ایران کلید عبور افغانستان از بحران سوخت در سرما
خبرگزاری دید: با فرا رسیدن پاییز ۱۴۰۵ و نزدیک شدن به روزهای سخت، سرد و طاقتفرسا در افغانستان، بار دیگر دغدغهی جدی و حیاتیِ تأمین انرژی، سوخت و مواد غذایی به اصلیترین کابوس خانوادهها، بازرگانان و فعالان اقتصادی کشور ما تبدیل شده است. هشدارهای اخیر نهادهای امدادرسان بینالمللی و سازمان ملل درباره احتمال بروز یک بحران انسانی عمیق در زمستان پیشرو، واقعیت تلخ و بپذیراپذیری را یادآوری میکند.

افغانستان برای زنده نگهداشتن شریانهای اصلی زندگی و معیشت شهروندان خود، بیش از هر زمان دیگری به مسیرهای ترانزیتی مطمئن، امن، پیشبینیپذیر و پایدار نیاز دارد. در این میان، به نظر برخی کارشناسان به روشنی میبینیم که جمهوری اسلامی ایران با موقعیت ممتاز و منحصربهفرد جغرافیایی خود، میتواند به اصلیترین سوپاپ اطمینان و شریان تنفسی برای عبور افغانستان از این بحران زمستانی تبدیل شود.
تجربه تلخ و فرسایشی سالهای گذشته به جامعه تجاری و مردم عامه ما نشان داده است که انسدادهای ناگهانی، سیاسی و غیرمنتظره در گذرگاههای مرزی شرقی و جنوبی با پاکستان در آستانه فصل سرما، چگونه در کوتاهترین زمان ممکن قیمت گازوئیل، بنزین و گاز مایع را در بازارهای کابل، هرات، قندهار و مزارشریف به عرش میرساند و دود رقابتها و منازعات دیپلماتیک را مستقیم به چشم مردم فقیر میبرد.
در چنین بنبستهای مداومی، تداوم صادرات مستقیم سوخت از ایران و همچنین ایجاد تسهیلات ترانزیتی برای عبور محمولههای نفتی از مبادی دیگری چون اقلیم کردستان عراق یا کشورهای حوزه خلیج فارس از پهنه ترانزیتی ایران، توانسته بازارهای داخلی افغانستان را از شوکهای قیمتی کمرشکن و نایابی مطلق سوخت نجات دهد.
از دیدگاه جامعه تجاری و شهروندان افغانستان، ورود منظم، بیانقطاع و شبانهروزی کاروانهای حامل سوخت از گذرگاههای مرزی و کلیدی دوغارون، میلک و ماهیرود، صرفاً یک مبادله اقتصادی و تجاری ساده میان چند شرکت بخش خصوصی نیست؛ بلکه دقیقاً مسئله حیات و ممات، سلامت و گرمایش میلیونها خانه در روزهای منجمدکننده زمستان پیشرو است.
با توجه به افزایش قیمت بیسابقه و نایاب شدن سوختهای سنتی مانند چوب، زغالسنگ و بوته در ولایات مرکزی و شمالی، عدم وصول بهموقع سوختهای فسیلی فشار مضاعفی بر سفرههای خالی مردم وارد میکند. از این رو، عبور روان و مداوم تانکرهای سوخت از مرزهای غربی ایران، تنفس روانی، اجتماعی و اقتصادی ملموسی را به جامعه آسیبدیده ما میبخشد.
علاوه بر ابعاد انسانی، این همکاری ترانزیتی نمونهای موفق و برجسته از همگرایی پایدار منطقهای است. ایران با هوشمندی جغرافیایی خود، در نقش یک «هاب ترانزیتی و انرژی» ظاهر شده که زنجیره تامین کالاهای حیاتی منطقه را حتی در بحرانیترین شرایط سیاسی برقرار نگاه میدارد. وقتی سوخت و کالاهای اساسی با هزینههای حملونقل معقول، امنیت جادهای بالا و ضریب اطمینان مناسب از پهنه جادهای و ریلی ایران به گمرکات افغانستان میرسد، نه تنها ثبات نسبی به بازارهای ما بازمیگردد، بلکه پیوند اقتصادی دو ملت نیز عمیقتر و ناگسستنیتر میشود.
البته با توجه به رصد چالشهای میدانی تجار و رانندگان، باور این است که این شریان حیاتی زمانی میتواند به حداکثر ظرفیت و کارایی خود برسد که بروکراسیهای اداری و مرزی در دو طرف به حداقل ممکن کاهش یابد. تسهیل و سرعتبخشی به تشریفات گمرکی، ارتقای زیرساختهای سنجش کیفیت در مرزها، اختصاص انبارها و مخازن ذخیرهسازی موقت و روانسازی تردد ناوگان حملونقل در پایانههای مرزی، از جمله مطالبات کلیدی بخش خصوصی افغانستان است تا فرایند سوخترسانی پیش از آغاز یخبندانهای شدید و مسدود شدن راههای مواصلاتی درونمرزی، به اوج سرعت و بازدهی خود برسد.
عبور امن و کمخسارت افغانستان از زمستانهای سخت و کوهستانی، بدون یک دیپلماسی فعال اقتصادی، نگاه انساندوستانه و ترانزیت پایدار از مسیر ایران عملاً غیرممکن است. از نگاه برخی کارشناسان، نقش کلیدی ایران در تأمین و ترانزیت انرژی، فراتر از ارقام و آمار تجاری، نمادی واقعی از همسایگی، همزیستی و پیوند برادرانه میان دو ملت همزبان و همفرهنگ است.
اگر این همکاریهای ترانزیتی با روانسازی بیشتر مرزها و رفع موانع اجرایی تقویت شود، نه تنها مانع از بروز یک فاجعه انسانی و معیشتی تلخ در همسایگی شرقی میشود، بلکه اثبات میکند که امنیت، رفاه، ثبات و توسعه مردم ایران و افغانستان برای همیشه به یکدیگر گره خورده است.
نویسنده: سیدباقر واعظی – خبرگزاری دید