اسلایدشوتروریسمسیاستگزارشمنطقه

بحران خیبرپختونخوا؛ پیامدهای منطقه‌ای تقابل اسلام‌آباد و تحریک انصاف

خبرگزاری دید: اعلام وضعیت اضطراری در ایالت خیبرپختونخوا و انتقال اختیارات اجرایی به ساختار تحت مدیریت فرماندار، مناقشه دولت مرکزی پاکستان با حزب تحریک انصاف را وارد مرحله تازه‌ای کرده است. این تحول در حالی رخ داده که پاکستان با چالش‌های امنیتی در مناطق مرزی افغانستان، فعالیت تحریک طالبان پاکستان و تعهدات دفاعی در قبال عربستان سعودی روبه‌رو است؛ مجموعه‌ای از عوامل که می‌تواند بر سیاست داخلی و روابط منطقه‌ای اسلام‌آباد تأثیر بگذارد.

بحران خیبرپختونخوا؛ پیامدهای منطقه‌ای تقابل اسلام‌آباد و تحریک انصاف

تلاقی بحران امنیتی و رقابت سیاسی
بر اساس گزارش تحلیلی سید سباس نقوی در موسسه مطالعات شرق، خیبرپختونخوا به‌دلیل هم‌مرزی با افغانستان، فعالیت گروه‌های مسلح و جایگاه حزب تحریک انصاف، یکی از مناطق راهبردی پاکستان است. این ایالت پس از انتخابات فبروری ۲۰۲۴ در اختیار تحریک انصاف قرار گرفت و به یکی از مهم‌ترین پایگاه‌های سیاسی این حزب در برابر دولت فدرال تبدیل شد.

دولت مرکزی، وخامت وضعیت امنیتی و ضرورت مقابله با گروه‌های مسلح را از دلایل مداخله در اداره ایالت عنوان می‌کند. در مقابل، تحریک انصاف و ائتلاف «جنبش پاسداری از قانون اساسی پاکستان» این اقدام را تعرض به اختیارات دولت منتخب و حق رأی مردم می‌دانند و از پیگیری قضایی و ادامه اعتراض‌ها سخن گفته‌اند.

به نوشته نقوی، همزمانی این تصمیم با اعتراض‌های مخالفان دولت، احتمال پیوند خوردن مدیریت امنیتی با رقابت سیاسی را افزایش می‌دهد. با این حال، تعیین مسوولیت هر یک از طرف‌ها در وضعیت امنیتی، نیازمند بررسی مستقل آمار حملات، عملکرد نهادهای اجرایی و منابع اختصاص‌یافته به مبارزه با تروریزم است.

ابعاد حقوقی و نقش ارتش
بر اساس این گزارش، مواد ۲۳۲ و ۲۳۴ قانون اساسی پاکستان به‌ترتیب به اعلام وضعیت اضطراری و مداخله در اداره ایالت در شرایط مقرر مربوط می‌شوند؛ ماده ۲۴۵ نیز چارچوب کمک نیروهای مسلح به قدرت غیرنظامی را مشخص می‌کند.

نقوی با اشاره به گزارش‌های منتشرشده در ۱۱ و ۱۲ اکتوبر ۲۰۲۶، از مجوز استقرار ارتش در خیبرپختونخوا و ایجاد ساختار اداری تحت مدیریت فرماندار یاد می‌کند. به باور او، افزایش حضور نظامی می‌تواند هماهنگی امنیتی را تقویت کند، اما به‌تنهایی اثبات نمی‌کند که انتقال قدرت از دولت ایالتی با دستور مستقیم فرماندهی ارتش صورت گرفته است.

این گزارش همچنین تأکید کرده که استمرار وضعیت اضطراری تابع تشریفات قانون اساسی و نظارت پارلمانی است و تصمیم دولت مرکزی از منظر رعایت الزامات قانونی، موضوعی قابل بررسی خواهد بود.

