اسلایدشوافغانستانتحلیل و ترجمهترجمهسیاستمنطقه

چرا مرز افغانستان و پاکستان در ۲۰۲۶ آرام نخواهد شد

خبرگزاری دید: بازگشت طالبان به قدرت حدود چهار سال و نیم پیش، نه «عمق راهبردی» بلکه «فشار راهبردی» برای پاکستان به همراه آورده است. حملات فرامرزی منتسب به TTP و BLA شدت گرفته و پاکستان اکنون آشکارا طالبان افغان را به مدارا، و حتی تسهیل، فعالیت شبه‌نظامیانی متهم می‌کند که امنیت داخلی این کشور را تهدید می‌کنند.

چرا مرز افغانستان و پاکستان در ۲۰۲۶ آرام نخواهد شد

تیراندازی‌ها و حملات هوایی اکنون به ویژگی غالب مرز افغانستان و پاکستان تبدیل شده‌اند. در یک سال گذشته، خشونت‌ها در امتداد این مرز به‌شدت افزایش یافته، همزمان با آن که روابط کابل و اسلام‌آباد به خطرناک‌ترین سطح خود از زمان بازگشت طالبان افغانستان به قدرت رسیده است. پاکستان، حاکمان اسلام‌گرای افغانستان را متهم می‌کند که به گروه‌های شبه‌نظامی، به‌ویژه تحریک طالبان پاکستان (TTP) که با عنوان طالبان پاکستانی نیز شناخته می‌شود، و ارتش آزادی‌بخش بلوچستان (BLA)اجازه می‌دهند از خاک افغانستان برای انجام حملات مرگبار در آن سوی مرز استفاده کنند. اسلام‌آباد نیز در پاسخ، رویکردی هرچه تهاجمی‌تر در پیش گرفته و با نزدیک‌شدن به سال ۲۰۲۶، چشم‌انداز دستیابی به یک توافق از طریق مذاکره کمرنگ به نظر می‌رسد؛ چراکه نشانه‌ها از حرکت به‌سوی عملیات گسترده‌تر نظامی پاکستان در داخل افغانستان حکایت دارد.

این وخامت روابط از آن جهت چشمگیر است که اسلام‌آباد سابقه‌ای طولانی در حمایت از طالبان دارد. پاکستان یکی از تنها سه کشوری بود که در دهه ۱۹۹۰ «امارت اسلامی» طالبان را به رسمیت شناخت و سازمان اطلاعاتی اصلی این کشور، «سازمان اطلاعات ارتش» (ISI)، در طول دوره اشغال افغانستان به رهبری امریکا بین سال‌های ۲۰۰۱ تا ۲۰۲۱، مهم‌ترین حامی طالبان افغان به‌شمار می‌رفت. با این حال، بازگشت طالبان به قدرت حدود چهار سال و نیم پیش، نه «عمق راهبردی» بلکه «فشار راهبردی» برای پاکستان به همراه آورده است. حملات فرامرزی منتسب به TTP و BLA شدت گرفته و پاکستان اکنون آشکارا طالبان افغان را به مدارا، و حتی تسهیل، فعالیت شبه‌نظامیانی متهم می‌کند که امنیت داخلی این کشور را تهدید می‌کنند.

در میان گروه‌های مسلح فعال در افغانستان، اسلام‌آباد TTP را جدی‌ترین تهدید علیه امنیت ملی پاکستان می‌داند. این گروه که در ۲۰۰۷ و در دوران «جنگ علیه ترور» دولت جورج دبلیو بوش تشکیل شد، کارزار خشونت‌آمیزی طولانی‌مدت علیه دولت پاکستان به راه انداخته‌است. هدف آن سرنگونی حکومت پاکستان و جایگزینی آن با نظامی است که تفسیر سخت‌گیرانه‌ای از شریعت اسلامی را اجرا کند. هرچند از نظر ایدئولوژیک با طالبان افغان همسو است، اما تی‌تی‌پی TTP به‌طور مستقل از مقامات کابل عمل می‌کند. پس از بازگشت طالبان افغان به قدرت در ۲۰۲۱، حملات TTP در داخل پاکستان افزایش یافت و از ۲۰۲۴ به بعد، شدت بیشتری پیدا کرد.

این نگرانی‌ها با گسترش تعامل طالبان افغان با هند بیش از پیش تشدید شده‌است؛ کشوری که اسلام‌آباد آن را به حمایت از TTP متهم می‌کند—اتهامی که دهلی‌نو آن را رد می‌کند. تقویت روابط طالبان افغانستان و هند، که به‌طور نمادین با سفر پررنگ و رسانه‌ای امیرخان متقی، وزیر خارجه افغانستان، به هند در ماه اکتوبر برجسته شد، در نگاه اسلام‌آباد نشانه همگرایی کابل و دهلی‌نو به شکلی است که موقعیت امنیتی و جیوپولیتیکی پاکستان را تضعیف می‌کند.

از منظر طالبان افغانستان، اتهامات پاکستان درباره مدارا یا حمایت کابل از TTP و BLA بی‌اساس است. «امارت اسلامی» استدلال می‌کند که اسلام‌آباد هم در همکاری با افغانستان برای مقابله با تهدیدات شبه‌نظامی ناکام بوده و هم مسوولیت تأمین امنیت داخلی خود را به‌درستی بر عهده نگرفته است. در عین حال، کابل حملات نظامی پاکستان در داخل افغانستان را به‌شدت محکوم کرده و آن‌ها را اقدامی تجاوزکارانه و نقض آشکار حاکمیت افغانستان می‌داند؛ اقدامی که به‌کلی غیرقابل قبول توصیف می‌شود.

چرا راه ‌حل‌های دیپلماتیک دست‌نیافتنی مانده‌اند
با وجود تلاش‌های میانجی‌گرانه چین، روسیه، ایران، ترکیه و کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس، ابتکارهای دیپلماتیک میان طالبان افغانستان و پاکستان تاکنون پیشرفت ملموسی نداشته است. در حال حاضر، قطر و ترکیه در خط مقدم دیپلماسی منطقه‌ای قرار دارند و با فراهم‌کردن بستر گفت‌وگو، تلاش‌های واقعی برای میانجی‌گری و برقراری آتش‌بس به‌منظور تثبیت مرز افغانستان و پاکستان انجام می‌دهند. با این حال، چشم‌انداز موفقیت این تلاش‌ها به‌دلیل بی‌میلی آشکار دو طرف—کابل و اسلام‌آباد—برای کاهش واقعی تنش‌ها، محدود باقی مانده‌است.

دکتر عمر کریم، پژوهشگر همکار مرکز پژوهش‌ها و مطالعات اسلامی ملک فیصل، می‌گوید: «محافل امنیتی در پاکستان اکنون به این جمع‌بندی رسیده‌اند که قطر از طالبان افغانستان حمایت می‌کند و منافع پاکستان در افغانستان را تضعیف می‌سازد.»

در قلب این تنش‌ها میان طالبان افغانستان و پاکستان، اختلافات بنیادینی قرار دارد که حل‌وفصل آن‌ها از طریق میانجی‌ها بسیار دشوار به نظر می‌رسد. به گفته دکتر کریم: «فکر نمی‌کنم هیچ کاهش تنشی رخ دهد و تصور نمی‌کنم هیچ میانجی‌ای بتواند این تنش‌ها را به شکلی معنادار حل کند.

بنابراین، خشونت بیشتری در راه خواهد بود؛ چراکه به نظر می‌رسد طرف پاکستانی اکنون به این جمع‌بندی رسیده که رژیم حاکم در کابل باید تغییر کند، در حالی که کابل روابط خود با هند را بیش از پیش تقویت خواهد کرد.»

پاکستان از طالبان افغانستان می‌خواهد که اقدامات قاطع و ملموسی برای مهار حملات TTP و BLA در خاک خود انجام دهند. اما به نظر می‌رسد حکومت کابل قادر به تحقق این خواسته برای اسلام‌آباد نیست. هرگونه سرکوب جدی این گروه‌ها می‌تواند شکاف‌های داخلی را تشدید کرده و حتی به فروپاشی «امارت اسلامی» بینجامد. هم‌زمان، رهبران طالبان افغان ظاهراً چنین محاسبه می‌کنند که در صورت فروپاشی دوباره حاکمیت‌شان، مناطق تحت کنترل تی‌تی‌پی TTP در داخل پاکستان می‌تواند به‌عنوان پناهگاهی حیاتی برای آن‌ها عمل کند، اگر بار دیگر مداخله خارجی رخ دهد. از دید اسلام‌آباد، این مدارا، یا حتی حمایت ضمنی، از TTP کاملاً غیرقابل قبول است.

در نتیجه، این بن‌بست به احتمال زیاد در سراسر سال ۲۰۲۶ نیز ادامه خواهد یافت. حملات هوایی بیشتر، درگیری‌های مکرر مرزی و اتکای فزاینده دو طرف به بازیگران نیابتی، همچنان از ویژگی‌های اصلی این مناقشه پیچیده و ناپایدار در مرز افغانستان و پاکستان خواهد بود.

ترجمه و تلخیص: سیدطاهر مجاب – خبرگزاری دید
نویسنده: جورجیو کافیرو
منبع: نشنل انترست – National Interest

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا