اسلایدشوتحلیل و ترجمهترجمهجنگجهانسیاستمنطقه

درباره خودکشیِ یک ابرقدرت

خبرگزاری دید: ایالات متحده تازه میلیاردها دالر خرج کرده تا در جنگی شکست بخورد که الیگارش‌هایش را ثروتمندتر، شهروندانش را فقیرتر، اتحادهایش را تخریب، و دشمنانش را تقویت می‌کند. کاخ سفید برای توجیه این بی‌خردیِ خودویرانگر، به عیسی مسیح و نسل‌کشی اشاره می‌کند.

درباره خودکشیِ یک ابرقدرت

نویسنده در ابن مطلب از اصطلاح «خودکشی ابرقدرت» برای توصیف وضعیت امریکا استفاده کرده‌است؛ وضعیتی که در آن یک قدرت جهانی نه به‌دست دشمنانش، بلکه با تصمیم‌های اشتباه رهبرانش تضعیف می‌شود. برخلاف امپراتوری‌های تاریخی که در نتیجه جنگ‌ها، بحران‌های اقتصادی یا شورش‌های داخلی سقوط کردند، امریکا امروز به‌گونه‌ای عمل می‌کند که گویی آگاهانه در مسیر کاهش قدرت خویش گام برمی‌دارد.

به باور نویسنده، یکی از نشانه‌های این روند، تضعیف مفهوم «دولت» و «منافع ملی» است. سیاست در امریکا بیش از پیش به ابزاری برای منافع شخصی و اقتصادی حلقه‌ای کوچک از ثروتمندان تبدیل شده‌است. تصمیم‌گیری‌ها نه بر اساس خیر عمومی، بلکه بر محور رقابت‌های شخصی، انتقام سیاسی و سود مالی شکل می‌گیرد. در چنین فضایی، نهادهای دموکراتیک و اصل انتقال سالم قدرت نیز آسیب می‌بینند و اعتماد عمومی نسبت به دولت کاهش می‌یابد.

در کنار این مساله، ضعف نخبگان سیاسی و تخریب نهادهای تخصصی نیز به بحران دامن زده‌است. در گذشته، امریکا با اتکا به دانشگاه‌ها، خدمات کشوری و ارتش حرفه‌ای، توانسته بود افراد شایسته را به مراکز قدرت برساند. اما اکنون بسیاری از مناصب کلیدی به کسانی سپرده می‌شود که نه تجربه لازم دارند و نه توانایی اداره ساختارهای پیچیده حکومتی را. این روند، هم کارایی دولت را کاهش داده و هم اعتبار جهانی امریکا را خدشه‌دار کرده‌است.

در این تحلیل آمده‌است که آموزش و علم، که زمانی ستون اصلی قدرت امریکا بودند، نیز تحت فشار قرار گرفته‌اند. محدودشدن آزادی دانشگاه‌ها، سیاسی‌شدن علم و بی‌اعتنایی به مسایلی مانند تغییرات اقلیمی، باعث شده بسیاری از دانشمندان و پژوهشگران احساس ناامنی کنند. در حالی‌که قدرت‌های بزرگ تاریخ معمولاً با حمایت از علم و فناوری رشد کرده‌اند، امریکا امروز بخشی از توان علمی خود را از دست می‌دهد و این خلأ را رقبایی مانند چین پر می‌کنند.

نویسنده تاکید می‌کند که در حوزه سیاست خارجی نیز نشانه‌های افول آشکار است. امریکا به‌جای تقویت اتحادهای سنتی‌اش، بسیاری از متحدانش را تحقیر کرده و روابطش با آنان را تضعیف ساخته‌است. از سوی دیگر، درگیری‌های پرهزینه نظامی و سیاست‌های متناقض در قبال کشورهایی چون ایران، روسیه و اوکراین، نه‌تنها دستاورد روشنی نداشته، بلکه رقبای واشنگتن را جسورتر کرده‌است. شکست در جنگ‌های تجاری و ناتوانی در دستیابی به اهداف استراتژیک، تصویر قدرت بلامنازع امریکا را متزلزل ساخته است.

در نهایت، بحران مالی و افزایش بی‌سابقه بدهی ملی نیز نشان می‌دهد که ساختار اقتصادی امریکا با مشکلات عمیقی روبه‌رو است. وقتی حکومتی بیش از آن‌که نماینده مردم باشد، در خدمت ثروتمندان قرار گیرد، فاصله اجتماعی بیشتر و مشروعیت سیاسی کمتر می‌شود. امروز اداره ترامپ امریکا را در برابر دو انتخاب تاریخی قرار داده‌است: ادامه مسیر فرسایش و سقوط تدریجی، یا بازاندیشی در آرمان‌های دموکراتیک و ساختن نظمی عادلانه‌تر که مردم در آن نقش واقعی‌تری در تعیین آینده خود داشته باشند.

مترجم: سیدطاهر مجاب – خبرگزاری دید
نویسنده: تیموتی اسنایدر
منبع: Snyder.substack.com

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا