پس از حمله به مسکو؛ آینده مبارزه با تروریزم چیست؟
مترجم: سیدطاهر مجاب – خبرگزاری دید
خبرگزاری دید: مشاجرات بین روسیه و اروپا و ایالات متحده در مورد اینکه چه کسی مسئول حمله در مسکو بود، به احتمال زیاد به رویداد راشومون دیگری تبدیل خواهد شد و هیچ یک از طرفین هرگز نتیجهگیری طرف مقابل را نپذیرفتند. با توجه به اینکه اجماع بینالمللی در مورد مبارزه با تروریزم روز به روز ضعیف میشود، چگونه باید به وضعیت کنونی مبارزه با تروریزم جهانی نگاه کرد؟ آینده مبارزه با تروریزم چیست؟
در ۲۲ مارچ، حمله تروریستی به تالار کنسرت کروکوس در نزدیکی مسکو، پایتخت روسیه، ۱۴۴ کشته و بیش از ۵۵۰ زخمی برجای گذاشت. این جدیترین حمله تروریستی در روسیه در ۲۰ سال گذشته و یکی دیگر از پروندههای تروریستی فراملی بزرگ از سال ۲۰۱۹ به این طرف در کلمبو، سریلانکا بود. این بدان معناست که حتی با وجود گذشت بیش از ۲۰ سال از رویداد ۱۱ سپتمبر، تهدید تروریزم در جهان هنوز از بین نرفته است.
مشاجرات بین روسیه و اروپا و ایالات متحده در مورد اینکه چه کسی مسئول حمله در مسکو بود، به احتمال زیاد به رویداد راشومون دیگری تبدیل خواهد شد و هیچ یک از طرفین هرگز نتیجهگیری طرف مقابل را نپذیرفتند. با توجه به اینکه اجماع بینالمللی در مورد مبارزه با تروریزم روز به روز ضعیف میشود، چگونه باید به وضعیت کنونی مبارزه با تروریزم جهانی نگاه کرد؟ آینده مبارزه با تروریزم چیست؟
تلاش فعلی با سه چالش جدید مواجه است. اول و مهمتر از همه، فشار بر تروریستهای فراملی در جامعه بینالمللی، عمدتاً به خاطر تعدیلهای استراتژیک ایالات متحده و متحدانش، ضعیف شده است. نسل جدیدی از تروریستهای جهادی جهانی دوباره در حال قدرت گرفتن و بازگشت هستند.
تمرکز استراتژی ضد تروریزم ایالات متحده به عرصه داخلی معطوف شده است، بهویژه پس از خروج فضاحت بار نیروهای این کشور از افغانستان در ۲۰۲۱. ایالات متحده اساساً مسئولیت ادعای رهبری اش را رها کرد. در زمان رییس جمهور جو بایدن، استراتژی امنیت ملی امریکا که در اکتوبر ۲۰۲۲ منتشر شد، روشن میسازد که همکاری با شرکای مورد اعتماد در آینده تقویت خواهد شد و از استراتژی «حمایت شرکا با رهبری ایالات متحده» به «حمایت امریکا با رهبری شرکا» تغییر خواهد کرد.
در عین حال، نسل جدیدی از تروریستها که در جبهههای جنگ سوریه و افغانستان آبدیده شدهاند، از این فرصت برای احیای دوباره استفاده کردهاند. دا/عش خراسان (IS-K) که در سال ۲۰۱۵ تأسیس شد، نمونه بارز آن است. بر اساس گزارش سازمان ملل که در ماه جولای منتشر شد، اعضای این گروه در افغانستان بین ۴ تا ۶ هزار نفر به شمول جنگجویان و خانوادههایشان تخمین زده شده است. دا/عش خراسان بیش از هر سازمان تروریستی جهادی فراملی دیگری که قبلا دیدهایم، خونخوارتر و وحشیانهتر است. اهدافش نیز گستردهتر است، چیزی که آن را به جدیترین تهدید تروریستی در افغانستان و منطقه تبدیل میکند.
دوم، بدتر شدن روابط جیوپولیتیکی باعث کاهش ایتلاف جهانی مبارزه با تروریزم پس از ۱۱ سپتمبر شده است و فقط نام آن باقی مانده است. بنابراین، تأثیرات مبارزه جهانی علیه تروریزم را تضعیف کرده است. ایالات متحده و متحدانش نیز جنگ جهانی علیه تروریزم را از نو تعریف کردهاند.
