هفته وحدت؛ بازگشت به اصل امت محمدی و راهبرد عزت و بیداری امت اسلامی
فرارسیدن میلاد مسعود سرور کائنات، حضرت محمد مصطفی (ص) و هفته وحدت اسلامی، تنها یک مناسبت تقویمی و آیینی نیست، بلکه فرصتی تاریخی برای بازگشت به خویشتن، بازخوانی تجربه جامعه نبوی و اندیشیدن به مسوولیت مشترک امت اسلامی در برابر بحرانهای امروز است. میلاد پیامبر اکرم (ص) باید ما را با یک پرسش اساسی روبهرو کند: چه شد امتی که پیامبر خدا (ص) از قبایل پراکنده، متخاصم و گرفتار جاهلیت ساخت و به «امت واحده» تبدیل کرد، امروز در بسیاری از عرصهها گرفتار تفرقه، جنگ، وابستگی، ضعف و فراموشی منافع مشترک خود شده است؟

قرآن کریم درباره این حقیقت یک منطق راهبردی مهم را در برابر ما قرار میدهد: جامعه اسلامی باید در برابر تجاوز و ظلم، استوار و مقتدر باشد، اما در درون خود «رحماء بینهم»؛ یعنی اهل رحمت، برادری، همدلی و حمایت متقابل باشد. اقتدار بدون اخلاق به خشونت و استبداد تبدیل میشود و اخلاق بدون اقتدار ممکن است در برابر تجاوز ناتوان بماند. مکتب محمدی (ص) جمع میان عدالت، اخلاق، رحمت و ایستادگی مسوولانه است.
امروز مساله اصلی جهان اسلام فقط کمبود منابع نیست، بلکه پراکندگی ارادهها و ناتوانی در تبدیل کردن ظرفیتهای عظیم امت اسلامی به قدرت مشترک علمی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی است. جهان اسلام از نظر جغرافیایی و سیاسی به دهها کشور تقسیم شده و سازمان همکاری اسلامی و مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی ۵۷ عضو دارد. در چنین شرایطی، وحدت اسلامی، نه یک انتخاب تشریفاتی، بلکه یک ضرورت راهبردی برای امنیت، پیشرفت و عزت جهان اسلام است.
وحدت نیز به معنای حذف مذاهب و یکسانسازی همه دیدگاهها نیست. شیعه و سنی میتوانند در مسائل فقهی و تاریخی اختلاف نظر داشته باشند، اما این اختلاف نباید به نفرت، تکفیر، خشونت و جنگ تبدیل شود. اختلاف علمی میتواند محترمانه و حتی سازنده باشد؛ آنچه امت را نابود میکند، تبدیل اختلاف به دشمنی است. مسلمانان در قرآن، پیامبر اکرم (ص)، قبله، توحید و بسیاری از اصول بنیادین دین مشترکاند و همین مشترکات سرمایهای عظیم برای ساختن آینده امت اسلامی است.
یکی از خطرناکترین تحولات روزگار ما، آن است که گاهی مسلمان، مسلمان را دشمن اصلی خود میپندارد و خشونت با نام دین صورت میگیرد. گروهها و جریانهایی که با شعارهای مذهبی، خون مسلمانان و انسانهای بیگناه را میریزند، نهتنها جوامع اسلامی را ویران میکنند، بلکه چهره اسلام رحمانی را نیز در جهان مخدوش میسازند.
دینی که هر روز نماز خود را با نام خدای رحمان و رحیم آغاز میکند و با «سلام» به پایان میرساند، نمیتواند دین کشتار، نفرت و بیرحمی باشد. سیره پیامبر (ص) نیز بر عفو، مشورت، اخلاق و کرامت انسانی استوار بود. بنابراین یکی از مسوولیتهای بزرگ هفته وحدت، معرفی اسلام رحمانی و مقابله فکری و فرهنگی با افراطگرایی، تکفیر، تروریسم و نفرت مذهبی است.
در کنار این بحران داخلی، امت اسلامی با مساله اشغال و رنج فلسطین نیز روبهرو است؛ مسالهای که نباید در میان اختلافات سیاسی و مذهبی به فراموشی سپرده شود. مسجدالاقصی بخشی از حافظه دینی و تاریخی مسلمانان است و پیوند آن با مسجدالحرام در قرآن کریم و حادثه اسراء و معراج پیامبر اکرم (ص) جایگاهی ویژه به آن بخشیده است.
حمایت از کرامت و حقوق مردم فلسطین، مطالبه عدالت و دفاع از غیرنظامیان، مسوولیتی انسانی و اخلاقی است. در عین حال، این مسوولیت نباید به نفرت علیه ملتها یا پیروان ادیان دیگر تبدیل شود.
یمن نیز نباید از حافظه امت اسلامی حذف شود؛ سرزمینی که نام اویس قرنی با آن پیوند خورده و سالها است مردم آن با جنگ، فقر و بحران انسانی دستوپنجه نرم میکنند. اگر وحدت واقعی است، درد مسلمان در فلسطین باید درد ما باشد و درد مسلمان در یمن، لبنان ، سودان، سوریه، افغانستان، ایران و هر نقطه دیگری که انسان بیگناه قربانی میشود نیز باید وجدان ما را به حرکت آورد. وحدت نمیتواند گزینشی باشد.
بحران امروز جهان اسلام را نمیتوان تنها به دشمن خارجی نسبت داد. ضعف حکمرانی، فساد، افراطگرایی، اختلافات مذهبی و قومی، وابستگی اقتصادی، عقبماندگی علمی، ضعف رسانهای و نبود همکاری راهبردی میان کشورهای اسلامی نیز در این وضعیت نقش دارند. دشمن خارجی هنگامی میتواند از اختلافات بهرهبرداری کند که شکافهای داخلی از قبل وجود داشته باشد.
از این رو، راهبرد وحدت باید از شعار فراتر رود. وحدت باید در مکتب و دانشگاه، حوزه و مسجد، رسانه و خانواده، اقتصاد و سیاست و روابط میان ملتها نهادینه شود.
امت اسلامی همچنین به وحدت علمی و اقتصادی نیاز دارد. جامعهای که از نظر علمی و فناوری وابسته باشد، استقلال سیاسی پایدار نخواهد داشت. کشورهای اسلامی با وجود منابع عظیم انسانی و طبیعی، هنوز نتوانستهاند ظرفیتهای خود را در حد یک قدرت مشترک تمدنی سازمان دهند. ایجاد شبکههای علمی، پروژههای فناوری مشترک، همکاری اقتصادی، تجارت درونمنطقهای، تبادل دانشجو و استاد و سرمایهگذاری در نسل جوان، بخشی از راهبرد بلندمدت عزت امت است.
در سیاست خارجی نیز باید اصل روشنی حاکم باشد: طرف درست تاریخ، طرف عدالت و کرامت انسان است. این معیار نباید با نام دولت، مذهب، قوم یا قدرت تغییر کند. مسلمانان باید در برابر اشغال، تجاوز، کشتار غیرنظامیان و ظلم ایستادگی اخلاقی و مسئولانه داشته باشند، اما همزمان از نفرت قومی و دینی و خشونت کور پرهیز کنند.
هفته وحدت باید برای علما، نخبگان، دانشگاهیان، رسانهها و رهبران سیاسی نیز یک پیام روشن داشته باشد: زمان آن رسیده است که اختلافات فرعی را از اصول مشترک جدا کنیم. علما باید زبان منبر را از نفرت پاک کنند؛ دانشگاهیان باید ریشههای عقبماندگی امت را علمی بررسی کنند؛ رسانهها باید به جای تحریک احساسات، آگاهی و همبستگی تولید کنند؛ رهبران سیاسی باید منافع ملتها را قربانی رقابتهای کوتاهمدت نکنند و جوانان نباید قربانی جنگهای مذهبی و سیاسی شوند.
امروز اگر میخواهیم به ندای پیامبر اکرم (ص) پاسخ مثبت دهیم، باید از خود بپرسیم: آیا «رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ» در زندگی ما وجود دارد؟ آیا «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ» فقط آیهای برای تلاوت است یا یک اصل عملی در جامعه ما؟ آیا در برابر خون مسلمان و انسان بیگناه احساس مسوولیت میکنیم؟ آیا فلسطین و مسجدالاقصی را به عنوان بخشی از مسوولیت اخلاقی خود فراموش کردهایم؟ آیا برای یمن و دیگر ملتهای دردمند جهان اسلام نیز همان اندازه حساسیت داریم؟ و آیا برای نجات امت، حاضر به اصلاح خود و جامعه خویش هستیم؟
نویسنده: عبدالرؤوف توانا- خبرگزاری دید