اسلایدشوافغانستانتحلیلتحلیل و ترجمهحقوق بشرحکومتسیاستمنطقه

وقتی نهادهای جهانی از کابل تا بیروت و غزه فلج شده‌اند

خبرگزاری دید: برای ما مردم افغانستان که دو دهه اشغال نظامی، حملات هوایی شبانه و قربانی شدن هم‌وطنانمان را زیر نام‌های زیبا مثل «حقوق بشر» و «استقرار دموکراسی» با تمام وجود لمس کرده‌ایم، تصاویر این روزهای بیروت، ضاحیه و غزه اصلاً غریبه نیست. وقتی می‌بینیم بیمارستان‌ها، مدرسه‌ها و محله‌های مسکونی زیر بمباران‌های سنگین رژیم صهیونیستی ویران می‌شوند و تسلیحات سنگین آمریکایی بدون هیچ وقفه‌ای این جنایات را تغذیه می‌کنند، یک سوال ساده اما تلخ و اساسی در ذهن هر ناظر منصفی شکل می‌گیرد: این سازمان‌های عریض و طویل بین‌المللی، کنوانسیون‌های حقوق بشری و شورای امنیت سازمان ملل دقیقاً کجا هستند و چرا در برابر چنین فجایعی کاملاً فلج شده‌اند؟

وقتی نهادهای جهانی از کابل تا بیروت و غزه فلج شده‌اند

پاسخ به این سوال چندان پیچیده نیست؛ حقوق بین‌الملل سال‌هاست که از چارچوب یک ابزار عادلانه خارج شده و به وسیله‌ای یک‌طرفه در دست قدرت‌های بزرگ برای پیشبرد اهداف ژئوپلیتیک بدل شده است. هنگامی که منافع کشورهای غربی ایجاب کند، شعار حقوق بشر به بهانه‌ای برای لشکرکشی، تحریم اقتصادی و دخالت مستقیم در امور داخلی ملت‌ها تبدیل می‌شود؛ اما زمانی که متحد اصلی آن‌ها یعنی رژی صهیونیستی، دست به ویرانی و کشتار می‌زند، تمام آن ساختارهای حقوقی و سازمان‌های مدعی، به چند بیانیه تشریفاتی، اظهار تاسف‌های خنثی و جلسات بی‌حاصل تقلیل پیدا می‌کنند. همان استانداردهای دوگانه‌ای که روزگاری درد و رنج مردم ما را در زنگ‌آباد، فراه و ده‌ها گوشه دیگر افغانستان نادیده گرفت، امروز هم چشم بر ویرانی ساختاری غزه و لبنان بسته است.

درست وسط همین بی‌عدالتی ساختاری و ادعاهای پوچ سازمان‌های جهانی بود که نقش، اندیشه و الگوی عملی سید حسن نصرالله در منطقه برجسته شد. وی معادلات دنیای امروز را نه مثل یک حقوقدان آرمان‌گرا و ساده‌لوح، بلکه مثل یک رهبر هوشمند، شجاع و واقع‌بین تحلیل می‌کرد. سید حسن نصرالله بارها و در حساس‌ترین مقاطع تاریخی یادآوری می‌کرد که التماس کردن به شورای امنیتی که خودش شریک متجاوز است، هیچ ملت مظلومی را نجات نخواهد داد و حق گرفتن از قدرت‌های متکبر با عریضه‌نویسی دیپلماتیک ممکن نیست.

وی به روشنی برای افکار عمومی تبیین کرد که وقتی حقوق بین‌الملل صرفاً روی کاغذ مانده و سازمان‌های جهانی در برابر زورگویی فلج شده‌اند، تنها راه زنده ماندن، حفظ کرامت و دفاع از تمامیت ارضی، ساختن «قدرت بازدارنده واقعی» و ایستادن روی پای خود است.

همین نگاه عمیق و واقع‌بینانه سید حسن نصرالله بود که جنبش مقاومت لبنان را در زمان رهبری اش به منطقی‌ترین و مطمئن‌ترین پناهگاه مردم در برابر تجاوزات مداوم تبدیل کرد. وی به همه نشان داد که دفاع از مظلوم نه یک مانور سیاسی، بلکه یک تکلیف انسانی و شرعی است که مرز جغرافیایی و قومیت نمی‌شناسد. نصرالله در عمل ثابت کرد که وقتی قوانین بین‌المللی به کاغذپاره‌هایی بی‌خاصیت تبدیل می‌شوند، این اراده ملت‌ها، هوشیاری استراتژیک و قدرت بومی است که می‌تواند متجاوز را سر جای خودش بنشاند و موازنه وحشت ایجاد کند.

امروزه نیز کارشناسان، نخبگان و جامعه افغانستان با نگاهی تحلیلی به گذشته و حال، به خوبی باید درک کنند که اعتماد به وعده‌های پوشالی غرب و سازمان‌های جهانی، حاصلی جز سلب حاکمیت، وابستگی و بی‌حقوقی ندارد.
پیوند خوردن تجربه تلخ اشغال در افغانستان با الگوی موفق مقاومت سید حسن نصرالله در لبنان، یک درس بزرگ برای نسل جوان ما دارد و آن این است که امنیت، عزت و استقلال واقعی هیچ‌گاه از پشت میزهای سازمان ملل در نیویورک و ژنو هدیه داده نمی‌شود، بلکه محصول وحدت، بومی‌سازی قدرت و ایستادگی آگاهانه ملت‌ها در برابر هرنوع ظلم و نظام سلطه است.

نویسنده: سید باقر واعظی – خبرگزاری دید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا