خبرگزاری دید: اتکا به زور بهتنهایی نمیتواند نارضایتی بنیادی را حلوفصل کند. شکایت اصلی اسلامآباد نه گسترش سرزمینی است و نه رقابت ایدیولوژیک؛ بلکه حضور گروههای تروریستیای است که از خاک افغانستان فعالیت میکنند و در داخل پاکستان دست به حمله میزنند.

دور از مرزها و مناطق جنگی، پرسش اصلی به «محاسبات راهبردی» بازمیگردد. نقطهقوت طالبان در جنگهای نامتقارن و چریکی ریشه دارد، در حالیکه برتری پاکستان در ساختار نیروی متعارف، قدرت هوایی و توان بازدارندگی آن نهفتهاست.
این بدان معناست که رویارویی مستقیم نظامی هرگز به سود کابل نخواهد بود. به نظر میرسد طالبان در همینجا دچار خطای محاسباتی شدهاند؛ زیرا با انتقال میدان نبرد از فعالیتهای زیرمتعارفِ قابلانکار به تقابل آشکار میاندولتی، خود را در معرض هزینههایی قرار دادند که برای تحمل آن آمادگی نداشتند.
با این حال، اتکا به زور بهتنهایی نمیتواند نارضایتی بنیادی را حلوفصل کند. شکایت اصلی اسلامآباد نه گسترش سرزمینی است و نه رقابت ایدیولوژیک؛ بلکه حضور گروههای تروریستیای است که از خاک افغانستان فعالیت میکنند و در داخل پاکستان دست به حمله میزنند. [با این حال، حکومت طالبان بارها اعلام کردهاست که هیچ گروهی از خاک افغانستان علیه سایر کشورها، بهویژه پاکستان استفاده نمیکند و اسلامآباد نباید دیگران را مقصر ناکامیهای داخلیاش بداند.]
این نگرانی فقط در حد ادعا نیست. سالبهسال، گزارشهای نظارتی شورای امنیت سازمان ملل متحد حضور و فعالیت مستمر «تحریک طالبان پاکستان» (TTP) در افغانستان را مستند کرده و از پیوندهای این گروه با حکومت طالبان سخن گفتهاند. بنابراین، سابقه و مستندات بینالمللی نیز در این زمینه روشن است.
اکنون که مساله به پناهگاههای تروریستی مربوط میشود، راهحل نمیتواند نمایشی و نمادین باشد؛ بلکه باید ساختاری و پایدار باشد.
نخست، کابل باید به شکلی معتبر و قابل راستیآزمایی به مساله گروههای مسلح فعال در خاک خود رسیدگی کند؛ فقط انکار کافی نخواهد بود.
دوم، بازیگران منطقهای که به هر دو پایتخت دسترسی دارند، باید در سطوح عالی دوباره وارد تعامل شوند. قطر و عربستان سعودی در اکتوبر سال گذشته تسهیلکننده کاهش تنش بودند و اکنون نیز تلاش میکنند. سایر کشورهایی که اهرم نفوذ دارند، از جمله چین و ترکیه، میتوانند نقشهای آرام و پشتپرده ایفا کنند. روسیه و ایران نیز برای میانجیگری اعلام آمادگی کردهاند.
سوم، هر دو طرف باید از شدت لفاظیهای عمومی بکاهند؛ زیرا اعلام «جنگ آشکار» شاید برای افکار عمومی داخلی پاکستان رضایتبخش باشد، اما مصالحهای را که نهایتاً ناگزیر است، دشوارتر خواهد کرد.
تردیدی نیست که در چنین سناریوهایی خروج سادهای وجود ندارد. تشدید تنش منطق و شتاب خاص خود را پیدا میکند و هر حمله، پاسخی را در پی دارد و فضای اختیار و انعطاف را تنگتر میکند. در نتیجه، اقتصادها آسیب میبینند، جوامع مرزی متحمل شوک میشوند و گروههای تروریستی مجال رشد مییابند.
برای دستیابی به امنیت پایدار، اسلامآباد باید برتری میدانی خود را به اهرم دیپلماتیک تبدیل کند، نه آنکه اجازه دهد این برتری به خصومت دائمی سخت و منجمد شود. در همین حال، این بحران باید برای کابل این درس راهبردی را روشن سازد که سیاست میزبانی از پناهگاههای تروریستی، هزینههای جدی در پی دارد.
اگر این درس آموخته نشود، آنچه امروز یک بحران است، به الگویی تکرارشونده بدل خواهد شد و خصومت به وضعیتی نهادینه و پایدار تبدیل میشود.
ترجمه و تلخیص: سیدطاهر مجاب – خبرگزاری دید
نویسنده: باقر سجاد
منبع: داون – Dawn