خبرگزاری دید: علاقه چین به میانجیگری فعال در این گفتوگوها ناشی از چندین عامل است. نخست، بهعنوان متحد، شریک اقتصادی و همسایه هر دو کشور، پکن این درگیری را تهدیدی مستقیم برای ثبات منطقهای خود میداند. جنگ طولانی میان پاکستان و طالبان افغانستان نهتنها با منافع اقتصادی و دیپلماتیک چین در تضاد است، بلکه میتواند امنیت منطقهای آن را نیز تضعیف کند.

گفتوگوها میان پاکستان و طالبان افغانستان که بهوسیله چین تسهیل میشود، از اول اپریل در شهر ارومچی، واقع شمالغربی چین، بهگونه آرام و بیسروصدا جریان دارد. به نظر میرسد هدف چین از تسهیل مستقیم این گفتوگوها، کاهش تنشهای جاری میان دو طرف باشد. این مذاکرات تاکنون در قالب نشستهای کمحاشیه و با حضور هیاتهای سطح متوسط از هر دو جانب پیش رفتهاست.
با وجود اینکه دو طرف در چین درحال گفتوگو هستند، درگیریهای مرزی، از جمله تبادل آتش توپخانه و درگیریهای زمینی، همچنان ادامه دارد.
پاکستان پیش از این نیز تلاش کرده بود موضوع تروریزم فرامرزی برخاسته از افغانستان را از طریق تعاملات دیپلماتیک سطح بالا و با مشارکت میانجیهای مختلف حل کند. در دورههای پیشین تنش با طالبان افغانستان، اسلامآباد به قطر، ترکیه و عربستان سعودی برای میانجیگری روی آورده بود.
با این حال، تلاشهای آنان فراتر از یک آتشبس موقت میان پاکستان و افغانستان نتیجهای در بر نداشت.
گفتوگوهای کنونی که به میزبانی و میانجیگری چین برگزار میشود، از بسیاری جهات متفاوت به نظر میرسد. برخلاف دورههای قبلی، این مذاکرات برای مدت طولانیتری ادامه یافته و جزییات اندکی از آن بهصورت عمومی منتشر شدهاست. وزارت امور خارجه چین روز چهارشنبه در بیانیهای کوتاه اعلام کرد که افغانستان و پاکستان توافق کردهاند راهحل جامعی برای این منازعه بررسی کنند و هر دو کشور اقداماتی را که باعث تشدید یا پیچیدهترشدن وضعیت شود، انجام نخواهند داد.
در بیانیه قبلی در سوم اپریل، سخنگوی وزارت خارجه چین گفته بود که «هر دو کشور پاکستان و افغانستان به میانجیگری چین اهمیت میدهند و از آن استقبال میکنند و مایلاند بار دیگر پشت میز مذاکره بنشینند که این یک تحول مثبت است.» با این حال، پکن جزییات بیشتری درباره ماهیت این گفتوگوها یا موضوعات مورد بحث ارایه نکردهاست.
به نظر میرسد این شیوه مورد ترجیح چین برای میانجیگری باشد؛ رویکردی که بر تسهیل آرام و پشتپرده بهجای نمایشهای پرزرقوبرق و تبلیغاتی تمرکز دارد. جالب اینجاست که در این دور از مذاکرات، هم مقامات پاکستانی و هم افغان از اظهار نظر علنی درباره این گفتوگوها خودداری کردهاند که نشان میدهد آنان نقش پکن را جدی و دارای پیامدهای بالقوه میدانند.
گفته میشود این مذاکرات در ابتدا با حضور نمایندگان سطح پایین از هر دو طرف آغاز شد. با این حال، ادامه آن برای بیش از یک هفته نشاندهنده پیشرفت است و احتمالاً مقامات ارشد نیز برای رسیدگی به مسایل اساسی به آن پیوستهاند.
علاقه چین به میانجیگری فعال در این گفتوگوها ناشی از چندین عامل است. نخست، بهعنوان متحد، شریک اقتصادی و همسایه هر دو کشور، پکن این درگیری را تهدیدی مستقیم برای ثبات منطقهای خود میداند. جنگ طولانی میان پاکستان و طالبان افغانستان نهتنها با منافع اقتصادی و دیپلماتیک چین در تضاد است، بلکه میتواند امنیت منطقهای آن را نیز تضعیف کند.
دورنمای درگیری گسترده که در آن بیاعتمادی و خصومت به محور روابط پاکستان و افغانستان تبدیل شود، میتواند مسیرهای تجاری به آسیای مرکزی را مختل کرده و پروژه دهلیز اقتصادی چین–پاکستان (سیپک) را به خطر اندازد. افزون بر این، چین در افغانستان سرمایهگذاریهایی انجام داده که به ثبات داخلی این کشور و روابط باثبات آن با همسایگان، بهویژه پاکستان، وابسته است.
در این چارچوب، برای چین، کاهش تنش و گفتوگو راهی عملیتر برای حل اختلاف میان پاکستان و افغانستان است تا اینکه اجازه دهد تنشها به بیثباتی گستردهتری تبدیل شود که میتواند سرمایهگذاریهای مرتبط با ابتکار کمربند و راه (بیآرآی) و عمق استراتژیک آن در جنوب و مرکز آسیا را تهدید کند.
علاوه بر این، آنچه چین را به میانجی موثرتری تبدیل میکند، نفوذ کمنظیری است که بر هر دو کشور دارد. پکن شریک راهبردی، اقتصادی و نظامی قابلاعتماد اسلامآباد است و در عین حال، از طریق توافقهای زیربنایی، تعاملات دیپلماتیک و همکاریهای امنیتی، نفوذ قابلتوجهی بر حکومت طالبان نیز بهدست آوردهاست.
میتوان گفت برخلاف سایر میانجیها که گاه دور یا تا حدی جانبدار تلقی شدهاند، چین بهعنوان بازیگری بیطرفتر و در عین حال ذینفع دیده میشود که میتواند بدون بیگانه ساختن هیچیک از طرفین، نقش قانعکنندهتری ایفا کند. این برداشت تا حدی نیز نتیجه داده است؛ بهگونهای که از زمان آغاز مذاکرات، کاهش محسوسی در حملات هوایی پاکستان در داخل افغانستان مشاهده شده و در بیش از یک هفته اخیر چنین حملاتی صورت نگرفته است. از سوی دیگر، منابع امنیتی نشان میدهند که حکومت طالبان آمادهاست تضمینهای کتبی ارایه کند که تیتیپی از خاک افغانستان برای حمله به پاکستان استفاده نخواهد کرد.
افزون بر این، چین نیز مانند پاکستان نگرانیهای عمیقی در مورد فعالیتهای شبهنظامیان از خاک افغانستان دارد. در کنار مطالبات اسلامآباد درباره تیتیپی، پکن بهطور فزایندهای بر سرکوب گروههایی مانند «جنبش اسلامی ترکستان شرقی» (ایتیآیام) که تهدیدی مستقیم برای منافع منطقهای چین محسوب میشود، تاکید کرده است.
اگر میانجیگری چین به این نتیجه برسد که طالبان بر سر تیتیپی و ایتیآیام امتیازاتی بدهد، این یک تحول بزرگ خواهد بود. با این حال، برای تحقق چنین امری، طالبان باید در داخل درباره آینده تیتیپی در افغانستان و نوع رابطه خود با آن تصمیمگیری کنند. همچنین، چنین پیشرفتی احتمالاً بهصورت فوری در پایان این گفتوگوها حاصل نخواهد شد، زیرا موضوعی پیچیده است. احتمالاً در گام نخست، اقدامات اعتمادساز میان پاکستان و افغانستان اجرا خواهد شد و گفتوگوها نیز به شکلی ادامه خواهد یافت.
پاکستان بیش از چهار سال است که بهدنبال چنین نتیجهای بوده است. برای اسلامآباد، آتشبس ساده کافی نیست؛ بلکه به یک سازوکار نظارتی جامع نیاز دارد که تضمین کند از خاک افغانستان برای حمله به پاکستان استفاده نمیشود و تیتیپی پناهگاه و حمایتی را که اکنون از آن برخوردار است، از دست میدهد. چین تلاش خواهد کرد طالبان را متقاعد کند که مشروعیت بینالمللی و دسترسی به فرصتهای اقتصادی، وابسته به نشان دادن آمادگی برای رسیدگی به این نگرانیهای امنیتی بهصورت قابل راستیآزمایی است.
در حالیکه میانجیگریهای قبلی ناکام ماندهاند، نقش چین امیدوارکنندهتر به نظر میرسد و ممکن است به تدوین نقشه راهی منجر شود که به پیشرفت اساسی در این مساله بیانجامد. در غیر این صورت، حکومت طالبان ممکن است خود مسوول از دست دادن اعتماد یک میانجی دیگر باشد.
ترجمه و تلخیص: سیدطاهر مجاب – خبرگزاری دید
نویسنده: عمیر جمال
منبع: دیپلمات – Diplomat