ترافیک اقتصادی در کابل؛ آیا بخش خصوصی ایران فرصتهای بازار کابل را میرباید؟
خبرگزاری دید: پایتخت افغانستان این روزها شاهد ترافیک سنگین دیپلماتیک و تجاری است. برگزاری پنجمین نمایشگاه بینالمللی ابوحنیفه و اعلام حضور نمایندگان بیش از ۲۰ کشور جهان، کابل را به محور توجه فعالان اقتصادی منطقه تبدیل کرده است.

در میان تمام هیئتهای حاضر، حضور پررنگ و چندلایهای ایران بیش از هر بازیگر دیگری جلب توجه میکند؛ سفری که با حضور هیأت پارلمانی شروع شد، با اعزام بزرگترین کاروان تجاری بخش خصوصی مشتمل بر ۱۸۰ بازرگان و سرمایهگذار اوج گرفت و با ورود عباس علی آبادی وزیر نیرو به کابل تکمیل شد. این مانور بیسابقهی سهگانه، نشاندهنده عزم جدی تهران برای تثبیت و توسعه جایپای خود در بازار افغانستان است؛ اما سوال اصلی این است که آیا بخش خصوصی ایران میتواند در میان این رقابت متراکم، فرصتهای طلایی بازار کابل را از آن خود کند؟
افغانستانِ امروز تحت حاکمیت طالبان، نیازمند بازسازی زیرساختها، تامین کالاهای اساسی و جذب سرمایهگذاریهای خانگی و خارجی است. قطع کمکهای مستقیم غرب و تحریمهای بانکی، کابل را ناگزیر ساخته تا نگاه خود را متوجه همسایگان و قدرتهای شرقی کند. در این میان، بخش خصوصی ایران از مزیتهای کمنظیری برخوردار است که هیچ رقیب منطقهای دیگری بهسادگی به آن دسترسی ندارد. قرابتهای دیرینه فرهنگی و زبانی، مرزهای طولانی مشترک، هزینهی بسیار پایین حملونقل و آشنایی عمیق تجار دو کشور با ذائقهی بازارهای یکدیگر، پل ارتباطی محکمی میان فعالان اقتصادی ایران و افغانستان ایجاد کرده است. حضور ۱۸۰ بازرگان ایرانی در کابل نشان میدهد که بخش خصوصی فارغ از پیچیدگیهای سیاسی، بستر را برای یک جهش تجاری آماده میبیند.
با این حال، صید فرصتهای بازار کابل برای تجار ایرانی خالی از چالشهای بنیادین و رقابتهای نفسگیر نیست. حضور همزمان بیش از ۲۰ کشور در نمایشگاه ابوحنیفه به روشنی گواهی میدهد که ایران تنها مدعی این بازار بکر نیست. چین با تکیه بر غولهای مالی و فناوری خود در حال پیشروی در بخش معادن و زیرساختهای بزرگ است و ترکیه با بستهبندیهای جذاب و خدمات نوین بازاریابی، نفوذ خود را در کالاهای مصرفی گسترش میدهد. در این نبرد چندجانبه، بزرگترین مانع پیشروی بخش خصوصی ایران، خلأ ضمانتنامههای معتبر بانکی، خطوط اعتباری و عدم اتصال شبکههای پولی دو کشور است؛ امری که تجار ایرانی را ناچار به استفاده از روشهای سنتی و پرریسک کرده است.
در بعد ترانزیت و مواصلات نیز، رقبای منطقهای میکوشند مسیرهای اختصاصی خود را بر خریداران افغان فرض کنند. با این حال، برگ برنده بخش خصوصی ایران گره خوردن با شریانهای حیاتی زیرساختی نظیر خطآهن خواف-هرات و بندر استراتژیک چابهار است. فعالسازی همهجانبهی این مسیرها نه تنها هزینه تمامشده نقلوانتقال کالا را برای تجار دو کشور به شدت کاهش میدهد، بلکه راهبردیترین گزینه افغانستان برای رهایی از وابستگی به مسیرهای ناپایدار و پرتنش مرزی با پاکستان محسوب میشود. تجار ایرانی میتوانند با بهرهبرداری از این مزیت ترانزیتی غیرقابل جایگزین، سرعت تامین کالا را بالا ببرند.
نکته کلیدی دیگر در سفر همزمان وزیر نیرو و هیأت پارلمانی ایران به کابل نهفته است. نفوذ پایدار بخش خصوصی بدون پشتیبانی دیپلماتیک و حل گرههای ساختاری دولتی میسر نمیشود. ورود مدیریت ارشد انرژی ایران به کابل میتواند راه را برای صادرات خدمات فنی و مهندسی، مشارکت در پروژههای برقرسانی و مدیریت منابع آب هموار کند؛ حوزههایی که دقیقا بخش خصوصی ایران در آنها دانش و توان عملیاتی بالایی دارد. اگر دیپلماسی رسمی تهران بتواند موانع تعرفهای، گمرکی و مواصلاتی را برطرف سازد، بخش خصوصی قادر خواهد بود از الگوی صرفاً «صادرات کالا» به سمت «سرمایهگذاری و تولید مشترک» حرکت کند.
موفقیت بخش خصوصی ایران در بازار کابل نه با بیانیهها، بلکه با پایداری حضور و انعطافپذیری در برابر رقبا سنجیده میشود. افغانستان بازاری است که منتظر هیچ بازیگری نمیماند و تعلل در تصمیمگیری، به معنای واگذاری عرصه به رقبا خواهد بود. هیئت ۱۸۰ نفره ایرانی در کابل فرصتی طلایی برای قفلشکنی از روابط تجاری دو کشور است؛ مشروط بر آنکه بخش خصوصی بتواند با هوشمندی، حمایت دولتی را به اهرمی برای حل موانع بانکی و گمرکی تبدیل کرده و جایگاه سنتی خود در بازار همسایه شرقی را تثبیت و بازآفرینی کند.
نویسنده: سید باقر واعظی – خبرگزاری دید