ایران در خط مقدم نظم جهانی؛ جنگ بقا و آینده جهان اسلام
خبرگزاری دید: تحولات خاورمیانه را نمیتوان صرفاً در چارچوب تقابل ایران و اسرائیل یا اختلاف تهران و واشنگتن تحلیل کرد. این تحولات با رقابت قدرتهای بزرگ، امنیت انرژی، آینده نظم چندقطبی و تلاش آمریکا برای حفظ برتری جهانی پیوند خورده است. در این میان، ایران به دلیل موقعیت ژئوپلیتیکی، منابع انرژی، توان دفاعی و جایگاه منطقهای، یکی از بازیگران تعیینکننده این معادله است.

از این منظر، جنگی گسترده علیه ایران میتواند فراتر از یک درگیری منطقهای، امنیت جهان اسلام، منافع چین و روسیه و ثبات اقتصاد جهانی را تحت تأثیر قرار دهد.
۱. روایت منسوب به کیسینجر؛ واقعیت یا جنگ روانی؟
در متنی که به هنری کیسینجر، وزیر خارجه پیشین آمریکا، نسبت داده شده است، از ایران بهعنوان نقطه آغاز جنگ جهانی سوم و از طرح اشغال کشورهای منطقه سخن گفته میشود. بااینحال، این اظهارات در وبسایت طنز سیاسی Daily Squib منتشر شدهاند و نمیتوان آنها را بدون شواهد معتبر، سخنان واقعی و مستند کیسینجر دانست.
این مساله، اهمیت تحلیل راهبردی تحولات منطقه را از بین نمیبرد. رقابت قدرتها، فشارهای نظامی و اقتصادی و تلاش برای تغییر موازنه منطقهای، موضوعاتی واقعیاند که باید بر اساس شواهد و رفتار عملی دولتها بررسی شوند، نه نقلقولهای تأییدنشده.
۲. چرا ایران در مرکز معادلات قرار دارد؟
اهمیت ایران از سه عامل اساسی ناشی میشود:
ژئوپلیتیک و انرژی: موقعیت ایران در مجاورت تنگه هرمز، هرگونه درگیری گسترده را به مسالهای جهانی تبدیل میکند و میتواند بازار انرژی و تجارت بینالمللی را تحت تأثیر قرار دهد.
توان دفاعی و جغرافیایی: وسعت سرزمینی، شرایط جغرافیایی و ظرفیتهای دفاعی ایران میتوانند هزینه و پیچیدگی هرگونه حمله نظامی را افزایش دهند.
جایگاه بینالمللی: روابط ایران با چین و روسیه و موقعیت آن در غرب آسیا، این کشور را به یکی از عوامل مؤثر در رقابت قدرتهای بزرگ تبدیل کرده است.
بنابراین، جنگ علیه ایران الزاماً در مرزهای این کشور محدود نمیماند و میتواند پیامدهای منطقهای و جهانی داشته باشد.
۳. جنگ بقا؛ برای ایران و جهان اسلام
تعبیر «جنگ بقا» زمانی معنا پیدا میکند که امنیت ملی، استقلال سیاسی، تمامیت ارضی و آینده اقتصادی یک کشور در معرض تهدید قرار گیرد. در صورت وقوع جنگی گسترده، ایران با خطر تخریب زیرساختها، فشار اقتصادی و خسارتهای انسانی روبهرو خواهد شد.
پیامدهای چنین جنگی میتواند به دیگر کشورهای منطقه نیز سرایت کند. ازاینرو، امنیت ایران با ثبات غرب آسیا و منافع مشترک بسیاری از کشورهای اسلامی ارتباط دارد؛ هرچند جهان اسلام یکپارچه نیست و دولتهای مسلمان، منافع و روابط خارجی متفاوتی دارند.
مساله اصلی، تبدیل این منافع مشترک به همکاری عملی برای جلوگیری از جنگ، حفاظت از غیرنظامیان و حفظ ثبات منطقهای است.
۴. چین و روسیه؛ متحدان یا شرکای محاسبهگر؟
چین به امنیت انرژی و استمرار تجارت جهانی نیاز دارد و روسیه نیز در تحولات امنیتی غرب آسیا منافع راهبردی دارد. هر دو کشور ممکن است از تضعیف ایران یا گسترش جنگی منطقهای متضرر شوند.
بااینحال، منافع مشترک لزوماً به معنای ورود مستقیم این کشورها به جنگ در حمایت از ایران نیست. هر کشور بر اساس منافع ملی، هزینههای احتمالی و اولویتهای خود تصمیم میگیرد.
ازاینرو، ایران باید روابط خود با این قدرتها را تقویت کند، اما امنیت ملی خود را به حمایت نظامی آنها وابسته نسازد. یکی از مهمترین عوامل قدرت راهبردی ایران، حفظ استقلال در تصمیمگیری و اتکا به ظرفیتهای ملی است. این استقلال، در کنار توسعه همکاریهای بینالمللی، میتواند از وابستگی یکجانبه جلوگیری کند. همکاری خارجی باید مکمل قدرت ملی باشد، نه جایگزین آن.
۵. آیا هدف، حفظ نظم تکقطبی است؟
آمریکا برای حفظ نفوذ جهانی خود و اسرائیل برای حفظ برتری نظامی منطقهای تلاش میکنند. این منافع در برخی حوزهها با یکدیگر همپوشانی دارند؛ اما اثبات وجود برنامهای واحد برای اشغال نیمی از خاورمیانه یا نابودی جهان اسلام، به شواهد معتبر نیاز دارد.
سیاستهای مداخلهگرایانه، فشارهای اقتصادی و تلاش برای تغییر موازنه قدرت در منطقه را میتوان بهطور جدی نقد و بررسی کرد، بیآنکه به روایتهای اثباتنشده تکیه داشت.
۶. راهبرد ایران؛ از بازدارندگی تا تابآوری ملی
راهبرد ایران باید بر پنج محور اساسی استوار باشد:
۱. بازدارندگی دفاعی: افزایش هزینه هرگونه تجاوز، همراه با مدیریت تنش و جلوگیری از محاسبات اشتباه.
۲. تقویت اقتصاد ملی: کاهش آسیبپذیری در برابر تحریمها، حفاظت از زیرساختهای حیاتی و تأمین پایدار کالاهای ضروری.
۳. انسجام اجتماعی: تقویت اعتماد عمومی، مقابله با شایعات و افزایش تابآوری جامعه در برابر فشارهای اقتصادی و روانی.
۴. دیپلماسی منطقهای: گسترش همکاری با کشورهای همسایه و اسلامی برای جلوگیری از گسترش جنگ و حفظ امنیت منطقه.
۵. استقلال راهبردی: توسعه روابط با چین، روسیه و دیگر کشورها، بدون وابستگی کامل به تصمیمهای قدرتهای خارجی.
بقای یک کشور تنها به قدرت نظامی وابسته نیست؛ اقتصاد مقاوم، جامعه منسجم، دیپلماسی هوشمند و توان بازسازی پس از بحران نیز از ارکان اصلی امنیت ملیاند.
نتیجهگیری: آینده هنوز تعیین نشده است
ایران در خط مقدم یکی از مهمترین معادلات ژئوپلیتیکی جهان قرار دارد. هرگونه جنگ گسترده علیه این کشور میتواند امنیت جهان اسلام، بازارهای انرژی و منافع قدرتهای بزرگی مانند چین و روسیه را تحت تأثیر قرار دهد.
با این حال، جنگ جهانی سوم اجتنابناپذیر نیست و نمیتوان تمام تحولات را نتیجه نقشهای قطعی و از پیش طراحیشده دانست.
سه اصل باید مبنای راهبرد ایران باشد: قدرت دفاعی بدون تابآوری اقتصادی کافی نیست؛ همکاری منطقهای بدون شناخت منافع مشترک پایدار نمیماند؛ و بازدارندگی بدون دیپلماسی میتواند خطر گسترش جنگ را افزایش دهد.
آینده ایران و منطقه از پیش نوشته نشده است. حفظ استقلال و امنیت کشور، بیش از هر چیز، به قدرت ملی، انسجام اجتماعی، دیپلماسی هوشمند و توانایی جلوگیری از تبدیل رقابتهای منطقهای به جنگی فراگیر وابسته است.
نویسنده: داکتر عبدالرؤوف توانا – خبرگزاری دید