اسلایدشوافغانستانتحلیل و ترجمهترجمهسیاستمنطقه

بازتعریف امدادرسانی به افغانستان در میانه بحران تنگه هرمز

خبرگزاری دید: بحران پیرامون تنگه هرمز معمولاً از منظر امنیت انرژی یا تشدید تنش‌های نظامی بررسی می‌شود. اما این بحران یک بُعد کمتر دیده‌شده انسانی نیز دارد.

بازتعریف امدادرسانی به افغانستان در میانه بحران تنگه هرمز

مقاله‌ای اخیر در روزنامه گاردین با عنوان «درخواست برای ایجاد گذرگاه انسانی از تنگه هرمز در پی جنگ علیهایران و تاثیر آن بر کمک‌های حیاتی» به یک تغییر مهم اشاره می‌کند: به دلیل جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران، و همچنین بی‌ثباتی در منطقه هرمز، مسیرهای سنتی ارسال کمک‌های انسانی درحال از هم پاشیدن هستند. برای افغانستان، این موضوع دیگر نگرانی نظری نیست، بلکه یک واقعیت عملیاتی است.

بر اساس گزارش برنامه جهانی غذا (WFP)، هزینه انتقال مواد غذایی به افغانستان سه برابر شده‌است. محموله‌هایی که پیش‌تر از طریق دریا و از مسیر هرمز و سپس بنادر پاکستان منتقل می‌شدند، اکنون باید از مسیر زمینی و از میان چندین کشور عبور کنند که این امر زمان تحویل را چندین هفته افزایش داده‌است. پیامدهای این وضعیت بیش از همه بر جمعیت‌های آسیب‌پذیر، به‌ویژه کودکان، تاثیر می‌گذارد.

برای افغانستان، پیامدها بسیار جدی است. این کشور سال‌هاست با بحران غذایی مزمن روبه‌روست و میلیون‌ها نفر به کمک‌های خارجی وابسته‌اند. تاخیر حتی یک یا دو هفته‌ای می‌تواند به‌طور مستقیم بر سوءتغذیه و مرگ‌ومیر اثر بگذارد.

بر اساس برآوردهای سازمان ملل، حدود ۳.۷ میلیون کودک افغانستان دچار «لاغری شدید (wasting)» هستند و نزدیک به یک میلیون نفر از آن‌ها در وضعیت شدید این بیماری قرار دارند؛ وضعیتی که با خطر مرگ بسیار بالا همراه است.

یونیسف تخمین می‌زند که در ۲۰۲۶، حدود ۱.۳۰۴ میلیون کودک ۶ تا ۵۹ ماهه نیازمند درمان سوءتغذیه حاد خواهند بود، از جمله موارد شدید و گروه‌های پرخطر دیگر. همچنین ۱.۲ میلیون زن باردار و شیرده نیز از سوءتغذیه حاد رنج می‌برند.

در چنین شرایطی، حتی اختلال‌های موقت در ارسال کمک‌ها می‌تواند تهدیدی مستقیم برای جان انسان‌ها باشد.

این وضعیت با مجموعه‌ای از عوامل هم‌زمان تشدید شده‌است. نخست، بی‌ثباتی در اطراف تنگه هرمز که مسیرهای دریایی را هم پرهزینه‌تر و هم پرریسک‌تر کرده است. دوم، دهلیز پاکستان که پیش‌تر مسیر اصلی زمینی بود، اکنون غیرقابل‌اعتماد شده‌است؛ زیرا بسته‌شدن‌های مکرر مرزی و محدودیت‌ها، انتقال کمک‌های بشردوستانه را به روابط سیاسی و امنیتی متغیر میان کابل و اسلام‌آباد وابسته کرده است.

سوم، ایران نیز محدودیت‌هایی بر صادرات مواد غذایی اعمال کرده و نقش آن به‌عنوان مسیر ترانزیتی یا تامین‌کننده برای افغانستان تضعیف شده‌است.

این تحولات در مجموع یک «بحران سه‌گانه» در حوزه لوجستیک بشردوستانه برای افغانستان ایجاد کرده‌اند. سیستم قبلی ارسال کمک‌ها عملاً درحال از کار افتادن است.

در واکنش به این وضعیت، برنامه جهانی غذا درحال بازسازی شبکه لوجستیکی خود است. یکی از راه‌حل‌ها استفاده بیشتر از «دهلیز لاجورد» است: ترکیه–گرجستان–آذربایجان از طریق دریای خزر–ترکمنستان–افغانستان. اگرچه این مسیر طولانی‌تر و پرهزینه‌تر است، اما ثبات بیشتری دارد و جایگزینی برای مسیرهای دریایی مختل‌شده محسوب می‌شود. مساله کلیدی دیگر، نه هزینه کمتر، بلکه قابل‌اعتماد بودن مسیر است.

این تغییر، نقش آسیای مرکزی را در لوجستیک بشردوستانه منطقه‌ای به‌شدت پررنگ می‌کند. تا پیش از این، مسیرهای زمینی آسیای مرکزی به‌عنوان گزینه‌های ثانویه و کم‌اهمیت‌تر نسبت به حمل‌ونقل دریایی تلقی می‌شدند. اما اکنون این معادله درحال تغییر است. قابلیت اطمینان مهم‌تر از سرعت شده و دهلیزهای زمینی آسیای مرکزی دیگر جایگزین نیستند، بلکه به ضرورت تبدیل شده‌اند.

این منطقه از نظر زیرساختی بخش عمده‌ای از ظرفیت لازم برای ترانزیت کمک‌های انسانی را دارد. بنادر دریای خزر در قزاقستان و ترکمنستان ارتباطات حمل‌ونقل چندوجهی را فراهم می‌کنند. شبکه‌های ریلی آسیای مرکزی را از طریق ازبیکستان و ترکمنستان به افغانستان متصل می‌سازند. شهر ترمذ در ازبیکستان نیز مدت‌هاست به‌عنوان مرکز کلیدی لوجستیکی برای شمال افغانستان عمل می‌کند.

نقش‌های منطقه‌ای درحال شکل‌گیری است. قزاقستان می‌تواند به‌عنوان دروازه شمالی از طریق خزر و ارتباطات ریلی با چین عمل کند. ازبیکستان احتمالاً به هاب اصلی زمینی برای ورود کمک‌ها به افغانستان تبدیل خواهد شد. ترکمنستان نیز کوتاه‌ترین مسیر به غرب افغانستان را فراهم می‌کند.

با وجود این ظرفیت‌ها، موانع مهمی همچنان وجود دارد. تعرفه‌های بالای ریلی و هزینه‌های بندری می‌توانند این دهلیزها را غیرقابل‌رقابت کنند. رویه‌های گمرکی نیز همچنان باعث تاخیر و عدم قطعیت می‌شوند. علاوه بر این، کشورهای آسیای مرکزی هنوز هم راهبردهای لوجستیکی خود را به‌صورت مستقل توسعه می‌دهند و هماهنگی منطقه‌ای محدود است.
جدی‌ترین مشکل، نبود سازوکار منطقه‌ای پایدار برای مدیریت لوجستیک بشردوستانه است.

در این زمینه، مرکز منطقه‌ای جدید سازمان ملل برای اهداف توسعه پایدار در آسیای مرکزی و افغانستان در آلماتی می‌تواند اهمیت بیشتری پیدا کند. به‌طور رسمی، نقش آن هماهنگی فعالیت‌های سازمان ملل در آسیای مرکزی و تعامل با افغانستان است. اما در شرایط فعلی، نقش آن می‌تواند بسیار فراتر از هماهنگی توسعه‌ای گسترش یابد.

اگر بحران هرمز به بازآرایی بلندمدت شبکه‌های لوجستیکی منجر شود، منطقه به چیزی فراتر از مسیرهای جایگزین نیاز خواهد داشت؛ به یک مرکز هماهنگ‌کننده. آلماتی از چند مزیت برخوردار است: نزدیکی جغرافیایی به دهلیزهای حمل‌ونقل، زیرساخت‌های توسعه‌یافته و حضور گسترده سازمان‌های بین‌المللی.

این همان چیزی است که آلماتی را نه فقط یک موقعیت جغرافیایی مناسب، بلکه به یک مرکز بالقوه برای معماری جدید لوجستیک بشردوستانه تبدیل می‌کند.

مترجم: سیدطاهر مجاب – خبرگزاری دید
نویسنده: استفن م. بلند
منبع: تایمز آف سنترال آسیا – T.C.A

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا