گزارش تحقیقی خبرگزاری دید: پنج سال پس از بازگشت طالبان به قدرت، محرومیت دختران افغانستان از آموزش به بحرانی فراتر از حوزه تعلیم و تربیت تبدیل شده است. برآوردهای سازمان ملل نشان میدهد بیش از ۲.۶ میلیون دختر از سال ۲۰۲۱ تاکنون از آموزش متوسطه محروم شدهاند و تداوم این وضعیت، پیامدهای گستردهای بر سرمایه انسانی، اقتصاد، نظام آموزشی و آینده اجتماعی افغانستان خواهد داشت.
آنچه در پی میآید، یافتههای تحقیق آماری و رسانهای خبرگزاری دید درباره پیامدهای پنج سال محرومیت دختران افغانستان از آموزش است.

۲.۶ میلیون دختر؛ پنج سال حذف از آموزش
محدودیت آموزش دختران در سپتامبر ۲۰۲۱ با جلوگیری از ادامه تحصیل آنان پس از صنف ششم آغاز شد و از دسامبر ۲۰۲۲، زنان از حضور در دانشگاهها نیز منع شدند. یونیسف در اگست ۲۰۲۶ اعلام کرد بیش از ۲.۶ میلیون دختر طی پنج سال از آموزش متوسطه محروم شدهاند. افغانستان همچنان تنها کشور جهان است که آموزش متوسطه و عالی برای دختران و زنان عملا ممنوع است.
برآورد یونیسف نشان میدهد در سال ۲۰۲۴ حدود ۳.۸ میلیون دختر ۷ تا ۱۸ ساله خارج از مکتب بودهاند که بیش از ۲.۶ میلیون نفر آنان در سنین نوجوانی قرار داشتهاند. بنابراین، ممنوعیت آموزش متوسطه در کنار فقر، ناامنی، مهاجرت و سایر موانع، بحران گستردهتری را برای آموزش دختران ایجاد کرده است.
یک نسل در حال از دست دادن فرصت آموزش
دادهها نشان میدهد مساله فقط دخترانی نیست که امروز از کلاس درس بیرون ماندهاند؛ هر سال گروه جدیدی از دختران به سن آموزش متوسطه میرسند و با ادامه محدودیت، به جمع محرومان اضافه میشوند.
یونیسف در تحلیل سال ۲۰۲۶ برآورد کرده که اگر محدودیتهای موجود تا سال ۲۰۳۰ ادامه پیدا کند، بیش از دو میلیون دختر دیگر مستقیما از حق ادامه تحصیل فراتر از دوره ابتدایی محروم خواهند شد.
این در حالی است که یونسکو در سال ۲۰۲۵ هشدار داده بود اگر ممنوعیت ادامه یابد، تعداد دخترانی که تحت تاثیر آن قرار میگیرند میتواند تا سال ۲۰۳۰ به بیش از چهار میلیون نفر برسد؛ اختلاف این ارقام ناشی از تفاوت در تعریف و دامنه شاخصهای مورد استفاده است و نباید آنها را یک رقم واحد تلقی کرد.
افت تعداد معلمان زن؛ بحران از مکتب فراتر میرود
پیامد این سیاست، تنها حذف دانشآموزان دختر نیست. کاهش مسیر ورود دختران به آموزش عالی به معنای کاهش نیروی متخصص زن در سالهای آینده است.
تعداد معلمان زن در آموزش ابتدایی از حدود ۷۳ هزار نفر در سال ۲۰۲۲ به حدود ۶۶ هزار نفر در سال ۲۰۲۴ کاهش یافته؛ یعنی بیش از ۹ درصد اُفت. یونیسف هشدار داده که در صورت تداوم محدودیتها، افغانستان ممکن است تا سال ۲۰۳۰ حدود ۲۰ هزار معلم زن و ۵۴۰۰ نیروی بهداشتی زن را از دست بدهد.
این روند یک چرخه معیوب ایجاد میکند: دختران امروز از تحصیل محروم میشوند، فردا شمار زنان متخصص کمتر میشود و در نتیجه نسل بعدی نیز با کمبود معلم، پزشک، پرستار و دیگر متخصصان زن روبهرو خواهد شد.
هزینه اقتصادی؛ سالانه ۸۴ میلیون دالر
دادههای یونیسف نشان میدهد پیامد این سیاست فقط اجتماعی نیست. محدودیت آموزش دختران و مشارکت اقتصادی زنان در افغانستان، سالانه دستکم ۸۴ میلیون دالر از تولید اقتصادی کشور کم میکند؛ رقمی معادل حدود ۰.۵ درصد تولید ناخالص داخلی کشور در سال ۲۰۲۳.
به بیان دیگر، محرومیت دختران از تحصیل علاوه بر هزینهای که بر زندگی میلیونها خانواده تحمیل میکند، برای اقتصاد افغانستان نیز هزینه مستقیم دارد و این هزینه با ادامه محدودیتها انباشته میشود.
یک مقایسه مهم با گذشته
این وضعیت در حالی شکل گرفته که افغانستان طی دو دهه پیش از ۲۰۲۱ شاهد افزایش قابل توجه دسترسی دختران به آموزش بود.
بر اساس دادههای یونسکو، تعداد دختران ثبت نامشده در دوره ابتدایی از تقریبا صفر در سال ۲۰۰۱ به ۲.۵ میلیون نفر در سال ۲۰۲۱ رسید. در همان دوره، سهم زنان و دخترانی که توانایی خواندن و نوشتن داشتند نیز از حدود ۱۷ درصد به ۳۰ درصد افزایش یافت.
اما این روند پس از ۲۰۲۱ معکوس شد و محدودیتهای آموزشی، بخش بزرگی از دستاوردهای دو دهه گذشته را تحت تاثیر قرار داد.
آموزش جایگزین؛ راهحل یا مسکن موقت؟
در کنار این محدودیتها، آموزشهای مبتنی بر جامعه به یکی از مسیرهای باقیمانده برای دسترسی دختران به آموزش تبدیل شده است. یونیسف گفته در سال ۲۰۲۵ حدود ۴۴۲ هزار کودک از آموزشهای مبتنی بر جامعه استفاده کردند که ۶۶ درصد آنان دختر بودند. با این حال، این برنامهها نمیتوانند جایگزین کامل آموزش رسمی متوسطه و عالی شوند.
اعدادی که تصویر بزرگتری میسازند
اگر دادههای اصلی را کنار هم قرار دهیم، تصویری که به دست میآید چنین است:
دختران محروم از آموزش متوسطه از ۲۰۲۱، بیش از ۲.۶ میلیون
دختران ۷ تا ۱۸ ساله خارج از مکتب در ۲۰۲۴، ۳.۸ میلیون
دختران نوجوان خارج از مکتب در ۲۰۲۴، بیش از ۲.۶ میلیون
کاهش معلمان زن آموزش ابتدایی در ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۴، بیش از ۹ درصد
معلمان زن در ۲۰۲۴، حدود ۶۶ هزار نفر
زیان اقتصادی سالانه، ۸۴ میلیون دالر
معلمان زن در معرض کمبود تا ۲۰۳۰، تا ۲۰ هزار نفر
نیروهای بهداشتی زن در معرض کمبود تا ۲۰۳۰، ۵۴۰۰ نفر
کودکان بهرهمند از آموزش جامعهمحور در ۲۰۲۵، ۴۴۲ هزار نفر
سهم دختران در آموزش جامعهمحور، ۶۶ درصد
مساله فقط «امروز» نیست
مهمترین یافته این دادهها شاید خود عدد ۲.۶ میلیون نباشد، بلکه اثر انباشته این محرومیت است؛ هر سالی که یک دختر از مکتب و دانشگاه دور میماند، تنها یک سال آموزشی از دست نمیرود، بلکه بخشی از ظرفیت آینده افغانستان برای تربیت معلم، پزشک، پرستار، کارمند، پژوهشگر و نیروی متخصص زن نیز از بین میرود.
به همین دلیل، مساله آموزش دختران افغانستان را نمیتوان صرفا در قالب «حق تحصیل» بررسی کرد. دادههای موجود نشان میدهد این سیاست همزمان بر سرمایه انسانی، اقتصاد، نظام آموزشی، خدمات بهداشتی و آینده اجتماعی افغانستان اثر میگذارد.
برآیند دادهها روشن است: هرچه این وضعیت طولانیتر شود، هزینه بازگرداندن دختران به مسیر آموزش و جبران عقبماندگی نیز بیشتر خواهد شد.