عصر امپراتوریهای هوش مصنوعی
خبرگزاری دید: ایالات متحده بار دیگر بهطور عمیق درگیر مناطقی شده که در قلب جریانهای انرژی جهانی قرار دارند. ایران به دلیل موقعیتش در نظام جهانی نفت همچنان اهمیت دارد. ونزویلا، با برخی از بزرگترین ذخایر اثباتشده نفت در جهان، دوباره به عرصه تعاملات استراتژیک بازگشته است.

«هوش مصنوعی مدتهاست که دیگر فقط یک فناوری نیست؛ اکنون به زیرساخت تبدیل شده است.» این را در سخنرانی اخیر گفتم. یکی پرسید: «اگر اینقدر مهم است، چرا پولساز نیست؟» پرسش منصفانهای است. روی کاغذ، سرمایهگذاری در هوش مصنوعی غیرمنطقی به نظر میرسد. میلیاردها دالر وارد آن میشود، بدون اینکه سود مشخصی بیرون بیاید. حتی آزمایشگاه Reality Labs شرکت Meta هم سال گذشته نزدیک به ۲۰ میلیارد دلار ضرر داد.
برای همین برایشان داستانی تعریف کردم. زمانی بود که راهآهنها هم سرمایهگذاری بدی به نظر میرسیدند؛ هزینههای عظیم و بازدهی کند. اگر با ترازنامههای اولیه قضاوت میکردید، آن را شکست مینامیدید. اما راهآهن هرگز فقط درباره فروش بلیت نبود؛ درباره کنترل جابهجایی، اتصال اقتصادها و آزادکردن ظرفیت صنایع بود. پول بعداً آمد؛ قدرت اول.
هوش مصنوعی به طرز عجیبی شبیه همان وضعیت است. هنوز آن را بهعنوان نرمافزار و مدلها میبینند، اما در واقع چیزی بسیار فیزیکیتر است. بر روی مراکز دادهای اجرا میشود که در مقیاس شهرها برق مصرف میکنند. این یک زیرساخت است که بیشتر به شبکههای برق، معادن و سیستمهای صنعتی شباهت دارد تا کد. و هرچه میگذرد، مدیران برخی از بزرگترین شرکتهای فناوری هم اذعان میکنند که محدودیت اصلی هوش مصنوعی نه نوآوری، بلکه انرژی است. رهبری گوگل هشدار داده که امریکا برای همگامشدن با تقاضای هوش مصنوعی باید تولید انرژی را بهطور قابلتوجهی افزایش دهد و از «همه منابع انرژی» استفاده کند.
شرکتهای فناوری درحال بستن قراردادهای عظیم و بلندمدت برای تامین برق هستند، در حالی که به تولید خصوصی انرژی هم فکر میکنند و محل ساخت مراکز داده را بر اساس دسترسی به برق تغییر میدهند. پیشبینی میشود صدها میلیارد دالر برای زیرساختهای هوش مصنوعی هزینه کنند؛ اعدادی که بیشتر به برنامههای صنعتی ملی شباهت دارد تا توسعه شرکتی. این سرمایهگذاریها همین حالا هم اختلالاتی ایجاد کردهاند: کمبود برق، تاخیر در اتصال به شبکه و بازگشت دوباره به سوختهای فسیلی برای پاسخ به تقاضای فوری.
آیا رقابت هوش مصنوعی امریکا، وسواس عمیقتری نسبت به امنیت انرژی را تسریع میکند؟
این پرسش ناخوشایند اما دشوار برای نادیده گرفتن را مطرح میکند: آیا رقابت امریکا در حوزه هوش مصنوعی، آن را به سمت تمرکز بیشتر بر امنیت انرژی سوق میدهد و دوباره به مناطقی مانند ایران و ونزویلا بازمیگرداند، جایی که کنترل نفت و گاز هنوز شکلدهنده قدرت جهانی است؟ زمانبندی این موضوع را نمیتوان بهسادگی نادیده گرفت.
ایالات متحده بار دیگر بهطور عمیق درگیر مناطقی شده که در قلب جریانهای انرژی جهانی قرار دارند. ایران به دلیل موقعیتش در نظام جهانی نفت همچنان اهمیت دارد. ونزویلا، با برخی از بزرگترین ذخایر اثباتشده نفت در جهان، دوباره به عرصه تعاملات استراتژیک بازگشته است. هرکدام از این موارد بهتنهایی چیز جدیدی نیستند، اما در بستر رقابت فزاینده هوش مصنوعی، پرسش متفاوتی ایجاد میکنند. شرکتهایی که محرک هوش مصنوعی هستند، زیرساختی میسازند که به انرژی مداوم و بدون وقفه نیاز دارد. مراکز داده به پایگاه صنعتی جدید تبدیل میشوند و همین حالا به برق دایمی نیاز دارند.
انرژی هستهای اغلب بهعنوان پاسخ بلندمدت مطرح میشود، اما ساخت راکتورها سالها و گاهی دههها طول میکشد. تقاضای هوش مصنوعی در زمان حال در حال افزایش است. در کوتاهمدت و میانمدت، سیستمها همچنان به گاز طبیعی متکی هستند؛ سریعترین و مقیاسپذیرترین راه برای تولید برق پایدار.
بنابراین پرسش دقیقتر میشود: اگر امریکا برای حفظ جاهطلبیهای هوش مصنوعی خود به انرژی فوری و پایدار نیاز دارد، آیا این موضوع اهمیت استراتژیک مناطق غنی از گاز را تقویت میکند؟ آیا کنترل مسیرهای انتقال، گلوگاهها و ذخایر دوباره به مسالهای محوری تبدیل میشود؟
در اینجا مقایسه با چین اجتنابناپذیر است. چین سالها صرف ایجاد برتری ساختاری در انرژی پاک کرده، از تولید پنلهای خورشیدی تا باتری و فرآوری مواد معدنی حیاتی. این کشور فقط انرژی تولید نمیکند؛ بلکه سیستمهایی را تولید میکند که انرژی را تولید، ذخیره و توزیع میکنند. این امر یک اکوسیستم خودتقویتکننده ایجاد میکند که در آن جاهطلبی فناورانه با ظرفیت داخلی پشتیبانی میشود. در مقابل، امریکا به نظر میرسد راهبردی فوریتر و متنوعتر را دنبال میکند؛ ترکیبی از انرژیهای تجدیدپذیر، اهداف هستهای و مهمتر از همه، گاز. این رویکرد با تاکید سیاسی کنونی در دوره دونالد ترامپ بر گسترش تولید داخلی سوختهای فسیلی، بهویژه گاز طبیعی، برای پاسخ به افزایش تقاضای انرژی نیز همخوانی دارد.
این فرضیه پرسش دیگری را پیش میکشد: آیا تلاش امریکا برای تأمین انرژی و منابع، به همان اندازه که از نیاز به تامین انرژی برای هوش مصنوعی ناشی میشود، از نیاز به همگامی یا پیشی گرفتن از برتری رو به رشد چین نیز شکل میگیرد؟ اگر رقابتی وجود داشته باشد، بیش از آنکه رقابت مدلها باشد، به رقابت سیستمهای انرژی، زنجیرههای تامین و زیرساختها شبیه شده است؛ همانطور که «رقابت فضایی» دوران جنگ سرد هرگز فقط درباره موشکها نبود، بلکه درباره توانایی ساخت و حفظ سیستمهای پشتیبان آنها بود.
و این ما را دوباره به ایران و ونزویلا بازمیگرداند. آیا این کشورها بقایای نظم جیوپولیتیکی قدیمی هستند یا بهعنوان منابع انرژی برای نوع جدیدی از رقابت دوباره اهمیت پیدا میکنند؟ آیا تمرکز مجدد امریکا همچنان درباره نفت است، یا اکنون با نیاز به تامین زیرساختهای فیزیکی هوش مصنوعی و شاید مقابله با اکوسیستم رو به رشد چین تقویت شده است؟ اینها ادعا نیستند، بلکه پرسشهایی هستند که هرچه بیشتر از دل نشانههای صنعتی و سیاستگذاری سر برمیآورند.
ترجمه و تلخیص: سیدطاهر مجاب – خبرگزاری دید
نویسنده: اسد بیگ
منبع: داون – Dawn