اسلایدشوافغانستانتحلیلتحلیل و ترجمهتروریسمسیاستمنطقه

وقتی بازیگران بزرگ هم نتوانستند گره کابل-اسلام‌آباد را باز کنند

خبرگزاری دید: گزارش‌های اخیر در خصوص دیدار مقام‌های نظامی و اطلاعاتی پاکستان با سران گروه‌های مسلح مخالف طالبان جهت بررسی گزینه‌های حمایت، ابعاد تازه‌ای از ورود دو کشور به فاز خطرناک «جنگ نیابتی» را آشکار کرده است. تنش میان کابل و اسلام‌آباد که با اعلام جنگ آشکار و کشته و زخمی شدن بیش از هزار غیرنظامی وارد مرحله بی‌سابقه‌ای شده، نشان‌دهنده ناکامی عمیق تلاش‌های دیپلماتیک است.

وقتی بازیگران بزرگ هم نتوانستند گره کابل-اسلام‌آباد را باز کنند

در ماه‌های اخیر، قدرت‌های بزرگ منطقه‌ای نظیر چین و روسیه و بازیگران نافذی چون ترکیه، عربستان و قطر تمام ظرفیت‌های خود را برای میانجی‌گری به کار بستند؛ اما بن‌بست کامل در نشست‌هایی چون اجلاس امنیتی مسکو ثابت کرد که گره کور روابط افغانستان و پاکستان فراتر از اهرم‌های فشار متداول دیپلماتیک است.

دلایل علت ناکامی بازیگران بزرگ منطقه‌ای در مهار این بحران، نیازمند واکاوی ریشه‌های ساختاری و امنیتی اختلاف میان طرفین است. مسئله اصلی، تعارض بنیادین امنیت ملی دو کشور حول محور «تحریک طالبان پاکستان (TTP) و خط دیورند است. اسلام‌آباد طالبان افغانستان را متهم می‌سازد که به پناهگاهی امن برای تجهیز و هدایت حملات خونین «تی تی پی»  تبدیل شده است؛ اتهامی که حاکمان کابل همواره آن را رد کرده و متقابلاً پاکستان را به میزبانی از گروه‌های مخالف حکومت خود متهم می‌کنند. وقتی طرفین بحران را مسئله‌ای زیستی و حیاتی تعریف می‌کنند، انعطاف‌پذیری دیپلماتیک جای خود را به تقابل سخت می‌دهد.

در این میان، ناامیدی حتی در میان بازیگرانی چون چین که ابزارهای اقتصادی و دیپلماتیک بسیار قدرتمندی در اختیار دارد، به چشم می‌خورد. پکن که سرمایه‌گذاری‌های چندمیلیارد دلاری در طرح «یک کمربند-یک راه» و کریدور اقتصادی سی‌پک دارد، اشتیاق فراوانی برای ایجاد ثبات میان همسایگان شرقی خود داشت. با این حال، اصرار حاکمان کابل بر مواضع ایدئولوژیک از یک‌سو و اصرار اسلام‌آباد بر پرتاب بحران‌های امنیتی داخلی خود به بیرون از مرزها از سوی دیگر، فضای هرگونه چانه‌زنی را مسدود ساخته است. وقتی طرفین بر رفتارهای یکجانبه پافشاری می‌کنند، حتی نفوذ اقتصادی چین نیز توان وادار کردن دو کشور به کوتاه آمدن از خطوط قرمزشان را ندارد.

پیامد مستقیم این بن‌بست دیپلماتیک، لغزش سریع دو کشور به سمت «توازن آنارشیک» و ابزارهای نامتقارن است. با بی‌نتیجه ماندن دیپلماسی، پاکستان گزینه حمایت از گروه‌های مسلح مخالف طالبان را روی میز گذاشته و کابل نیز توان یا اراده‌ای برای مهار شبه‌نظامیان مرزی نشان نمی‌دهد. این تقابل نیابتی متقابل، درگیری را از شکلی قابل کنترل و متعارف به ساختاری نامتقارن، غیرقابل پیش‌بینی و بسامددار تبدیل می‌کند. خطای محاسباتی در چنین فضایی بسیار بالاست و خطر سرایت ناامنی به شریان‌های ترانزیتی و عمرانی کل منطقه را به شدت افزایش می‌دهد.

علاوه بر این، تعمیق این گسل امنیتی، معادلات ترانزیتی جنوب آسیا را به طور کامل دستخوش تغییر خواهد کرد. انسداد مداوم مرزها و توقف تجارت میان کابل و اسلام‌آباد، افغانستان را بیش از پیش به سمت جایگزینی مسیرهای ترانزیتی از طریق ایران و کریدور چابهار سوق می‌دهد؛ مساله‌ای که عملاً پاکستان را از مزایای ژئواقتصادی دسترسی به آسیای مرکزی محروم ساخته و هزینه‌های اقتصادی سنگینی بر هر دو ملت تحمیل می‌کند.

در نهایت، ناکامی قدرت‌های بزرگ در باز کردن گره کابل-اسلام‌آباد هشداری جدی درباره آینده امنیت منطقه‌ای است. چرخش از دیپلماسی به سمت پشتیبانی از گروه‌های نیابتی، فرمولی خطرناک است که تنها به تثبیت دور باطل ناامنی و قربانی شدن بیشتر شهروندان غیرنظامی می‌انجامد. تا زمانی که اراده واقعی سیاسی در کابل و اسلام‌آباد برای پذیرش واقعیت‌های امنیتی یکدیگر و اعتمادسازی ملموس ایجاد نشود، هیچ نشست بین‌المللی و میانجی‌گری بیرونی قادر به مهار آتش این بحران نخواهد بود.

نویسنده:
سید‌باقر واعظی – خبرگزاری دید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا