اسلایدشوافغانستانترجمهجهانحقوق بشرسیاستمهاجرتمهاجرین

آیا اتحادیه اروپا به‌سوی راهبرد عملی در قبال افغانستان حرکت خواهد کرد؟

اتحادیه اروپا در ماه می ۲۰۲۶ روند بازنگری سیاست‌هایش درباره مهاجران افغانستانی را سرعت بخشید؛ هدف اصلی این روند، بازگرداندن بخشی از مهاجرانی است که پس از تحولات افغانستان به اروپا پناه برده‌اند. در همین چارچوب، قرار است هیاتی از افغانستان به ریاست عبدالقاهر بلخی، سخنگوی وزارت خارجه، در ماه جون به بروکسل سفر کند تا درباره مسایل مهاجرتی صحبت کند.

در سال‌های گذشته، اروپا هزینه‌های سنگینی برای مدیریت مهاجرت، اسکان پناهجویان و تقویت مرزهایش پرداخت کرده‌است و هم‌زمان احزاب راست‌گرا و ملی‌گرا در کشورهای اروپایی، به‌ویژه آلمان، قدرت بیشتری پیدا کرده‌اند. این تحولات باعث شده که اروپا اکنون بیش از گذشته به‌دنبال رویکردی واقع‌گرایانه‌تر نسبت به افغانستان باشد؛ هرچند هنوز حکومت طالبان را به‌رسمیت نشناخته‌است.

برخلاف امریکا که پس از بازگشت دونالد ترامپ تا حدی به سمت تعامل محدود و امنیت‌محور با طالبان حرکت کرده، اما اروپا از سال ۲۰۲۱ تاکنون عمدتاً رویکردی منفعل و محتاطانه در قبال افغانستان داشته‌است.

چرا اروپا در قبال افغانستان خاموش بوده‌است؟

چند عامل اساسی باعث کندی و احتیاط سیاست اروپا در برابر افغانستان شده‌است.

نخست مساله زنان و دختران افغانستان؛ تعارض مستقیم با ارزش‌های اروپا دارد. وضعیت زنان و دختران در افغانستان، به‌ویژه محدودیت‌های شدید در زمینه آموزش، کار و حقوق اجتماعی، در تضاد آشکار با ارزش‌های بنیادین اروپا قرار دارد.

کشورهای اروپایی در سال ۲۰۲۲ از قطعنامه سازمان ملل حمایت کردند که از حکومت طالبان می‌خواست فوراً محدودیت‌های اعمال‌شده علیه زنان و دختران را لغو کند. همچنین پارلمان اروپا در سال‌های ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ چندین قطعنامه علیه طالبان تصویب کرد و وضعیت موجود در افغانستان را «آپارتاید جنسیتی» دانست.

در چنین فضایی، هرگونه تعامل رسمی دولت‌های اروپایی با طالبان می‌تواند واکنش منفی افکار عمومی اروپا را در پی داشته باشد. در جوامع اروپایی، اصول دموکراسی، حقوق بشر و آزادی‌های مدنی اهمیت بسیار بالایی دارند و مسایل اجتماعی به‌سرعت می‌توانند به بحران‌های سیاسی داخلی تبدیل شوند.

دلیل دوم به سابقه حضور و سیاست‌گذاری اروپا در افغانستان بازمی‌گردد. کشورهای اروپایی طی دو دهه حضور ناتو در افغانستان، با شعار دفاع از دموکراسی، حقوق بشر و مبارزه با افراط‌گرایی در این کشور حضور داشتند.

اکنون اگر همان دولت‌ها وارد رابطه و گفت‌وگو با طالبان شوند — گروهی که در تمام آن ۲۰ سال طرف مقابل جنگ و تقابل بود — این اقدام می‌تواند به معنای عقب‌نشینی از همان ارزش‌ها و اصولی تلقی شود که اروپا سال‌ها بر آن تاکید می‌کرد.

به همین دلیل، بسیاری از سیاستمداران اروپایی نگران‌اند که نزدیکی به طالبان نه‌تنها اعتبار سیاسی و اخلاقی اروپا را زیر سوال ببرد، بلکه این تصور را ایجاد کند که تمام هزینه‌های سیاسی، نظامی و انسانی دو دهه گذشته بی‌نتیجه بوده‌است.

بزرگداشت لیبرالیزم و ارزش‌های بنیادین آن همچنان در اروپا به‌وضوح دیده می‌شود و اتخاذ سیاستی که در تضاد با این ارزش‌ها باشد، کار آسانی نخواهد بود.

دلیل دیگر، تمرکز شدید اروپا بر جنگ اوکراین است. اروپا اکنون در شرایطی دشوار قرار دارد و با بحران‌هایی روبه‌روست که برایش بسیار فوری‌تر و نزدیک‌تر از خاورمیانه یا افغانستان به‌شمار می‌روند. جنگی که از سال ۲۰۲۲ در جبهه اوکراین آغاز شد، همچنان ادامه دارد و اروپا ناچار است توجه و منابع خود را بر همان بحران متمرکز نگه دارد.

عامل دیگر این است که اروپا درحال حاضر علاقه محدودی به ظرفیت ترانزیتی و لوجستیکی افغانستان دارد. آنچه امروز بیشتر مورد توجه اروپا قرار گرفته، «دهلیز اقتصادی هند ـ خاورمیانه ـ اروپا» (IMEC) است؛ طرحی که هند در اجلاس گروه ۲۰ در سال ۲۰۲۳ معرفی کرد و اروپا امیدوار است از طریق آن روابط تجاری خود با آسیای جنوبی را گسترش دهد.

این دهلیز می‌تواند زمان ترانزیت کالا را تا ۴۰ درصد کاهش دهد و هزینه‌های لوجستیکی را حدود ۳۰ درصد پایین بیاورد. اتصال هند و اروپا از مسیرهای دریایی در قالب IMEC ممکن است اهمیت مسیرهای زمینی، به‌ویژه دهلیز شمال ـ جنوب، را کاهش دهد. در نتیجه، ظرفیت ترانزیتی افغانستان فعلاً جایگاه مهمی در محاسبات اروپا ندارد.

گام بعدی اروپا چه خواهد بود؟
با وجود همه این ملاحظات، اروپا ممکن است به‌تدریج به‌سمت رویکردی عمل‌گرایانه‌تر در قبال افغانستان حرکت کند؛ رویکردی که تحت تاثیر شرایط جدید جیوپولیتیکی شکل خواهد گرفت، به‌ویژه در شرایطی که نقش قدرت‌هایی مانند چین، هند و حتی امریکا در تعامل با طالبان روزبه‌روز پررنگ‌تر می‌شود.

یکی از عواملی که می‌تواند توجه اروپا را دوباره به افغانستان جلب کند، تهدید تروریزم است. افغانستان همچنان یکی از مراکز فعالیت گروه‌های تروریستی به‌شمار می‌رود و با وجود وعده‌های طالبان برای مهار این گروه‌ها، سازمان‌هایی مانند داعش خراسان (ISKP) و القاعده هنوز در این کشور فعال‌اند.

این موضوع همواره باعث نگرانی اروپا بوده‌است؛ زیرا کشورهای اروپایی بیم دارند که این گروه‌ها بتوانند عملیات‌هایی در خاک اروپا انجام دهند. حمله داعش خراسان به تالار کنسرت «کروکوس» در مسکو در ۲۲ مارچ ۲۰۲۴ که ۱۵۰ کشته برجا گذاشت، نمونه‌ای جدی از این نگرانی‌ها بود.

به همین دلیل، اروپا ناگزیر است تحولات افغانستان را زیر نظر داشته باشد و در چارچوب مقابله با تهدیدات تروریستی، ارتباط خود را با این کشور حفظ کند. دقیقاً به همین علت است که اتحادیه اروپا همچنان کمک‌های بشردوستانه به افغانستان ارسال می‌کند.