در افغانستان، ایالات متحده از به رسمیت شناختن رژیم طا-لبان سر باز میزند، چه رسد به اینکه حمایت قابل توجهی از مقابله با تروریزم بکند. برای طا-لبان، این امر تضعیف توانایی است که بزرگترین نقص آن در مبارزه با دا/عش است. در سوریه، ایالات متحده و روسیه هر دو جنگ علیه تروریزم را بر اساس منافع خود بازتعریف کردهاند، که مبارزه با تروریزم در سوریه را بیشتر به یک جنگ نیابتی تبدیل میکند.
علاوه بر این، معیارهای دوگانه ایالات متحده منجر به نارضایتی شدید در میان سایر قدرتهای بزرگ شده و اعتماد متقابل استراتژیک و تمایل آنها به همکاری را تضعیف کرده است. اگرچه ایالات متحده به طور رسمی اعلام کرد که اطلاعاتش را قبل از حمله تروریستی در مسکو با روسیه شریک کرده است، اما در عدم اعتماد متقابل استراتژیک، بهویژه در نبود منابع اطلاعاتی و مکانیزم منظم برای تبادلات اطلاعات، واضح است که چنین اطلاعاتی کمتر جلب توجه خواهد کرد و تا حد زیادی نادیده گرفته میشود.
علاوه بر این، برخی از سازمانهای تروریستی نیز از رقابت جیوپولیتیکی برای گل آلود کردن آب و ایجاد هرج و مرج در مقیاس وسیعتر استفاده کردهاند. به نظر میرسد موارد تروریسمی که در سالهای اخیر در ایران، افغانستان، پاکستان، سریلانکا، روسیه و سایر نقاط رخ داده است، ثابت میکند که نیروهای تروریستی دا/عش آگاهانه بر رقابت جیوپولیتیکی موج سواری میکند تا نفوذ و منافع خود را به حداکثر برساند.
سوم، بسیاری از کشورهای در حال توسعه در آفریقا و اوراسیا قربانیان اصلی هزینههای جنگ جهانی علیه تروریزم هستند، چون زیر «اثر افسردگی» و «اثر ازدحام» در ۲۰ سال گذشته بوده است. بر اساس شاخص جهانی تروریزم منتشر شده توسط موسسه اقتصاد و صلح آسترالیا، بیشتر مناطقی که در دهه گذشته دارای بالاترین سطح فعالیتهای تروریستی جهانی بودهاند، کشورهای در حال توسعه واقع در آفریقا و اوراسیا به همراه نایجریا، نایجر، سومالیا، سوریه و … افغانستان، پاکستان و هند در صدر فهرست قرار دارند.
از آنجایی که کشورهای غربی پس از یازده سپتمبر پیشگیری را تقویت کردند. در نتیجه، کشورهای در حال توسعه، با اقتصادهای نسبتاً عقب مانده، حکومت اجتماعی ضعیف و درگیریهای داخلی برجسته، از تلاشهای جهانی ضد تروریزم کنار گذاشته شده اند. به همین ترتیب، به دلیل جنگ ایالات متحده علیه تروریزم، آنها قربانی “اثر ازدحام” میشوند.
در عین حال، به دلیل پوشش خبری مکرر رسانههای بینالمللی، ایدیولوژی و تاکتیکهای حملاتی که توسط تروریستها تبلیغ میشود، «اثر نمایشی» عظیمی را در مقیاس جهانی ایجاد کرده است که تشدید سریع و بیگانگی درگیریهای مسلحانه را در مناطقی تسهیل میکند که از قبل ویران و آشفته شده اند.
حمله تروریستی در مسکو بار دیگر این زنگ خطر را به صدا در آورد که تروریزم دور نیست و مبارزه جهانی علیه آن هنوز هم راه درازی در پیش دارد. بدون همکاری کامل همه کشورها، ما نمیتوانیم از ظهور نسل جدیدی از تروریستها به هدف ویرانی جهان جلوگیری کنیم و همچنین نمیتوانیم آیندهای امن و مشترک برای جامعه بشری بسازیم.
نویسنده: وانگ ژن، پژوهشگر در اکادمی علوم اجتماعی شانگهای
منبع: چاینا یواس فوکس – ChinaUSFocus.com