دقیقاً در همینجا یک فرصت بزرگ برای شرکتها و متخصصان ایرانی شکل میگیرد.
ایران در سالهای اخیر در زمینههایی مثل سیستمهای آبیاری تحت فشار، ساخت گلخانههای صنعتی، تولید بذر و کودهای باکیفیت و ماشینآلات کشاورزی پیشرفتهای خوبی داشته است. حضور فعال شرکتهای ایرانی در کابل میتواند این خلاء بزرگ را در بازار افغانستان پر کند و همزمان بازاری پررونق و پایدار برای خدمات فنی و مهندسی ایران فراهم سازد تا محصولات و خدمات خود را در محیطی نزدیک و آشنا عرضه کند.
فرصت حیاتی دیگر، مسئلهٔ کشت برونمرزی و مبادلات دامی است. ایران سالهاست که با بحران بیسابقهٔ بیآبی دستوپنجه نرم میکند، در حالی که در بسیاری از ولایات افغانستان زمینهای مستعد و منابع آبی نسبتاً مناسبی وجود دارد. با سرمایهگذاری مشترک، سرمایهداران و متخصصان ایرانی میتوانند با اجارهٔ زمین در افغانستان، محصولات پرمصرف و برآبر را تولید و به کشور خود منتقل کنند.
این مدل همکاری هم برای کشاورز افغانستانی اشتغال، چرخش مالی و درآمدزایی ایجاد میکند و هم به ایران کمک میکند تا بدون فشار آوردن به منابع آبی محدود و سفرههای زیرزمینی خود، امنیت غذاییاش را تقویت کند. از طرفی، ظرفیت بالای مالداری در افغانستان میتواند منبعی پایدار و نزدیک برای تأمین گوشت، پشم و نهادههای دامی به ایران باشد تا هزینهٔ تولید صنایع وابسته در ایران کاهش یافته و سفرهٔ مردم دو کشور مناسبتر تأمین شود.
علاوه بر این، ایجاد صنایع تبدیلی و بستهبندی مشترک در ولایات مرزی میتواند تحولی جدی ایجاد کند. محصولات کشاورزی افغانستان اغلب به دلیل نبود صنایع فرآوری بهصورت خام و با قیمت پایین صادر میشوند یا از بین میروند؛ در حالی که ورود سرمایه و تکنولوژی ایرانی به این بخش، ارزش افزودهٔ فوقالعادهای برای صادرات مشترک به بازارهای منطقهای خلق خواهد کرد.
اما نباید از چالشها، حساسیتها و نگرانیهای موجود غافل شد. نگاه ما افغانستانیها به توسعهٔ کشاورزی، ناگزیر با مسئلهٔ مدیریت منابع آب گره خورده است. اگر توسعهٔ زراعت در افغانستان بدون همکاری فنی و به بستر روشهای سنتی و پرمصرف برود، میتواند بر حوضههای آبریز مشترک مثل هیرمند و هریرود فشار بیاورد و چالشهای آبی را برای استانهای شرقی ایران پیچیدهتر کند.
بنابراین، ورود ایران با فناوریهای نوین آبیاری میتواند از مصرف بیرویهٔ آب جلوگیری کرده و مانع تنشهای زیستمحیطی منطقهای شود. از سوی دیگر، اگر تاجران و تولیدکنندگان ایرانی نتوانند از نظر کیفیت و قیمت با رقبای سرسختی چون چین، ترکیه و پاکستان رقابت کنند، بازار افغانستان خیلی زود به سمت کالاهای وارداتی سایر کشورهای منطقه سوق پیدا خواهد کرد. همچنین نباید چالشهای ناشی از نبود سیستم بانکی استاندارد و بیثباتیهای مقرراتی را در این مسیر نادیده گرفت.
در نهایت، مردم افغانستان بخش کشاورزی را شریان اصلی حیات اقتصادی کشور خود میدانند و ورود ایران به این عرصه میتواند نقطهای برای تحول واقعی باشد. اگر ایران از نگاهِ یک صادرکنندهٔ سادهٔ کالا فاصله بگیرد و بهعنوان یک شریک تکنولوژیک و استراتژیک کنار کشاورز افغانستانی بایستد، این معامله نه تنها چرخ اقتصاد افغانستان را چابکتر میگرداند، بلکه امنیت غذایی و منافع اقتصادی بلندمدت ایران را هم در منطقهای امن و باثبات تضمین خواهد کرد.
نویسنده: سید باقر واعظی – خبرگزاری دید