خبرگزاری دید: انتخابات ایالتی هند با مشارکت ۱۵۴ میلیون رأیدهنده در ماه اپریل ـ می ۲۰۲۶، صحنه سیاسی این کشور را دگرگون کرد، اما در بنگال غربی، جایی که مسلمانان ۲۷ درصد جمعیت را تشکیل میدهند، تشتت سیاسی و شکاف در آرای اقلیتها راه را برای پیروزی تاریخی حزب مودی هموار ساخت.

انتخابات مجالس قانونگذاری ایالتهای هند با مشارکت بیش از ۱۵۴ میلیون نفر برگزار شد؛ انتخاباتی که فراتر از تعیین دولتهای محلی، مسیر سیاسی هند را تا انتخابات عمومی ۲۰۲۹ تحت تأثیر قرار میدهد و بر ترکیب مجلس سنا و میزان پیشروی پروژه ملیگرایی هندو به رهبری نارندرا مودی، اثر مستقیم خواهد داشت. با وجود اهمیت ملی این انتخابات، بررسی رفتار سیاسی مسلمانان در ایالت بنگال غربی ـ یکی از مهمترین پایگاههای جمعیتی آنان ـ تصویر روشنی از چرایی شکست احزاب مسلمان و پیروزی کمسابقه حزب مودی ارائه میدهد.
پیروزی بیسابقه BJP در بنگال غربی
برای نخستینبار در چند دهه اخیر، حزب بهاراتیا جاناتا (BJP) موفق شد حزب منطقهای «ترینامول کنگرس» به رهبری ماماتا بانرجی را از قدرت کنار بزند. این ایالت طی نیم قرن گذشته تنها دو بار تغییر قدرت را تجربه کرده بود و ساختار سیاسی آن بهطور سنتی بر تکثرگرایی و سکولاریزم استوار بود. با این حال،BJP توانست حدود ۲۰۰ کرسی از ۲۹۴ کرسی مجلس ایالتی را به دست آورد؛ جهشی چشمگیر نسبت به انتخابات ۲۰۲۱ که تنها ۷۷ کرسی کسب کرده بود.
فرسایش پایگاه اجتماعی ماماتا بانرجی
ماماتا بانرجی طی ۱۵ سال گذشته یکی از مهمترین چهرههای مخالف مودی و مدافع حقوق مسلمانان در بنگال غربی بود. زنان و مسلمانان دو ستون اصلی پایگاه رأی او را تشکیل میدادند؛ بهگونهای که در انتخابات ۲۰۲۱، حزب ترینامول ۸۴ کرسی از ۸۸ کرسی مناطق مسلماننشین را به دست آورد. با این حال، نارضایتی فزاینده از عملکرد اقتصادی دولت، انتقاد از مداخله نیروهای حزبی در زندگی روزمره و ناکامی در ایجاد فرصتهای شغلی برای جوانان، زمینهساز تمایل به تغییر شد و بخشی از رأیدهندگان سنتی این حزب را از آن جدا کرد.
شکست احزاب مسلمان و پراکندگی آراء
حزب مجلس اتحاد مسلمین به رهبری اسدالدین اویسی که برای نخستینبار در بنگال غربی نامزد معرفی کرده بود، در هر ۱۱ حوزه انتخاباتی شکست خورد. این حزب در مناطق مسلماننشین مانند مرشدآباد، مالدا و بیربهوم رقابت را به احزاب بزرگتر واگذار کرد. سایر احزاب کوچک مسلمان نیز نتوانستند موفقیتی کسب کنند.
تحلیلگران پیش از انتخابات هشدار داده بودند که ورود احزاب هویتی مسلمان، موجب چندقطبی شدن رقابت و تقسیم آرای سنتی ترینامول خواهد شد؛ موضوعی که در نهایت به سود BJP تمام شد. با وجود این، رهبران احزاب مسلمان این ادعا را رد کرده و هدف خود را «مشارکت مستقل» و دفاع از حقوق اقلیتها عنوان کردند. با این حال، نتیجه نهایی نشان داد که انفصال سیاسی مسلمانان از متحد سابق و تشتت آراء، نقش تعیینکنندهای در شکست آنان داشت.
کارزار هدفمند BJP و بهرهگیری از نارضایتیها
حزب مودی با تمرکز بر نارضایتیهای عمومی، بانرجی را به «جانبداری از اقلیت مسلمان» متهم کرد و با ترکیب کارزار اجتماعی گسترده و قطبیسازی مذهبی، توانست بخشهایی از رأیدهندگان ناراضی را جذب کند. این حزب بهجای تکیه بر چهرههای سیاسی، بر مسائل خرد حکمرانی محلی و پروندههای فساد جزئی مانند «فساد در استخدام معلمان» تمرکز کرد و ناکارآمدی دولت را برجسته ساخت. وعدههای اقتصادی و بهرهگیری از شکافهای مذهبی نیز در بسیج رأیدهندگان نقش مهمی داشت.
اتهام سلب گسترده حق رأی مسلمانان
بازبینی فهرست رأیدهندگان توسط کمیسیون انتخابات و تعلیق وضعیت حدود ۳ میلیون رأیدهنده، اعتراض شدید مخالفان را برانگیخت. منتقدان این اقدام را «سلب گسترده حق رأی» و اقدامی نامتناسب علیه اقشار فقیر، مسلمانان و مهاجران مرزی دانستند. دولت ایالتی این روند را تلاشی برای کاهش آرای مسلمانان توصیف کرد، در حالی که BJP آن را اقدامی برای حذف «مهاجران غیرقانونی» از فهرست رأیدهندگان خواند. این موضوع احتمالاً در حوزههایی که نتایج با اختلاف اندک تعیین شده، به چالش حقوقی ادامهداری تبدیل خواهد شد.
دلایل ساختاری ضعف احزاب مسلمان
ضعف احزاب مسلمان در هند تنها به یک عامل محدود نمیشود. رقابت اصلی در هند میان احزاب بزرگ سراسری و احزاب قدرتمند ایالتی است و احزاب کوچکتر برای حضور در قدرت ناچار به ائتلاف با آنان هستند. پراکندگی جغرافیایی مسلمانان در ایالتهای مختلف نیز مانع شکلگیری یک پایگاه انتخاباتی یکپارچه میشود. علاوه بر این، برچسپ «حزب هویتی» دامنه جذب رأی این احزاب را محدود کرده و بسیاری از مسلمانان ترجیح میدهند به احزاب بزرگتر رأی دهند که شانس بیشتری برای تشکیل دولت دارند.