خبرگزاری دید: «توانا بود هر که دانا بود» این سخن جاودانه حکیم ابوالقاسم فردوسی، تنها یک بیت ادبی نیست، بلکه خلاصه فلسفه تمدنسازی در فرهنگ اسلامی و فارسی است. دانایی، سرچشمه اقتدار ملتها و اساس شکلگیری تمدنها است، و زبان فارسی در طول تاریخ، یکی از بزرگترین ابزارهای انتقال دانش، حکمت، معنویت و فرهنگ اسلامی بوده است.

زبان فارسی، پس از زبان عربی، مهمترین زبان تمدن اسلامی به شمار میرود؛ زبانی که قرنها حامل پیام توحید، اخلاق، عرفان، علم و فرهنگ اسلامی بود و میلیونها انسان در گستره خراسان بزرگ، آسیای میانه، هند، آناتولی و سرزمینهای اسلامی با آن اندیشیدند، نوشتند و تمدن آفریدند. این زبان نه تنها زبان شعر و ادب، بلکه زبان تفسیر قرآن، حدیث، فلسفه، عرفان، طب، ریاضیات، سیاست و انسانسازی بوده است.
امروز زبان فارسی، به عنوان زبان دوم اسلام و یکی از زبانهای بزرگ فرهنگی جهان، میراثدار تمدنی عظیم است که در پیوند عمیق با قرآن، سنت نبوی و معارف اسلامی شکل گرفته است.
زبان فارسی؛ استمرار فرهنگی رسالت اسلامی
پیامبر اکرم ﷺ فرمودند: «اگر ایمان در ثریا باشد، مردانی از فارس به آن دست خواهند یافت.»
این بشارت نبوی، جایگاه بلند مردمان فارسیزبان را در پاسداری از ایمان، علم و تمدن اسلامی آشکار میسازد. ابو عبید بکری در کتاب «معجم ما استعجم» نقل میکند که عربها بخش وسیعی از مشرقزمین و خراسان بزرگ را فارس مینامیدند؛ سرزمینی که بعدها یکی از مهمترین مراکز تولید علم، عرفان و فرهنگ اسلامی شد.
زبان فارسی در دامان قرآن و تمدن اسلامی بالید. همانگونه که زبان عربی، زبان وحی و قرآن کریم است، زبان فارسی به مهمترین زبان تبیین، شرح و گسترش معارف اسلامی تبدیل گردید. اگر عربی زبان نزول وحی بود، فارسی زبان انتقال روح وحی به قلب ملتهای وسیعی از جهان اسلام شد.
از همین رو، بسیاری از دانشمندان، مفسران، فقیهان، محدثان، شاعران و عارفان بزرگ اسلامی، فارسیزبان بودند و آثار آنان ستونهای تمدن اسلامی را شکل داد.
زبان فارسی و فرهیختگان تمدنساز اسلامی
تمدن اسلامی بدون نقش دانشمندان و اندیشمندان فارسیزبان، قابل تصور نیست. زبان فارسی، زبان سلمان فارسی صحابی بزرگ رسول خدا ﷺ بود؛ شخصیتی که پیامبر دربارهاش فرمود: «سلمان منا اهل البیت».
این زبان، زبان امام اعظم ابوحنیفه رحمهالله، بنیانگذار بزرگترین مکتب فقهی جهان اسلام بود؛ زبان امام بخاری، امام ترمذی و امام ابوداوود، پاسداران حدیث نبوی و زبان امام محمد غزالی، خواجه عبدالله انصاری هروی و ابوسعید ابوالخیر، پیشوایان عرفان و اخلاق اسلامی بود.
همچنین زبان فارسی، زبان اندیشمندانی چون ابن سینا (پورسینای بلخی) فارابی، ابوریحان بیرونی و ناصرخسرو بلخی بود؛ شخصیتهایی که در فلسفه، طب، منطق، ریاضیات و علوم انسانی، تمدن اسلامی را به اوج رساندند و آثارشان قرنها در دانشگاههای جهان تدریس میشد.
از خراسان تا بغداد، از سمرقند تا دهلی، هرجا چراغ علم و ایمان روشن شد، نام اندیشمندان فارسیزبان در کنار بزرگترین چهرههای تمدن اسلامی درخشید.
شعر فارسی؛ ظرف حکمت الهی و معرفت قرآنی
یکی از ویژگیهای ممتاز زبان فارسی، پیوند عمیق شعر فارسی با حکمت، اخلاق و معرفت دینی است. شعر فارسی تنها بازی با واژهها نیست؛ بلکه تفسیر هنرمندانه حقیقت، اخلاق و ایمان است.
حکیم ابوالقاسم فردوسی، شاهنامه را نه صرفاً برای روایت حماسه، بلکه برای پاسداری از هویت، اخلاق، آزادگی و حکمت نوشت. شاهنامه، کتاب خرد، ایمان و انسانیت است. فردوسی را صاحبان اندیشه «حکیم» نامیدند؛ زیرا در ژرفای داستانهای او حکمت الهی و معرفت انسانی موج میزند.
مولانای بلخی، عارف بزرگ اسلامی، مثنوی معنوی را آفرید؛ کتابی که آن را «قرآن به زبان پارسی» نامیدهاند. مولوی با تکیه بر قرآن و حدیث، انسان را از ظاهر به باطن، از خاک به افلاک و از خود به خدا فرا میخواند.
سعدی شیرازی، آموزگار اخلاق و انسانیت، در گلستان و بوستان، قرآن و سنت را در قالب ادبیاتی لطیف و جاودانه عرضه کرد. پیام جهانی او:
بنیآدم اعضای یکدیگرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
امروز بر سردر سازمان ملل متحد میدرخشد و زبان فارسی را به زبان صلح و انسانیت تبدیل کرده است.
حافظ شیرازی نیز با تکیه بر دانش عمیق قرآنی، عرفان و عشق الهی را در غزل فارسی جاودانه ساخت. او حافظ قرآن بود و غزلهایش تجلی نور وحی در زبان شعر است.
در کنار آنان، جامی، سنایی، عطار نیشابوری، بیدل دهلوی، صائب تبریزی، امیرخسرو دهلوی، رابعه بلخی، مخفی بدخشی، خلیلالله خلیلی و عبدالقهار عاصی، هرکدام بخشی از میراث حکمت و معنویت اسلامی را در قالب زبان فارسی به بشریت هدیه کردند.
زبان فارسی؛ زبان علم، فرهنگ و حکومت
زبان فارسی تنها زبان شعر و عرفان نبود، بلکه زبان رسمی بسیاری از حکومتها و امپراتوریهای بزرگ اسلامی نیز به شمار میرفت. سامانیان، صفاریان، غزنویان، غوریان، سلجوقیان، تیموریان، صفویان، بابریان و درانیان، زبان فارسی را زبان علم، فرهنگ، سیاست و اداره حکومت قرار دادند.
این زبان، نزدیک به سه قرن زبان رسمی هند بزرگ بود و در دربار عثمانی نیز جایگاه بلند فرهنگی داشت. هزاران کتاب علمی، فقهی، فلسفی، پزشکی و ادبی به زبان فارسی نوشته شد و این زبان به پلی برای انتقال علوم و معارف اسلامی میان ملتها تبدیل گردید.
زبان فارسی، زبان خراسان بزرگ و آریانای کهن است؛ زبانی که بدون شمشیر و لشکر، دلهای ملتها را فتح کرد و پیامآور صلح، معرفت و همزیستی شد.
جایگاه راهبردی زبان فارسی در جهان امروز
در عصر حاضر، پاسداشت زبان فارسی تنها یک مسوولیت فرهنگی نیست، بلکه یک ضرورت راهبردی برای حفظ هویت تاریخی، تمدنی و اسلامی ملتهای فارسیزبان است. زبان فارسی سرمایهای بزرگ برای وحدت فرهنگی، گفتوگوی تمدنها و انتقال ارزشهای اخلاقی و معنوی به نسلهای آینده است.
این زبان، میراث مشترک میلیونها انسان در افغانستان، ایران، تاجیکستان و سراسر جهان فارسیزبان است و ظرفیت آن را دارد که همچنان در تولید اندیشه، ادبیات، علوم انسانی و معنویت نقشآفرین باشد.
زبان فارسی، زبان صلح، برادری، حکمت و انسانیت است؛ زبانی که در طول تاریخ، عقل را با عشق، علم را با اخلاق و فرهنگ را با ایمان پیوند داده است.
جان کلام
زبان فارسی، تنها یک زبان ملی یا ادبی نیست؛ بلکه ستون بزرگ تمدن اسلامی و حامل بخش عظیمی از میراث فکری و معنوی جهان اسلام است. عظمت این زبان در آن است که قرنها در خدمت قرآن، اخلاق، عرفان، علم و انسانسازی قرار داشته است.
اگر امروز از تمدن اسلامی سخن میگوییم، باید بدانیم که بخش مهمی از این تمدن با اندیشه، قلم و زبان فرهیختگان فارسیزبان ساخته شده است. از فردوسی تا مولانا، از ابنسینا تا غزالی، از سعدی تا حافظ، همه نشان میدهند که زبان فارسی چگونه توانسته است میان ایمان، معرفت، حکمت و تمدن پیوندی جاودانه برقرار سازد.
پاسداشت زبان فارسی، پاسداشت هویت، دانایی، فرهنگ و تمدن اسلامی است؛ زبانی که همچنان میتواند پیامآور نور، معرفت و صلح برای جهان معاصر باشد.
پاینده باد زبان فارسی؛ زبان حکمت، معرفت، صلح و تمدن اسلامی
عبدالرؤوف توانا