طالبان؛ نفت، نفوذ و سرکوب
خبرگزاری دید: در پس هیاهوی تبلیغاتی پیرامون قرارداد نفت و گاز طالبان با شرکت سعودی «دلتا اینترنشنل» واقعیتی نگرانکننده و تلخ نهفته است؛ واقعیتی که این توافق را از سطح یک معامله اقتصادی فراتر میبرد و آن را به نمادی از بازآرایی ژئوپولیتیکی افغانستان در چارچوب منافع قدرتهای خارجی تبدیل میکند. حضور زلمی خلیلزاد در مراسم امضای این قرارداد نیز بر حساسیت ماجرا میافزاید؛ کسی که برای بسیاری از شهروندان افغانستان، یادآور سیاستهایی است که در دو دهه گذشته به تضعیف حاکمیت ملی و گسترش بحرانهای ساختاری در کشور انجامید.

این قرارداد را نمیتوان صرفاً در چارچوب سرمایهگذاری اقتصادی تحلیل کرد. منابع طبیعی افغانستان بار دیگر در معرض تبدیل شدن به ابزاری برای نفوذ سیاسی، امنیتی و ایدئولوژیک بازیگران بیرونی قرار گرفتهاند؛ بازیگرانی که همواره افغانستان را نه بهعنوان یک ملت مستقل، بلکه بهمثابه میدان رقابت و تأمین منافع راهبردی خود نگریستهاند. از همین منظر، گسترش مناسبات طالبان با عربستان سعودی و برخی دیگر از قدرتهای منطقهای، پرسشهای جدی درباره اهداف پنهان این همکاریها و پیامدهای آن برای آینده کشور ایجاد میکند.
همزمانی این تحولات با فشار فزاینده بر مراکز علمی، مذهبی و رسانهای شیعیان، از جمله محدودسازی نهادهای دینی و فرهنگی وابسته به جامعه تشیع، نگرانیها را دوچندان ساخته است. چنین رخدادهایی این تصور را تقویت میکند که افغانستان در حال ورود به مرحلهای است که در آن، مذهب نه بهعنوان عرصه همزیستی و تنوع اجتماعی، بلکه بهعنوان ابزار مهندسی قدرت و حذف تدریجی گروههای فکری و مذهبی به کار گرفته میشود.
در نهایت، بیم آن میرود که قرارداد نفتی اخیر، آغازی بر فصل تازهای از وابستگی و مداخله خارجی باشد؛ فصلی که در آن ثروتهای ملی، هویتهای مذهبی، رسانهها و ساختارهای اجتماعی افغانستان در خدمت پروژههای فرامرزی قرار گیرند و بار دیگر هزینه سنگین این معادلات را مردم افغانستان با محرومیت، شکاف اجتماعی و تضعیف استقلال ملی بپردازند.
نویسنده: محسن موحد