چهار مسیر پیش روی بحران
در ارزیابی نقوی، آینده خیبرپختونخوا به چهار مسیر احتمالی وابسته است: تثبیت اداره تحت کنترل دولت مرکزی، توافق سیاسی و بازگشت به سازوکار عادی، تشدید مناقشه حقوقی و نهادی، یا گسترش ناامنی و افزایش تنش در مرز افغانستان. این سناریوها پیش‌بینی قطعی نیستند، بلکه به عملکرد دولت، واکنش تحریک انصاف، تصمیم نهادهای قضایی و روند حملات مسلحانه بستگی دارند.

به نوشته نویسنده، اگر دولت مرکزی نتواند بهبود ملموسی در امنیت و خدمات عمومی ایجاد کند، مسوولیت پیامدهای تصمیم جدید نیز متوجه اسلام‌آباد خواهد بود. در مقابل، توافق سیاسی و همکاری میان نهادهای فدرال و ایالتی می‌تواند هزینه‌های بحران را کاهش دهد.

پیامدها برای افغانستان و ایران
بر اساس تحلیل نقوی، یکی از مهم‌ترین پیامدهای منطقه‌ای این بحران، احتمال افزایش فشار پاکستان بر حکومت طالبان افغانستان برای جلوگیری از فعالیت گروه‌های مسلح، به‌ویژه تحریک طالبان پاکستان، است. اسلام‌آباد کابل را به فراهم ‌کردن زمینه فعالیت این گروه متهم می‌کند، در حالی که حکومت طالبان این اتهام‌ها را به‌طور کامل نمی‌پذیرد.

تشدید اختلاف میان دو طرف می‌تواند همکاری‌های مرزی را دشوارتر سازد و بر امنیت، تجارت و وضعیت مهاجران افغانستانی اثر بگذارد. در مقابل، هماهنگی اطلاعاتی و گفت‌وگوهای دوجانبه می‌تواند به مهار بخشی از تنش‌ها کمک کند.

نقوی همچنین تأکید کرده که ایران باید تحولات امنیتی پاکستان را از منظر ثبات مرزها، همکاری‌های ضدتروریزم و روابط دوجانبه دنبال کند. با این حال، بحران خیبرپختونخوا به‌تنهایی نشان‌دهنده تغییر قطعی در سیاست خارجی اسلام‌آباد نیست و ارزیابی پیامدهای آن باید بر تحولات میدانی و تصمیم‌های رسمی استوار باشد.

ارتباط احتمالی با تعهدات دفاعی پاکستان در قبال عربستان
بخش دیگری از گزارش به همزمانی بحران داخلی پاکستان با تعهدات دفاعی این کشور در قبال عربستان سعودی و تحولات یمن اختصاص دارد. نویسنده با اشاره به توافق دفاعی مکه میان پاکستان، عربستان و ترکیه در آگست ۲۰۲۶، احتمال می‌دهد که تداوم بحران داخلی، مدیریت همزمان اولویت‌های امنیتی و تعهدات خارجی اسلام‌آباد را دشوارتر کند.
با این حال، نقوی تصریح کرده که شواهد مستقلی برای اثبات رابطه مستقیم علت و معلولی میان بحران خیبرپختونخوا و تحولات یمن وجود ندارد. از این رو، سه مسیر قابل تصور است: ادامه همکاری دفاعی با تأکید بر عدم مشارکت در عملیات تهاجمی در خاک یمن، افزایش فشار بر منابع امنیتی پاکستان، یا تقویت تلاش‌های دیپلماتیک برای جلوگیری از گسترش درگیری‌های منطقه‌ای.

جمع‌بندی
بر اساس گزارش تحلیلی سید سباس نقوی، بحران خیبرپختونخوا فراتر از اختلاف بر سر اداره یک ایالت است و به آزمونی برای توازن قدرت میان دولت مرکزی، احزاب سیاسی و نهادهای نظامی پاکستان تبدیل شده است. پیامدهای آن برای افغانستان می‌تواند در افزایش فشارهای امنیتی اسلام‌آباد بر کابل و برای ایران در تغییر احتمالی اولویت‌های امنیتی و دیپلماتیک پاکستان نمایان شود. همزمان، تأثیر این بحران بر تعهدات دفاعی اسلام‌آباد در قبال عربستان و تحولات یمن، به چگونگی مدیریت بحران داخلی و تصمیم‌های آینده پاکستان بستگی دارد.

میز بین‌الملل – خبرگزاری دید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا