خبرگزاری دید: دولت ترامپ در سالهای اخیر بارها نشان داده که نگاهش به جهان، نگاهی مبتنی بر منابع است. ونزویلا، گرینلند و سایر مناطق مورد توجه کاخ سفید، یک وجه مشترک دارند: ذخایر گسترده مواد معدنی حیاتی مانند گالیوم، ژرمانیوم، ایندیوم، تانتالوم، لیتیوم، کبالت و نیکل.

افزایش مداخله ایالات متحده در ونزویلا، در نگاه نخست ممکن است فقط اقدامی سیاسی یا امنیتی به نظر برسد؛ اما در لایههای عمیقتر، این تحولات به یکی از حساسترین رقابتهای قرن ۲۱ یعنی جنگ تجاری و فناورانه امریکا و چین گره خورده است. محور این رقابت نه فقط نفت، بلکه «مواد معدنی حیاتی» است؛ عناصری که شالوده هوش مصنوعی، صنایع دفاعی و برتری اقتصادی آینده را شکل میدهند.
مواد معدنی حیاتی؛ قلب قدرت آینده
دولت ترامپ در سالهای اخیر بارها نشان داده که نگاهش به جهان، نگاهی مبتنی بر منابع است. ونزویلا، گرینلند و سایر مناطق مورد توجه کاخ سفید، یک وجه مشترک دارند: ذخایر گسترده مواد معدنی حیاتی مانند گالیوم، ژرمانیوم، ایندیوم، تانتالوم، لیتیوم، کبالت و نیکل. این عناصر برای تولید تراشههای پیشرفته، باتریها، تجهیزات نظامی و مراکز داده عظیم هوش مصنوعی ضروریاند.
ونزویلا علاوه بر بزرگترین ذخایر نفتی جهان، دارای منابع قابل توجه «کلتان» است؛ مادهای کلیدی در تولید تلفنهای هوشمند، لپتاپها و موترهای برقی. گرینلند نیز با برخورداری از پالادیوم و ذخایر غنی عناصر نادر، جایگاهی ویژه در معادلات استراتژیک دارد.
چرا چین بازیگر کلیدی است؟
واقعیت این است که چین حدود ۹۰ درصد زنجیره تأمین جهانی عناصر نادر خاکی را در اختیار دارد؛ نه فقط از نظر استخراج، بلکه مهمتر از آن در حوزه فرآوری و پالایش. پکن در سالهای اخیر بارها از این اهرم بهعنوان سلاحی در جنگ تجاری استفاده کرده و با اعمال محدودیتهای صادراتی، بازارها و صنایع غربی را تحت فشار قرار داده است.
از همین رو، دسترسی امریکا به منابعی چون ونزویلا میتواند—حداقل در تئوری—برتری نسبی در برابر چین ایجاد کند و اهرم فشار پکن را تضعیف سازد.
ونزویلا؛ فرصت یا توهم راهبردی؟
مقامات دولت ترامپ، از جمله وزیر تجارت، از «احیای تاریخ معدنی ونزویلا» سخن میگویند و این مداخله را بهعنوان فرصتی برای توسعه اقتصادی این کشور معرفی میکنند. در عین حال، شرکتهای امریکایی و تحلیلگران مالی بهسرعت درحال بررسی فرصتهای سرمایهگذاری معدنی هستند.
اما چالشها جدیاند:
- بیثباتی سیاسی و حقوقی ونزویلا
- هزینهبر و زمانبر بودن ایجاد زیرساختهای استخراج و پالایش
-نبود تخصص کافی امریکا در فرآوری عناصر نادر نسبت به چین
حتی اگر امریکا به منابع خام دسترسی پیدا کند، ایجاد زنجیره کامل ارزش ممکن است سالها طول بکشد.
تناقض در رویکرد ترامپ
در حالی که دولت ترامپ از اهمیت مواد معدنی حیاتی برای هوش مصنوعی و امنیت ملی سخن میگوید، خود رئیسجمهور بارها تأکید کرده که «مواد نادر، واقعاً نادر نیستند؛ مشکل در فرآوری آنهاست». تمرکز اصلی ترامپ همچنان بر نفت و انرژیهای سنتی باقی مانده و این شکاف میان گفتار راهبردی و اولویتهای عملی، تردیدهایی جدی ایجاد میکند.
پیامدهای جیوپولیتیک و حقوقی
اقدامات امریکا—از عملیات نظامی در ونزویلا تا طرح ایده تصرف گرینلند—انتقادات گستردهای را برانگیخته است. بسیاری این رویکرد را نشانه بازگشت به سیاستهای امپریالیستی میدانند. با این حال، ترامپ آشکارا از آنچه «دکترین مونرو» مینامد دفاع میکند؛ دکترینی مبتنی بر سلطه نیمکرهای و تأمین منافع استراتژیک امریکا.
جمعبندی
دخالت امریکا در ونزویلا تنها بحران سیاسی یا اقتصادی نیست؛ بلکه بخشی از نبردی بزرگتر بر سر آینده فناوری، هوش مصنوعی و قدرت جهانی است. اگر واشنگتن بتواند به منابع معدنی حیاتی دست یابد و زنجیره پالایش و تولید را توسعه دهد، ممکن است در جنگ تجاری با چین دست بالا را پیدا کند. اما اگر این تلاشها به دلیل پیچیدگیهای فنی و سیاسی ناکام بماند، چین همچنان با کنترل فرآوری عناصر نادر، اهرم قدرتمند خود را حفظ خواهد کرد.
در نهایت، نبرد اصلی نه بر سر «داشتن» منابع، بلکه بر سر «توان تبدیل آنها به قدرت فناورانه» است؛ نبردی که نتیجه آن، توازن قدرت جهانی در دهههای آینده را تعیین خواهد کرد.
مترجم: سیدطاهر مجاب – خبرگزاری دید
نویسنده: مارک کپوتو و مدیسن میلز
منبع: اکسیوس – Axios