بین سال‌های ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۵، اتحادیه اروپا از طریق برنامه «پل هوایی بشردوستانه» خود، بیش از ۲۲۴۰ تُن محموله امدادی را طی ۴۱ پرواز به کابل منتقل کرد. تنها در سال ۲۰۲۵ نیز بیش از ۱۶۱ میلیون یورو کمک بشردوستانه برای افغانستان اختصاص داد که از طریق نهادهای شریک، شامل سازمان‌های وابسته به سازمان ملل، نهادهای بین‌المللی و سازمان‌های غیردولتی، توزیع شد.

اروپا از طریق این کمک‌ها تلاش می‌کند ارتباط خود را با مردم افغانستان و نهادهای مدنی حفظ کند؛ زیرا باور دارد که مقابله با تروریزم بدون توسعه اقتصادی و اجتماعی افغانستان امکان‌پذیر نیست.

اگر اروپا بخواهد سیاست خارجی فعال‌تری در پیش بگیرد، احتمال دارد گفت‌وگوهایش با چین نیز عمیق‌تر شود. در چنین شرایطی، افغانستان و کشورهای آسیای مرکزی می‌توانند به مسیرهای ترانزیتی مهم تبدیل شوند.

به همین دلیل، اتحادیه اروپا اکنون از حامیان فعال روند همگرایی منطقه‌ای در آسیای مرکزی به‌شمار می‌رود. با پیشرفت این روند و توسعه «دهلیز میانی»، اروپا ممکن است روابط اقتصادی خود با چین را تقویت کرده و حتی پروژه‌های بزرگ اقتصادی عبوری از افغانستان را بررسی کند.

عامل دیگری که می‌تواند اروپا را به افغانستان نزدیک کند، منابع معدنی حیاتی و کمیاب این کشور است. امروز امریکا و چین قدرت‌های اصلی فناوری جهان هستند، اما اروپا نیز زمانی چنین جایگاهی داشت و احتمال دارد برای بازگرداندن موقعیت فناورانه‌اش تلاش کند؛ هدفی که بدون دسترسی به مواد معدنی کمیاب دشوار خواهد بود.

افغانستان به‌ویژه دارای ذخایر بزرگی از مس، کبالت و لیتیوم است و برآورد می‌شود ارزش ذخایر معدنی و فلزی آن بیش از یک تریلیون دالر باشد. از این رو، اروپا ممکن است برای تقویت جایگاه فناوری خود، به گسترش روابط با افغانستان علاقه‌مند شود.

امروزه بسیاری از کشورها، با وجود انزوای افغانستان و حاکمیت طالبان، درحال برقراری ارتباط با این کشور هستند. کشورهای آسیای مرکزی، چین، هند و برخی دیگر این رویکرد را «عمل‌گرایانه» توصیف می‌کنند.

روسیه حکومت طالبان را به‌رسمیت شناخته و ایالات متحده نیز نوعی روابط دیپلماتیک با طالبان برقرار کرده‌است. با این حال، جهان هنوز منتظر است ببیند اروپا چه موضعی اتخاذ خواهد کرد.

اگر اتحادیه اروپا بتواند راهبردی روشن و عمل‌گرایانه در قبال افغانستان تدوین کند، روند ادغام افغانستان در جامعه جهانی با سرعت بیشتری پیش خواهد رفت. به بیان دیگر، می‌توان گفت که مسیر افغانستان به سوی مشروعیت بین‌المللی و مشارکت گسترده‌تر در نظام جهانی، تا حد زیادی به نوع سیاستی بستگی دارد که اتحادیه اروپا در پیش خواهد گرفت.

سیدطاهر مجاب – خبرگزاری دید
اسلام خان غفاروف
فرخ توشبکوف
دیپلمات – Diplomat

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا