خبرگزاری دید: آمارهای اخیر منتشر شده توسط پلیس پاکستان مبنی بر خنثیسازی ۲۴۶ حمله پهپادی در ایالت خیبرپختونخوا طی پنج ماه گذشته، نشاندهنده وقوع یک دگرگونی بنیادین در ماهیت درگیریهای مسلحانه در این منطقه است. تحریک طالبان پاکستان (TTP) که سالها به عنوان گروهی با تاکتیکهای سنتی نظیر حملات انتحاری، بمبگذاریهای کنار جادهای و شبیخونهای چریکی شناخته میشد، اکنون به نظر میرسد در حال عبور از عصر «نبرد تنبهتن» و ورود به دنیای جنگهای از راه دور و تکنولوژیمحور است. این چرخش استراتژیک، نه تنها شیوه مقابله نیروهای امنیتی را با چالش روبرو کرده، بلکه ابعاد پیچیدهای از رقابتهای تکنولوژیک و تنشهای دیپلماتیک را در دو سوی مرز دیورند به نمایش گذاشته است.

یکی از جنبههای کلیدی این تغییر دکترین، ارزانسازی و دیجیتالی کردن تروریسم است. پهپادهای تجاری که در ابتدا برای تصویربرداری یا تفریح ساخته شدهاند، اکنون با دستکاریهای فنی و تجهیز به مواد منفجره، به سلاحی کارآمد و کمهزینه برای گروههای شبهنظامی تبدیل گشتهاند.
در این رویکرد جدید، مهاجم دیگر نیازی به فدا کردن نیروهای انسانی خود در عملیاتهای انتحاری ندارد؛ بلکه میتواند از کیلومترها دورتر، با دقتی بیشتر و هزینهای به مراتب کمتر، اهداف خود را نشانه بگیرد. این موضوع باعث شده است که امنیت فیزیکی پستههای بازرسی و لایههای دفاعی سنتی تا حد زیادی آسیبپذیر شوند، چرا که فناوری، مرزهای زمینی و موانع فیزیکی را به چالش کشیده است.
در این میان، موقعیت جغرافیایی افغانستان و تحولات سیاسی اخیر در این کشور، همواره به عنوان یکی از متغیرهای اصلی در تحلیلهای مقامات پاکستانی مطرح بوده است. اسلامآباد مدعی است که دسترسی به تسلیحات باقیمانده از دوران حضور نیروهای بینالمللی در افغانستان و ایجاد حاشیه امن در مرزها، توان فنی گروههایی مانند تیتیپی را ارتقا داده است. در مقابل، حکومت طالبان در کابل با جدیت این ادعاها را رد کرده و تأکید دارد که اجازه نمیدهد از خاک افغانستان علیه هیچ کشوری استفاده شود.
کابل بر این باور است که مشکلات امنیتی پاکستان ریشه در مسائل داخلی این کشور دارد و نباید ناکامیهای امنیتی را به همسایگان نسبت داد. این تضاد آرا نشاندهنده یک بنبست دیپلماتیک است که در آن، تکنولوژی پهپادی به جای ابزاری برای همکاری، به بهانهای برای افزایش تنشهای مرزی تبدیل شده است.
تمرکز بیش از دویست مورد از این حملات در منطقه «بنو» در پاکستان، گویای این واقعیت است که این جغرافیا به آزمایشگاه اصلی نبردهای نوین تبدیل شده است. بنو به دلیل موقعیت استراتژیک و نزدیکی به مناطق قبایلی، همواره کانون تحرکات بوده، اما استفاده انبوه از ریزپرندهها در این منطقه نشان میدهد که شبهنظامیان در حال مشقِ نوعی از جنگ هستند که در آن فاصله، ضامن بقای آنهاست.
مقابله با این تهدیدات جدید، ارتش و پلیس پاکستان را ناگزیر کرده است تا به سمت استفاده از فناوریهای پیشرفته ضد پهپاد یا همان آنتیدرونها حرکت کنند. موفقیت در خنثیسازی این حجم از حملات، گواهی بر آغاز یک مسابقه تسلیحاتی پنهان در منطقه است؛ جایی که نبرد دیگر نه بر سر تصرف زمین، بلکه بر سر تسلط بر فرکانسها و سیگنالهای هدایتکننده است.
در نهایت باید توجه داشت که گذار از جلیقههای انتحاری به پهپادهای انفجاری، تنها یک تغییر ابزار نیست، بلکه نشاندهنده پیچیدهتر شدن معادلات امنیتی در جنوب آسیاست. در حالی که پاکستان بر منشأ فرامرزی این تهدیدات تأکید دارد و افغانستان بر استقلال امنیتی و کنترل کامل بر تسلیحات خود پای میفشارد، آنچه در میدان عمل دیده میشود، ناامنی فزایندهای است که دامنگیر غیرنظامیان و نیروهای محلی در ایالتهای مرزی شده است.
حل این بحران بیش از آنکه نیازمند سپرهای تکنولوژیک باشد، مستلزم یک تفاهم سیاسی جامع میان کابل و اسلامآباد است تا مانع از آن شوند که پیشرفتهای فناورانه، منطقه را به سمت یک بیثباتی دائمی و غیرقابل کنترل سوق دهد. در واقع، بدون همکاریهای اطلاعاتی دوجانبه و شفافیت در مدیریت مرزها، پهپادها همچنان به عنوان نمادی از شکاف امنیتی در قلب منطقه پرواز خواهند کرد.
نویسنده: سید باقر واعظی – خبرگزاری دید