اختصاصی خبرگزاری دید: یک خبرنگار مقیم کابل در نامهای سرگشاده که نسخهای از آن را به خبرگزاری دید فرستاده است، خطاب به جهان، طالبان و استفادهجویان از نامِ «خبرنگار» و با انتقاد شدید از وضعیت خبرنگاران در افغانستان، طالبان، نهادهای حامی رسانهها و برخی سازمانهای فعال در حوزه حمایت از خبرنگاران را به بیتوجهی، سوءاستفاده از نام خبرنگاران افغانستان و بهرهبرداری از رنج آنان برای پیشبرد منافع خود متهم کرده است.

این خبرنگار در این نامه نوشته که خبرنگاران داخل افغانستان همزمان با فشار، تهدید و محدودیتهای طالبان، با بیتوجهی و عملکرد نامناسب برخی نهادهای مدعی حمایت از رسانهها نیز روبهرو هستند و شماری از همکارانش در نتیجه این وضعیت بازداشت و شکنجه شدهاند و یا مهاجرت و بیکاری را تجربه کردهاند.
او همچنین با اشاره به تعطیلی برخی رسانهها و مهاجرت خبرنگاران به کشورهای همسایه، خواستار توقف «تجارت از نام و رنج خبرنگاران افغانستان» شده و از نهادهای حامی رسانهها خواسته است یا حمایت واقعی و مؤثر از خبرنگاران را در پیش گیرند و یا از استفاده ابزاری از نام آنان دست بردارند.
متن کامل این نامه در ادامه میآید.
من این سطرها را با دستانی مینویسم که هر لحظه منتظر لرزیدن زنگ تلفن از سوی استخبارات است؛ از میان تاریکی خانهای که چرخ زندگیاش دیگر نمیچرخد و از جغرافیایی که در آن، نوشتن حقیقت، تاوانی برابر با شکنجه، زندان و تحقیر دارد. من نه فقط برای خودم، که بهعنوان صدای خفه شده دهها همکارم مینویسم؛ همانها که میان چماق طالب، فراموشی جهان و سوءاستفاده نهادهای حامی رسانه، پرپر میشوند.
امروز خبرنگاری در افغانستان، ایستادن بر روی تیغ دو دم است. ما از یک سو تاوان «نه» گفتن به ظلم و استبداد طالبان را میدهیم و از سوی دیگر، باید پاسخگوی گزارشها و اخبار رسانههای در تبعید باشیم! طالبان تاوانی را که از رسانههای بیرون میطلبد، از وجود ما خبرنگارانِ بیدفاع در داخل میکشد. با هر گزارشی که از بیرون منتشر میشود، لرزه بر تن ما میافتد که چه زمانی زنگ استخبارات به صدا درمیآید. دهها تن از همکاران ما بازداشت شدند، شکنجه دیدند، گروهی مجبور به فرار شدند و آنان که ماندند، شلاق سکوت را پذیرفتند و قلمها را زمین گذاشتند.
اما تلختر از ظلم آشکار طالبان، خنجری است که از پشت میخوریم؛ زخمی که «نهادهای حامی رسانه» و مراجع بینالمللی بر پیکر نیمهجان ما میزنند.
خطابم به شما است؛ نهادهایی که پنج سال است به نام خبرنگار افغانستان از سازمانهایی چون یونسکو پروژههای هنگفت میگیرید! شما برای ما چه کردهاید جز تحقیر و دونرپسندی؟ نمونهاش همان کارگاه بهاصطلاح «امنیت سایبری» سال گذشته در میدانوردک که با پول یونسکو برگزار شد؛ وقتی همکارانِ خسته و رنجدیدهمان از غور، دایکندی و بامیان با هزار امید به آنجا آمدند، نهتنها محتوایی نديدند، بلکه در بدترین شرایط ممکن اسکان داده شدند. و اوج فاجعه آنجا بود که آقای مسوول، از کنار سواحل امن اروپا تماس تصویری گرفت و با وقاحت و اهانت گفت: «شما هیچ حقی ندارید و اگر نانی دادهایم از روی پشتونوالی بوده است!»
آیا تاوان خبرنگار بودن در افغانستان، تحقیر شدن توسط کسانی است که با پول همین خبرنگاران در اروپا به ساحلگردی مشغولاند؟
در پروسههای تخلیه چه کردید؟ بهجای نجات خبرنگاران واقعی که زیر تهدید مستقیم بودند، خویشاوندان، دوستان و بستگان خود را به مکانهای امن فرستادید. درد ما از آنانی نیست که دنبال زندگی خود رفتند؛ درد ما از شما دکاندارانی است که هنوز هم از آدرس خبرنگار زیر تهدید، نان میخورید!
فعالیت شما خلاصه شده در صدور بیانیههای پوچ و بیخاصیت: «محکوم میکنیم… استقبال میکنیم…» بیانیههای تکراری شما زخم ما را مرهم نیست. وقتی خبرنگار در اوج بیکسی به شما زنگ میزند، یا پاسخش را نمیدهید یا بعد از گرفتن اطلاعاتش، حتی بدون یک تشکر ساده تلفن را قطع میکنید.
در چند ماه اخیر، رسانههای بزرگ و پرکارمندی چون تلویزیون تمدن، راه فردا و خبرگزاری آوا تعطیل شدند و دهها همکار ما بیکار و آواره گشتند. جمعی از آنان از ترس طالب به پاکستان گریختند، اما آنجا هم زیر فشار اخراج و آوارگی دستوپامیزنند و هیچ نهادی صدای فریادشان را نمیشنود.
همکارانی را میشناسم که چندین بار مرزها را زیر تهدید بالا و پایین کردهاند اما هیچ دست یاریرسانی به سویشان دراز نشده است.
ما خبرنگارانِ جامانده در وطن و آوارگانِ بیرسانه در غربت، امروز یک صدا فریاد میزنیم:
اگر بال پرواز ما نیستید، اگر یاور روزهای سختی ما نیستید، حداقل از نام، رنج و خون ما تجارت نکنید! دست از پروندهسازی و گرفتن پروژههای بیمحتوا به نام «خبرنگار افغان» بردارید. یا درست کار کنید و حقیقتِ درد ما را بیسانسور به گوش جهان برسانید، یا این دکانِ تزویر را ببندید و نام ما را رها کنید.
رنج ما برای تجارت شما بس است.
خبرنگار مقیم کابل