اسلایدشوافغانستانتحلیلتروریسمسیاستنظامی

خویشاوندی ایدئولوژیک طالبان و القاعده

خبرگزاری دید: گزارش‌ها درباره برگزاری نشستی از سوی طالبان در دوحه، همزمان با سالگرد حملات ۱۱ سپتامبر و طرح دیدگاه‌هایی درباره حمایت این رژیم از القاعده، بار دیگر پرسش دیرینه درباره ماهیت رابطه طالبان با شبکه‌های جهادی فراملی را به مرکز توجه آورده است؛ رابطه‌ای که صرفاً محصول ملاحظات سیاسی یا هم‌پیمانی مقطعی نیست، بلکه ریشه‌هایی عمیق در اشتراکات ایدئولوژیک دارد.

طالبان و القاعده، اگرچه از نظر ساختار، اهداف عملیاتی و گستره فعالیت تفاوت‌هایی دارند، در بنیاد فکری خود از قرائتی سخت‌گیرانه و فراملی از اسلام سیاسی تغذیه می‌کنند؛ قرائتی که مرزهای جغرافیایی را در برابر مفهوم «امت» کم‌رنگ کرده و مبارزه خشونت‌آمیز با مخالفان و دشمنان ایدئولوژیک را مشروعیت می‌بخشد. همین خویشاوندی فکری سبب شده است که رابطه میان این دو جریان، حتی در دوره‌هایی که طالبان تلاش کرده‌اند فاصله سیاسی خود را از القاعده برجسته کنند، به‌سادگی گسسته نشود.

میراث این پیوند را نمی‌توان تنها در مناسبات گذشته جست‌وجو کرد، بلکه حضور اعضای القاعده در افغانستان و حتی در ساختار اداری و اجرایی حکومت طالبان، سابقه میزبانی طالبان از رهبران این شبکه و گزارش‌های مکرر درباره تداوم ارتباط میان دو طرف، نشان می‌دهد که مساله تروریزم در افغانستان صرفاً به حضور فیزیکی چند گروه محدود نمی‌شود، بلکه با بستری ایدئولوژیک نیز ارتباط دارد که امکان بازتولید افراط‌گرایی را فراهم می‌کند.

در این میان، تأکید طالبان در نشست بیست‌وپنجمین سالگرد ۱۱ سپتامبر بر الگوگیری از این حملات را باید به‌عنوان نشانه‌ای جدی از تداوم این هم‌خونی فکری برای بازآرایی نظامی و بازتولید تهدیدات فراملی این دو جریان تروریستی ارزیابی کرد. در چنین شرایطی، افغانستان با خطر تثبیت دوباره گفتمانی مواجه است که خشونت فراملی را از یک ابزار سیاسی به یک فضیلت ایدئولوژیک تبدیل می‌کند.

نویسنده: محسن موحد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا